اخبار

شبکه‌های اجتماعی در حال تقویت نیکوکاری در ایران هستند

در سال‌های اخیر، شکل‌های متفاوتی از نیکوکاری در شبکه‌های اجتماعی ایران شکل گرفته است. فعالیت‌های گسترده رسول خادم، فراخوان‌ برای تسویه بدهی افراد ناشناس، آزادسازی بیش از ۸۵۰ زندانی جرائم غیرعمد، پویش #کارخیر، کمک به افراد بی‌خانمان و طردشده، پویش #نذرطبیعت و صدها مورد دیگر فقط در آنلاین بودن اشتراک ندارند، این اقدامات و گستردگی آنها نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی در حال تبدیل‌شدن به بخشی از سازوکار عمل نیکوکارانه هستند.

به گزارش پیوست، در سال‌های اخیر، شکل‌های متنوعی از کنش‌های خیرخواهانه در شبکه‌های اجتماعی ایران قابل ردیابی است. رسول خادم و موسسات مرتبط با او مانند مهروماه در دوسال گذشته گزارش‌های مستمری از حمایت از خانواده‌های نیازمند، کودکان، بیماران و ساخت مسکن در مناطقی از تایباد و نیشابور تا کاشمر و اردبیل منتشر کرده‌اند.

در نمونه‌ای دیگر الگوی تسویه دفتر نسیه در سوپرمارکت و نانوایی بارها در کانال‌های مختلف بازنشر شده و بعضی از همین متن‌ها صریحا از مخاطب می‌خواهند «ایده» را منتشر کند تا دیگری آن را اجرا کند. خانواده‌ای در تبریز گفت پس از دیدن کلیپ زندانیان غیرعمد در صفحه رسمی ستاد دیه تصمیم گرفته تولد دختر شش‌ساله‌اش را به آزادی یک زندانی پیوند بزند، الگویی که بعدتر با عنوان «یک تولد، یک آزادی» به پویش رسمی ستاد دیه البرز تبدیل شد. مخاطبان محسن چاوشی نیز به گفته مدیرعامل وقت ستاد دیه طی دو سال ۷ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان برای آزادی ۸۵۱ زندانی جرائم غیرعمد تأمین کردند.

در مدلی متفاوت، دفتر آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی پویش #کارخیر را در ایکس و تلگرام با فراخوان موردی، بررسی نیاز، هزاران پرداخت خرد و گزارش ماهانه دخل‌وخرج اداره می‌کند و در یک گزارش مرداد ۱۴۰۴، ۱۱ هزار و ۵۶۸ واریز مستقیم و درگاهی ثبت شده است. کمیته امداد هرمزگان نیز در سال ۱۴۰۳ اعلام کرد ۷۰ درصد صدقات استان از کانال‌های الکترونیکی مانند QR، کد دستوری، POS و کارت مجازی جمع‌آوری شده است.

این نمونه‌ها از یک مدل واحد نیکوکاری نمی‌آیند، اما یک ویژگی مشترک دارند، شبکه اجتماعی در آنها فقط محل نمایش کار خیر نیست و در شناسایی نیاز، انتقال الگوی رفتار، ساخت اعتماد، بسیج منابع، جمع‌آوری پول و بازگرداندن نتیجه به مخاطب وارد فرآیند اجرا شده است.

داده‌های «پیمایش ملی گرایش مردم ایران به نیکوکاری» زمینه اجتماعی این تغییر را روشن‌تر می‌کند. در موج دوم این پیمایش در زمستان ۱۴۰۲ بیش از ۷۷ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند ترجیح می‌دهند شخصا به فرد نیازمند کمک کنند تا پول را در اختیار موسسه خیریه قرار دهند با این حال ۴۶.۶ درصد معتقد بوده‌اند خیریه‌ها نیازمندان واقعی را بهتر شناسایی می‌کنند، ۴۲.۹ درصد در ماه قبل به موسسات خیریه کمک مالی کرده‌اند و ۳۸.۲ درصد نیز حساب‌وکتاب خیریه‌ها را غیرشفاف دانسته و گفته‌اند اعتماد زیادی به آنها ندارند.

