درس اوکراین برای ایران؛ فناوری در بحران میتواند تبدیل به فرصت شود

تجربه اوکراین و رشد پنج درصدی اقتصاد دیجیتال این کشور در سه سال ابتدایی جنگ نشان داد، در شرایط جنگی نیز فناوریهای نوین میتوانند به ابزاری برای حفظ پایداری اقتصادی تبدیل شوند. کارشناسان حوزه هوش مصنوعی معتقدند توسعه این فناوری در ایران بیش از هر چیز به تغییر نگاه سیاستگذاران و رفع چالشهای زیرساختی از جمله تامین انرژی، مراکز داده و دسترسی به منابع پردازشی وابسته است.
به گزارش پیوست، صابر خسروی، دانشآموخته دکتری مدیریت تکنولوژی، در همایش هوش مصنوعی در بحران، با اشاره به تاثیر جنگ اوکراین بر اقتصاد دیجیتال این کشور میگوید: «جنگ اوکراین بزرگترین جنگ اروپا پس از جنگ جهانی دوم بود، با این وجود اقتصاد دیجیتال این کشور در سه سال نخست جنگ حدود پنج درصد رشد کرد.»
او با اشاره به وضعیت دسترسی به اینترنت در ایران توضیح داد که در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ درصد سال با اختلال یا محدودیت اینترنت مواجه بودیم و این رقم در سال ۱۴۰۵ به حدود ۸۴ درصد رسید.
خسروی در ادامه با استناد به کتاب «موجی که میآید» نوشته مصطفی سلیمان به تشریح ویژگیهای فناوریهای نوظهور پرداخت و گفت: «فناوریهای جدید ویژگیهایی دارند که بر آن اساس، کنترل و مهار آنها با ابزارهای سنتی را دشوار است. یکی از این ویژگیها اثر نامتقارن که طبق آن، دیگر تقابل قدرتها بر اساس حجم منابع و تجهیزات معنا ندارد و ابزارهای کمهزینه میتوانند نقاط فشار راهبردی ایجاد کنند.»
او یکی دیگر از این ویژگیها را استقلال عمل دانست و گفت که فناوریهای جدید وابستگی کمتری به زیرساختهای متمرکز، نیروی انسانی انبوه و نظامهای کنترل مرکزی دارند. به گفته خسروی، کاربرد همهجانبه هم از دیگر ویژگیهای فناوریهای نوین است. او تاکید کرد: «در چنین شرایطی مفهوم تابآوری تغییر کرده است و این مفهوم، دیگر به معنای ساخت سپرهای فیزیکی ضخیمتر نیست، بلکه به معنای چابکی، توزیعشدگی و هوشمندی دیجیتال است.»

خسروی سپس به پارادوکس رشد در اقتصاد اوکراین اشاره کرد و گفت: «در سال ۲۰۲۲ و همزمان با نخستین سال جنگ اوکراین، با وجود توقف بخش بزرگی از فعالیتهای فیزیکی اقتصاد، جریان داده و خدمات دیجیتال همچنان ادامه پیدا کرد.»
به گفته او صادرات خدمات فناوری اطلاعات اوکراین حدود ۵۰ درصد رشد کرد و ارزش آن به بیش از ۷ میلیارد دلار رسید. همچنین این بخش سهمی ۱۱.۵ درصدی از کل صادرات کشور پیدا کرد و شرکتهای فناوری توانستند حدود ۹۶ درصد قراردادهای بینالمللی خود را حفظ و اجرا کنند.
در مقابل، خسروی به وضعیت اقتصاد سنتی اوکراین اشاره کرد و گفت: «تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۲۹ درصد کاهش یافت، نزدیک به ۳۰ درصد ظرفیت تولید صنعتی تخریب شد و آوارگی میلیونها شهروند و اختلال در زنجیرههای تأمین لجستیکی، فشار سنگینی بر اقتصاد وارد کرد.»
او از این تجربه نتیجهگیری کرد و گفت که در شرایط بحران، داراییهای نامشهود و غیرمادی به مهمترین لنگرگاه ثبات اقتصاد ملی تبدیل میشوند و تجربه اوکراین نشان داد، اقتصاد دیجیتال میتواند بخشی از خسارتهای ناشی از بحرانهای بزرگ را جبران کند.
مساله داده در توسعه هوش مصنوعی
امیرحسین عسگری، مدیرعامل دیتاک، در نشست «اکوسیستم هوش مصنوعی در عصر بحران» بر این باور است که در توسعه هوش مصنوعی عصر داده را نادیده گرفتهایم و مستقیم به آن ورود کردهایم. او بخش قابل توجهی از ناکارآمدیهای فعلی را از همین نقطه دانست.
عسگری اضافه کرد: «بخش زیادی از دادهها در سازمانها و نهادهای مختلف در سیلوهای جداگانه باقی میمانند و به اشتراک گذاشته نمیشوند. از سوی دیگر بسیاری از مدیران ارشد همچنان تصور میکنند برای تصمیمگیری نیازی به داده ندارند و بر تجربه و قضاوت شخصی خود تکیه میکنند. این دو چالش در تمام جهان وجود دارد.»
