ابهامهای گزارش سالانه شاپرک؛ اعدادی که هنوز توضیح ندارند

گزارش سالانه شاپرک انبوهی از اعداد، رشد و تراکنش در شبکه پرداخت را ثبت کرده، اما درباره علت مهمترین تغییرات، توضیحی ندارد. درک تغییرات برخی کمیتها در این گزارش نهتنها حیاتی که گاهی نگرانکننده هستند.
گزارش سالانه شاپرک یکی از مهمترین منابع رسمی برای اطلاع از وضعیت شبکه پرداخت کشور است. این گزارش حجم زیادی از دادهها را درباره تعداد و مبلغ تراکنشها، ابزارهای پذیرش، عملکرد شرکتهای پرداخت و سهم بانکها منتشر میکند. با این حال پس از انتشار گزارش سال قبل شاپرک، هنوز نمیتوان توضیح روشنی درباره علت یا معنای برخی از اعداد مهم اقتصادی بدست آورد.
بعضی از این ابهامها مستقیما به روش محاسبه و گزارشدهی شاپرک مرتبط هستند و بعضی دیگر پرسشهایی اقتصادی و رقابتی هستند که دادههای شاپرک ایجاد میکنند، اما پاسخ آنها را باید از بانک مرکزی، شرکتهای پرداخت، نهادهای آماری یا تنظیمگر رقابت پیگیری کرد.
رشد ارزش تراکنشها چقدر واقعی است؟
ارزش تراکنشهای شبکه در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۸ درصد افزایش یافته، اما تعداد تراکنشها فقط نزدیک به ۳ درصد رشد کرده است. متوسط مبلغ هر تراکنش نیز بیش از ۴۳ درصد بالا رفته است. این اختلاف بزرگ در درجه اول میتواند نتیجه تورم و افت ارزش پول باشد. وقتی قیمت کالاها و خدمات بالا میرود، حتی اگر تعداد خریدها تغییر چندانی نکند، ارزش اسمی تراکنشها افزایش پیدا میکند. بنابراین رشد ۴۸ درصدی را نمیتوان بهتنهایی نشانه افزایش مصرف، رونق اقتصادی یا توسعه واقعی شبکه پرداخت دانست.
پرسش اصلی این است که پس از حذف اثر تورم و افزایش قیمتها، ارزش حقیقی تراکنشها چه تغییری کرده است. پاسخ این پرسش لزوما فقط بر عهده شاپرک نیست زیرا محاسبه رشد حقیقی به انتخاب شاخص قیمت و ترکیب دادههای پرداخت با آمارهای اقتصادی نیاز دارد. با این حال، گزارش میتوانست دستکم تفاوت میان رشد اسمی و رشد حقیقی را صریحتر توضیح دهد.
ابزار فعال دقیقا چه معنایی دارد؟
تعداد کل ابزارهای پذیرش فعال در سال ۱۴۰۴ حدود ۸ درصد کاهش یافته، درحالیکه تعداد ابزارهای تراکنشدار ۱.۴ درصد بیشتر شده است. در بخش اینترنتی، فاصله نگرانکننده است زیرا ابزارهای اینترنتی فعال بهشدت کاهش یافتهاند، اما تعداد ابزارهای اینترنتی تراکنشدار ۱۸.۹ درصد رشد کرده است.
این دو روند لزوما متناقض نیستند. ممکن است شاپرک درگاهها و پایانههای غیرفعال، تکراری یا بدون استفاده را از فهرست ابزارهای فعال حذف کرده باشد، درحالیکه تعداد ابزارهای واقعا مورد استفاده افزایش یافته است. احتمال دیگر این است که تعریف «فعال سیستمی» یا روش شمارش ابزارها تغییر کرده باشد.
ابهام همینجا آغاز میشود که آیا کاهش ابزارها نتیجه پالایش پایگاه داده بوده، حاصل تغییر مقررات و احراز هویت پذیرندگان است یا تعریف شاخص نسبت به سال قبل تغییر کرده است؟ گزارش عدد را اعلام میکند، اما نمیگوید این کاهش چگونه رخ داده و آیا دادههای دو سال بر مبنای یک روش ثابت محاسبه شدهاند.
فاصله دو میلیونی ابزار فعال و تراکنشدار از کجا است؟
گزارش از وجود بیش از ۱۱ میلیون ابزار فعال و حدود ۸.۹ میلیون ابزار تراکنشدار خبر میدهد. در ظاهر، بیش از دو میلیون ابزار در طبقه فعال قرار دارند، اما در دوره مورد بررسی تراکنشی نداشتهاند. یک ابزار ممکن است از نظر فنی و قراردادی فعال باشد، اما در ماه مرجع استفاده نشده باشد. همچنین کارتخوان فیزیکی، درگاه اینترنتی و ابزار USSD از نظر هزینه، کارکرد و الگوی استفاده یکسان نیستند.