این اعداد از بازآرایی رابطه میان اهداکننده، دریافت‌کننده و واسطه حکایت دارند. بخشی از اهداکنندگان می‌خواهند مقصد و نتیجه کمک را مستقیم‌تر ببینند، اما کارکردهایی مانند شناسایی، راستی‌آزمایی، تجمیع منابع و پاسخگویی همچنان باقی است. در این شرایط شبکه‌های اجتماعی امکان توزیع وظایف میان نهادهای رسمی، چهره‌ها، انسان‌رسانه‌ها، اجتماع آنلاین و خود اهداکنندگان تقسیم شوند.

تکثیر پیام، رفتار و الگو در شبکه‌های اجتماعی

«دیوار مهربانی» یکی از نمونه‌های مستند این سازوکار است. تصاویر دیوارهایی که مردم لباس یا کالای مازاد خود را روی آنها قرار می‌دادند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و نمونه‌های مشابه در شهرهای دیگر ایران و سپس در کشورهای همسایه شکل گرفت. پژوهشی که این حرکت را در ایران، افغانستان و پاکستان بررسی کرد، نقش ارتباطات شبکه‌ای و رفتارهای تقلیدی را در گسترش آن ثبت کرده است.

در این نمونه، آنچه منتشر شد فقط پیام «کمک کنید» نبود. روش انجام کار نیز همراه پیام منتقل شد. مخاطب می‌توانست ساختار ساده رفتار را ببیند، آن را بفهمد و در محیط دیگری بازسازی کند.

نمونه تولد و آزادی زندانی زنجیره روشن‌تری دارد. خانواده‌ای در تبریز صریحا گفته است ایده آزادی زندانی پس از دیدن کلیپ زندانیان غیرعمد در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. این رفتار دوباره در شبکه منتشر شد و در خرداد ۱۴۰۵ ستاد دیه البرز پویش «یک تولد، یک آزادی» را به‌عنوان قالب رسمی مشارکت معرفی کرد.

دفتر نسیه سوپرمارکت‌ها و نانوایی‌ها که اخیرا به داروخانه‌ها هم رسیده است مرز همین تحلیل را نشان می‌دهد. پرداخت بدهی خانواده‌های نیازمند رفتاری جدید نیست به عنوان مثال خیریه «کودکان فرشته‌اند» سال‌ها قبل طرح تسویه حساب دفتری فروشگاه‌های مناطق آسیب‌پذیر را چند بار اجرا کرده بود. در اسفراین نیز گروهی از شناسایی دفترهای نسیه در ۲۰ نانوایی خبر داده بود و طرح «نان با عطر مهربانی» از میانه دهه ۱۳۹۰ نمونه‌هایی از همین رفتار را به شهرهای مختلف برده بود.

نقش شبکه در این رفتارها روشن است به عنوان مثال متن‌هایی با مضمون مراجعه به فروشگاه مناطق کم‌برخوردار و پرداخت بدهی افراد ناشناس در کانال‌های نامرتبط بازنشر شده‌اند و بعضی از آنها صریحا از مخاطب خواسته‌اند اگر خودش امکان کمک ندارد، «ایده» را منتشر کند تا فرد دیگری آن را انجام دهد.

در این مدل، شبکه اجتماعی نه خالق رفتار بلکه ضریب تکثیر آن است. چیزی که جابه‌جا می‌شود فقط پول یا فراخوان نیست، یک روش عمل اجتماعی است.

