موضوع فراتر از فناوری است؛ از قطع اتصال تا قطع امید

این روزها، اینترنت برای کسبوکارها فقط یک ابزار نیست. همان اکسیژنی است که ریههای اقتصاد دیجیتال با آن نفس میکشند. برای استارتآپها، فعالان بازار، فروشگاههای آنلاین، فریلنسرها و حتی کسبوکارهای سنتی، اتصال پایدار به اینترنت دیگر یک مزیت رقابتی نیست. یک ضرورت حیاتی است. در جهانی که ارتباط، اعتماد و معامله در بستر دیجیتال شکل میگیرد، قطع این شریان، به معنای توقف جریان زندگی اقتصادی است.
ایران اکنون بیش از دو ماه است که درگیر یکی از طولانیترین خاموشیهای اینترنت در تاریخ معاصر جهان است. این اختلال گسترده که در پی جنگ تحمیلی به ایران، آغاز شد و توجیهات امنیتی هم داشت، امروز به بحرانی عمیق برای اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شده است. بر اساس گزارشها، این خاموشی از مرز ۵۰ روز گذشته و به طولانیترین قطعی سراسری اینترنت در یک کشور در دوران مدرن بدل شده است. (The Wall Street Journal)
هزینه این خاموشی، تنها با اعداد اقتصادی سنجیده نمیشود، اما همین اعداد نیز تکاندهندهاند. برآوردها نشان میدهد که اقتصاد ایران روزانه بین ۳۵ تا ۸۰ میلیون دلار از محل محدودیتهای اینترنتی زیان میبیند. تا میانه آوریل، خسارت مستقیم این بحران از ۱.۸ میلیارد دلار فراتر رفته بود. فروش آنلاین در برخی بخشها تا ۸۰ درصد کاهش یافته و میلیونها شغل، بهویژه در بخش خدمات دیجیتال، تجارت الکترونیک و کسبوکارهای خرد، در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
اکوسیستم استارتآپی ایران که طی یک دهه گذشته با سختی، خلاقیت و سرمایه انسانی شکل گرفته بود، امروز بر لبه پرتگاه ایستاده است. موج تعدیل نیرو، توقف سرمایهگذاری، افت شدید درآمد و حتی ورشکستگی، دیگر پیشبینی نیست؛ واقعیتی است که هر روز در حال رخ دادن است. استارتآپها، بیش از هر صنعت دیگری، به دسترسی آزاد، پایدار و باکیفیت به اینترنت وابستهاند. بدون این زیرساخت، نوآوری خاموش میشود و سرمایه انسانی، راه مهاجرت را در پیش میگیرد.
در این میان، ارائه «اینترنت پرو» یا دسترسی طبقاتی به گروهی محدود از کسبوکارها، نهتنها راهحل نیست، بلکه خود بخشی از مسئله است. کسبوکارها برای بقا، تنها به اتصال فنی نیاز ندارند؛ آنها باید در فضای رسانهای، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای بینالمللی حضور فعال داشته باشند. ارتباط با مشتری، بازاریابی، فروش، پشتیبانی و برندسازی، همگی در بستر اینترنت آزاد و جهانی معنا پیدا میکنند. اینترنتی که تنها به چند وبسایت داخلی محدود شود، بیشتر شبیه آکواریومی است که نامش را اقیانوس گذاشتهاند.
تجربههای جهانی نیز این واقعیت را تأیید میکند. در میانمار، سودان، اوکراین و حتی در بحرانهای طبیعی مانند زلزله ترکیه، حفظ دسترسی به اینترنت بهعنوان بخشی از زیرساخت حیاتی مدیریت بحران شناخته شد. اینترنت نهتنها برای اقتصاد، بلکه برای امدادرسانی، اطلاعرسانی، حفظ امنیت عمومی و تداوم زندگی اجتماعی ضروری است. گزارش Access Now نشان میدهد که تنها در سال ۲۰۲۵، جهان شاهد ۳۱۳ مورد خاموشی اینترنت در ۵۲ کشور بوده و این روند، خسارات اقتصادی و انسانی گستردهای به همراه داشته است. (TechRadar)
برای ایران، موضوع فراتر از فناوری است. این، مسئله آینده است. آینده نسلی که کار، آموزش، خلاقیت و ارتباطاتش به اینترنت گره خورده است. ادامه این وضعیت، تنها به تعطیلی چند کسبوکار ختم نمیشود؛ بلکه به فرسایش اعتماد، فرار سرمایه، مهاجرت نخبگان و تضعیف بنیانهای اقتصاد نوآور کشور منجر خواهد شد.
اینترنت، امروز همان برق قرن بیستم و همان راهآهن قرن نوزدهم است؛ زیرساختی بنیادین برای توسعه. محرومکردن جامعه و اقتصاد از آن، یعنی محرومکردن کشور از آینده. اگر اتصال قطع بماند، تنها شبکهها خاموش نمیشوند؛ چراغ نوآوری، کارآفرینی و امید نیز کمسو خواهد شد.
منبع