اما از سوی دیگر دو میلیون ابزار فعال بلااستفاده عجیب بهنظر میرسد مخصوصا اینکه ممکن است بهدلیل رقابت شرکتهای پرداخت در جذب پذیرنده باشد. برای تفسیر این عدد باید مشخص شود «تراکنشدار» در چه بازهای سنجیده شده، چه تعداد از این ابزارها موقتا بدون تراکنش بودهاند و سهم هر نوع ابزار از این فاصله چقدر است. بدون این تفکیک، نمیتوان با اطمینان از دو میلیون ابزار بلااستفاده یا هزینه تحمیلشده به شبکه صحبت کرد.
افزایش تراکنشهای بزرگ چه چیزی را نشان میدهد؟
گزارش نشان میدهد سهم تراکنشهای کممبلغ کاهش یافته و تراکنشها به بازههای بالاتر منتقل شدهاند. سهم تراکنشهای بیش از دو میلیارد ریال نیز افزایش پیدا کرده است. یک توضیح ساده، تورم است. بسیاری از خریدهایی که قبلا در دامنههای پایینتر قرار میگرفتند، با افزایش قیمتها به بازههای بالاتر منتقل شدهاند. اما این تنها توضیح ممکن نیست. افزایش پرداختهای تجاری، تغییر ترکیب پذیرندگان، تغییر سقفهای تراکنش یا استفاده بیشتر از شبکه کارت برای پرداختهای عمده نیز میتواند در این روند نقش داشته باشد.
دادههای منتشرشده میان پرداخت خانوار، تراکنش تجاری، پرداختهای عمده و غیره تفکیک قائل نمیشوند. در نتیجه معلوم نیست افزایش سهم تراکنشهای بزرگ صرفا بازتاب افت ارزش ریال است یا شبکه کارت در حال پذیرفتن نقش متفاوتی در مبادلات اقتصادی است.
شاخص دهکی دقیقا درباره چیست؟
نسبت متوسط مبلغ تراکنشهای دهک دهم به دهک اول از ۵۳۳ به ۵۶۰ رسیده است. گزارش این شاخص را ابزاری برای سنجش نابرابری در توزیع مبالغ تراکنشها معرفی میکند. اما یک نکته اساسی روشن نیست که دهکها بر اساس چه واحدی تشکیل شدهاند؟ آیا هر مشاهده یک تراکنش، یک کارت، یک پذیرنده، یک حساب یا یک دارنده کارت است؟
اگر دهکبندی فقط بر اساس مبلغ تراکنشها انجام شده باشد، این شاخص نابرابری در توزیع اندازه تراکنشها را نشان میدهد، نه نابرابری درآمدی یا ثروت مردم در نتیجه استفاده از واژه «نابرابری» بدون توضیح جامعه آماری، ممکن است مخاطب را به نتیجهای فراتر از ظرفیت دادهها برساند. این مورد از جمله پرسشهایی است که مستقیما باید در روششناسی گزارش شاپرک پاسخ داده شود.
کیفیت شبکه بهتر شده یا روش اندازهگیری تغییر کرده است؟
نرخ تراکنشهای ناتمام از ۴ صدم درصد به ۷ هزارم درصد رسیده یعنی بیش از ۸۱ درصد کاهش یافته است. چنین بهبودی میتواند نتیجه اصلاح زیرساخت، ارتقای سامانهها، تغییر پروتکلها یا بهبود فرآیندهای تسویه باشد. اما احتمال دیگری نیز وجود دارد که تعریف تراکنش ناتمام، روش ثبت خطا یا طبقهبندی دادهها تغییر کرده باشد. گزارش روشن نمیکند کدامیک از این اتفاقها افتاده است.
در بخش کیفیت، ابهام دیگری نیز وجود دارد. خطاهای کاربری در محاسبه کیفیت کل شبکه لحاظ نشدهاند و گروه «خطای کسبوکار» از ابتدای سال ۱۴۰۴ فاقد مقدار گزارش شده است. حذف خطای کاربری از شاخص فنی الزاما اشتباه نیست. وارد کردن رمز نادرست یا نبود موجودی نباید بهعنوان خرابی شبکه محاسبه شود. اما در این صورت عدد اعلامشده به جای نرخ واقعی پرداختهای موفق از نگاه کاربران، کیفیت فنی شبکه را میسنجد. همچنین مشخص نیست خطای کسبوکار حذف شده، در طبقه دیگری ادغام شده یا دیگر ثبت نمیشود.