عسگری با تاکید بر اینکه این فناوری باید مسائل سایر حوزهها را حل کند، اضافه کرد: «به همین دلیل داده، زیرساخت، نیروی انسانی، دانش تخصصی و شبکهای از همکاریها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند. هر سازمانی که بخواهد محصول موفقی در این حوزه ارائه دهد، ناچار است چنین اکوسیستمی را در درون خود یا در شبکهای از شرکای تخصصی ایجاد کند.»
به باور او باید به جای تمرکز بر اهداف بزرگ، ابتدا موفقیتهای کوچک اما واقعی خلق کنیم.
تامین انرژی، از دیگر چالشهای توسعه هوش مصنوعی است
محمد مظفری، معاون فنی هلدینگ گرینوب هم با اشاره به اینکه بخش مهمی از چالشهای حوزه زیرساخت به مساله انرژی مربوط است، گفت: «حتی اگر تجهیزات و سختافزارهای موردنیاز هوش مصنوعی نیز در اختیار کشور قرار بگیرد، همچنان با کمبود مراکز داده مناسب و محدودیتهای جدی در تامین انرژی مواجه خواهیم بود. به همین دلیل نمیتوان با تهیه تجهیزات انتظار جهش در این حوزه را داشت.»
به باور او وضعیت فعلی زیرساختها به سختی اجازه میدهد در زمره کشورهای پیشرو حوزه هوش مصنوعی قرار بگیریم. به همین دلیل او تاکید کرد که نخستین گام، پذیرش واقعبینانه محدودیتها است.
مظفری همچنین اشاره کرد: «بدون همکاری و مشارکت بینالمللی نمیتوانیم به بازیگری جدی در این حوزه تبدیل شویم. با توجه به شرایط سیاسی و محدودیتهای موجود در ارتباط با کشورهای غربی، لازم است به دنبال یافتن شرکای مناسب در سایر مناطق به ویژه در شرق، باشیم.»
نگاه دولت به توسعه هوش مصنوعی باید تغییر کند
حسین بیانی، مدیر ارشد فناوری داتا هم در بخش دیگری از این نشست به موانع توسعه هوش مصنوعی پرداخت و گفت: «نگاه دولت به توسعه هوش مصنوعی وجود تمام اجزای این اکوسیستم در داخل کشور است. هوش مصنوعی تحولی بنیادین است که میتواند ساختارهای مختلف را دگرگون کند. تجربه پیامرسانها نیز نشان داد که صرف تخصیص بودجه و حمایت گسترده لزوما به موفقیت منجر نمیشود. در حوزه هوش مصنوعی نیز باید واقعبین باشیم و زمین بازی خود را بشناسیم.»
او مزیت کشور در هوش مصنوعی را در لایه سرویسها و اپلیکیشنها دانست و گفت: در اقتصاد دیجیتال، داده مهمترین دارایی است که هر بار استفاده از آن میتواند ارزش جدیدی خلق کند. ما سالها اهمیت این موضوع را نادیده گرفتیم و ناگهان وارد موج هوش مصنوعی شدیم. این موج، چه آن را بپذیریم و چه نه، مسیر خود را طی خواهد کرد.
به باور بیانی در دوره جنگ و بحران اخیر، افت سرعت توسعه بسیاری از سرویسها بیش از آنکه ناشی از محدودیت اینترنت باشد، نتیجه کاهش دسترسی به خدمات ابری و ابزارهایی مانند چت جیپیتی بود.
بدون همافزایی دولت و بخش خصوصی تحول هوش مصنوعی ممکن نیست
محمد نوروزی، معاون محصول تحقیقات هوش مصنوعی پارت، هم در بخشی دیگر از این نشست بر این باور است تحول بنیادین در حوزه هوش مصنوعی بدون همافزایی میان بخشهای مختلف امکانپذیر نیست. او گفت: هیچکس از بحران استقبال نمیکند. با این حال بحران میتواند بخشی از نقاط قوت و ضعف را نمایان کند.
به اعتقاد او تحول در بخش خصوصی امکانپذیر است، به شرط آنکه همکاری و همافزایی واقعی میان بخش خصوصی و دولت وجود داشته باشد. نوروزی توضیح داد: «دولت نیز باید بخشی از این فرآیند باشد، اما نه به گونهای که اختیار کامل قطع و وصل کردن جریان را در دست داشته باشد. این رابطه باید متوازن و مبتنی بر مشارکت برابر باشد.»
او بر این باور است که هوش مصنوعی امروز در جایگاهی همتراز با اختراع آتش قرار دارد. نوروزی ادامه داد: «اگر این فناوری را به درستی درک نکنیم و برای آن برنامهریزی نداشته باشیم، ممکن است در آینده پیامدهای آن گریبان خودمان را بگیرد. در مسیر توسعه هوش مصنوعی دو انتخاب پیش روی ما قرار دارد، یا تنها مصرفکننده فناوری باشیم و زیرساخت و خدمات را از شرکتهای بزرگ جهانی خریداری کنیم، یا متناسب با ظرفیتها و جایگاه خود، نقش مشخصی در این اکوسیستم جهانی برای خود تعریف کنیم.»
منبع