نیکوکاری با راهکار الگوریتمی

برای این گزارش ۴۸ کانال محتوا و وب به‌صورت هدفمند بررسی شد. نمونه نماینده آماری شبکه‌های اجتماعی ایران نیست اما چند الگوی تکرارشونده را نشان می‌دهد. در الگوی نخست، «مرهم باش» پرونده یک زندانی و مبلغ ۵۰ میلیون تومانی موردنیاز را منتشر کرد و مدتی بعد از تامین کامل آن خبر داد. مهرگیتی برای تهیه کیف و لوازم‌التحریر ۱۰ هزار دانش‌آموز هدف چهار میلیارد تومانی تعیین کرد و رسیدن کمپین به ۵۰ و سپس ۷۰ درصد هدف را گزارش داد؛ خیریه «قطره» نیز تعداد نسخه‌های تأمین‌شده و ارزش ریالی حمایت‌ها را مرتب منتشر می‌کند و در یکی از پویش‌های «نذر دارو» از ۶۸۲ تراکنش و جمع‌آوری حدود ۳۵۹ میلیون تومان خبر داده است.

در این نمونه‌ها، کار خیر از یک فراخوان مقطعی به فرایندی قابل پیگیری تبدیل شده است. به عنوان مثال یک پرونده با مبلغ مشخص مطرح و نتیجه آن اعلام می‌شود، در الگوی بعدی یک کمپین هدف مالی دارد و پیشرفت آن مرحله‌به‌مرحله گزارش می‌شود، یا در شیوه‌ای دیگر عملکرد مؤسسه به‌طور مستمر در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. در نتیجه، گزارش عملکرد که پیش‌تر ممکن بود در سند حسابداری یا گزارش سالانه باقی بماند، خود به بخشی از جریان محتوا و سازوکار جلب اعتماد تبدیل شده است.

هم‌زمان، نیکوکاری وارد منطق اقتصاد توجه می‌شود زیرا بعضی نیازها ساده‌تر قابل ارائه‌اند به همین دلیل در شبکه‌های اجتماعی توجه بیشتری بگیرند. در بخشی از نمونه‌ها، غافلگیری و اوج‌گیری عاطفی دیده می‌شود، در نتیجه  یک محتوا می‌تواند هم کمک واقعی ایجاد کند در عین حال با الگوریتم‌ها همراستا باشد و در نهایت یک الگوی اجتماعی بسازد. یعنی کار خیر با ورود به شبکه اجتماعی، بخشی از قواعد رقابت برای توجه را نیز می‌پذیرد.

اتصال نقاط اعتماد با منطق پلتفرمی

رسول خادم مدل مهمی از کارکرد شبکه‌های اجتماعی را نشان می‌دهد. فعالیت‌های منتشرشده از او شامل حمایت از خانواده‌ها، کودکان، درمان، ساخت مسکن و بازدیدهای میدانی در مناطقی از تایباد و نیشابور تا کاشمر و گلستان است. در برخی پست‌ها شماره حساب موسسه خادمین یا «خانواده مهر و ماه» در کنار گزارش فعالیت‌های میدانی منتشر می‌شود.

پویش #کارخیر دفتر آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی در ایکس و تلگرام ترکیب دیگری دارد. طبق توضیح رسمی این دفتر، پیش از فراخوان درباره نیاز واقعی افراد تحقیق می‌شود و دخل‌وخرج آن نیز ماهانه منتشر می‌شود. منابع پویش ترکیبی از کمک‌های فراخوان‌شده در شبکه‌های اجتماعی و وجوهات شرعی است.

به عنوان مثال در گزارش مرداد سال گذشته ۱۴۰۴ که از این پویش بازنشر شده، حدود ۳.۸۵ میلیارد تومان هزینه در یک ماه ثبت شده است. نزدیک ۲.۴۲ میلیارد تومان از این مبلغ از طریق ۱۱ هزار و ۵۶۸ واریز مستقیم یا درگاهی تامین شده و بیش از ۸۵ درصد واریزها کمتر از ۲۰۰ هزار تومان بوده‌اند.