رشد و افت سهم شرکتهای پرداخت چگونه شکل گرفته است؟
در میان شرکتهای پرداخت، پرداخت نوین آرین متعلق به بانک اقتصاد نوین رشد ۳۰.۶۱ درصدی تعداد تراکنشها و افزایش محسوس سهم بازار را ثبت کرده است. در مقابل، پرداخت الکترونیک پاسارگاد بیشترین افت سهم تعدادی و مبلغی را داشته است که با توجه به حوادث خرداد گذشته دور از انتظار نبود.
ین تغییرات میتواند حاصل عملکرد بهتر یا ضعیفتر شرکتها باشد، اما سهم بازار در صنعت پرداخت ممکن است با انتقال چند پذیرنده بزرگ، تغییر قرارداد بانکی یا جابهجایی مجموعهای از پایانهها نیز بهسرعت تغییر کند.
برای تشخیص منشا این جابهجایی، فقط دانستن تعداد و مبلغ تراکنش کافی نیست. باید تعداد پذیرندگان فعال، متوسط تراکنش هر ابزار، تمرکز تراکنشها در پذیرندگان بزرگ و ورود یا خروج قراردادهای عمده نیز مشخص باشد. پاسخ این پرسش فقط نزد شاپرک نیست و شرکتهای پرداخت و بانکهای طرف قرارداد نیز باید درباره آن توضیح دهند.
تمرکز در بعضی بازارها چقدر جدی است؟
بهپرداخت ملت نزدیک به ۴۰ درصد تعداد تراکنشهای اینترنتی و حدود ۴۷ درصد ارزش تراکنشهای USSD را در اختیار دارد. این سهمها قابلتوجهاند، اما بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره انحصار یا خطر سیستماتیک کافی نیستند. برای ارزیابی دقیق باید سهم کل این کانالها از بازار، شاخص تمرکز، سهم چهار شرکت بزرگ، امکان انتقال پذیرندگان و ظرفیت جایگزینی در صورت اختلال بررسی شود.
این پرسش بیش از آنکه متوجه شاپرک بهعنوان منتشرکننده آمار باشد، متوجه بانک مرکزی و نهادهای مسئول رقابت و تابآوری شبکه است. گزارش شاپرک داده اولیه را فراهم کرده، اما ارزیابی پیامدهای رقابتی و عملیاتی این تمرکز نیازمند تحلیل مستقل است.
متغیرهایی که در گزارش دیده نمیشوند
بخش مهمی از دشواری تفسیر گزارش به متغیرهایی برمیگردد که بیرون از شبکه پرداخت قرار دارند. تورم، کاهش ارزش پول، جنگ، اختلال اینترنت و خدمات بانکی، تعطیلی کسبوکارها و تغییر تمایل مردم به استفاده از وجه نقد میتوانند روی تعداد، مبلغ و نوع تراکنشها اثر بگذارند.
شاپرک مسئول توضیح همه این تحولات نیست، اما گزارش میتوانست محدودیت تحلیل را روشنتر بیان کند یا رخدادهای مهم را در نمودارهای ماهانه علامتگذاری کند. برای نمونه، نمودار سهم اسکناس و مسکوک از نقدینگی فقط تا اسفند ۱۴۰۳ ادامه دارد و نمیتواند رفتار مردم در رخدادهای سال ۱۴۰۴ را توضیح دهد. این در حالی است که پدیده جنگ، افراد را به سمت ذخیره فیزیکی پول هدایت میکند اما همزمان گزارشهایی در مورد خرید و فروش چکپولهای درست با اعدادی غیر از ارزش آنها نیز منتشر شده است که شاید نشانهای از تغییر رفتار و عادت بازار باشد.
جمعبندی
گزارش سالانه شاپرک تصویری پرجزئیات از شبکه پرداخت ارائه میدهد، اما در چند نقطه مهم، اطلاعات لازم برای فهم علت تغییرات یا ارزیابی پیامدهای آنها در دسترس نیست. تعریف ابزار فعال، روش ساخت شاخص دهکی، شیوه محاسبه کیفیت و علت افت تراکنشهای ناتمام از جمله مواردی هستند که پاسخ آنها مستقیما به شاپرک مربوط میشود. در مقابل، رشد حقیقی ارزش تراکنشها، افزایش پرداختهای بزرگ، تغییر سهم شرکتها و تمرکز بازار پرسشهایی فراتر از یک گزارش آماری ایجاد میکنند و برای پاسخ به آنها باید دادههای شاپرک با آمارهای اقتصادی، اطلاعات شرکتهای پرداخت و تحلیل نهادهای تنظیمگر ترکیب شود. بنابراین مشکل اصلی یکی از مهمترین گزارشهای اقتصادی ایران، فاصلهای است که میان انتشار عدد و توضیح معنای آن باقی مانده است.
منبع