محسن چاوشی یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تقسیم کار به استفاده از شبکه‌های اجتماعی است که به آزادی ۸۵۱ زندانی جرائم غیرعمد منجر شد. در این مدل، ستاد دیه پرونده و وضعیت زندانی را بررسی می‌کند، چاوشی توجه و اعتبار شخصی خود را وارد می‌کند و مخاطبان منابع مالی را فراهم می‌کنند. شبکه اجتماعی در این مدل، اعتماد شخصی را به زیرساخت تخصصی نهاد متصل کرده است.

داده‌های کمیته امداد هرمزگان تغییر کانال را روشن‌تر نشان می‌دهند. کمیته امداد استان اعلام کرد ۷۰ درصد صدقات از روش‌های الکترونیکی مانند QR، کد دستوری، POS و کارت مجازی جمع‌آوری شده است. این رقم نشان می‌دهد حتی در یکی از قدیمی‌ترین اشکال کمک سازمان‌یافته، ابزار دیجیتال می‌تواند به کانال اصلی تبدیل شود.

پژوهشی در سال ۱۴۰۴ نیز پنج خیریه ایرانی دارای فعالیت دیجیتال بالا را با مصاحبه با ۱۱ مدیر و متخصص بررسی کرد و یافته‌های این پژوهش نشان داد تغییر در بخشی از نهادها از سطح «داشتن صفحه اجتماعی» فراتر رفته و وارد سازمان‌دهی فعالیت شده است.

کارکرد اجتماعی زیر فیلترینگ

ایسپا در پیمایش ملی شهریور ۱۴۰۳ گزارش کرد ۸۲.۲ درصد جمعیت بالای ۱۸ سال ایران دست‌کم از یک پیام‌رسان یا شبکه اجتماعی استفاده می‌کنند. در پیمایش جدیدتر این مرکز درباره کاربران اینترنت نیز ۷۴.۴ درصد استفاده از فیلترشکن گزارش شده است.

این اعداد اثر فیلترینگ بر نیکوکاری را اندازه نمی‌گیرند، اما یک واقعیت ساختاری را نشان می‌دهند که محدودیت دسترسی مانع تبدیل شبکه‌های اجتماعی به بخشی از زیرساخت فعالیت‌های نیکوکارانه و فرهنگ‌سازی در جامعه نشده است.

همین زیرساخت می‌تواند میزبان کلاهبرداری، اطلاعات نادرست، نقض حریم خصوصی یا نمایش نامناسب زندگی نیازمندان نیز باشد و نمونه‌های این گزارش درباره اثر کلی «مثبت» شبکه‌های اجتماعی چیزی ثابت نمی‌کنند. اما شواهد موجود نشان می‌دهند تمرکز صرف بر آسیب‌ها نیز بخشی از عملکرد واقعی شبکه را از تحلیل حذف می‌کند.

مردم پیش از تلگرام، اینستاگرام یا ایکس نیز برای درمان، آزادی زندانی، معیشت و نان پول جمع می‌کردند. آنچه امروز بهتر قابل مستندسازی است، تغییر زیرساخت این رفتار است زیرا یک نیاز سریع‌تر دیده می‌شود، روش کمک قابل بازنشر می‌شود، اعتبار یک فرد به نظام تأیید یک نهاد متصل می‌شود، هزاران پرداخت خرد حول یک هدف جمع می‌شوند و نتیجه دوباره به همان شبکه‌ای بازمی‌گردد که منابع را فراهم کرده است.

شواهد موجود نه افزایش کلی نیکوکاری ایرانیان را ثابت می‌کنند و نه کاهش مرجعیت خیریه‌ها و نهادهای سنتی را. آنچه با داده، سند و مصداق بیشتری قابل دفاع است، تغییر زیرساخت عمل اجتماعی است.

تمام فعالیت‌های نیکوکارانه در شبکه‌های اجتماعی زیر لکه تیره فیلترینگ قرار دارد و مشخص نیست چه ظرفیت‌هایی برای عمل جمعی وجود داشته که در سیاست‌گذاری کمتر دیده شده است.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا