مساله، کرامت انسان است – پیوست


ابزار، حق نیست؛ اما توانایی بهرهمندی از حق را ممکن میکند. گاهی ابزار چنان با امکان بهرهمندی از حق پیوند میخورد که محرومیت از آن، در عمل، به محرومیت از خود حق میانجامد. ما مالک خیابان نیستیم اما خیابان مسیری است برای رسیدن به خانهای که آن خانه تحت تملک ماست. در عمل، میان غصب خانه و بستن تمام راههای دسترسی به خانه تفاوتی وجود ندارد. حال سوالی که در این یادداشت قصد دارم به آن بپردازم این است که اینترنت، ابزارِ چه حقی است؟ و البته میتوان دقیقتر پرسید که اینترنت ابزار چه مجموعهای از «حقوق» است؟ زمینه سخن قبل از پاسخگفتن به سوالِ آغازین، خوب است اشاره کنم که این یادداشت در چه زمانه و زمینهای نوشته میشود. سالیان متمادی است که حسرت دیدن نام کشورمان IRAN در اغلب نرمافزارها و ابزارها بر دل مردم مانده. ما سرزمینی کتمانشدهایم. حتماً هرکدام از ما برایمان پیش آمده که نام کشورها را یکبهیک سپری کردهایم تا برسیم به آنجا که به ترتیب حروف الفبا باید نوشته شده باشد ایران. و دریغا…! همه هستند جز ما. این وضعیت برای نسل من که روزی نام ایران را در فهرستها دیدهاند تلخ است اما برای فرزندان ما که از ابتدا با بیسرزمینی در عرصه دیجیتال مواجه شدهاند عادت است. پیشاپیش میدانند ایران نیست و پیششمارههای ارتباطی با ایران معتبر نیست و کسبوکارهایی بنا شده برای خدمترسانی به مردمانِ مقیم در سرزمین گمشده! اینترنت مانند نهری باریک بود که روزبهروز نحیفتر و بیجانتر میشد تا آنکه سرانجام رسیدیم به این روزها که از این نهر، جز باریکه و تاریکهای باقی نمانده. این توضیح را نوشتم که اگر کسی در سالهای دور خواند، ایراد نگیرد که چرا شما در سال هزاروچهارصدوپنج خورشیدی از مسائلی مینویسید که جهان چند قرن قبل از آن عبور کرده. ما حرف گفتنی برای «فردا» داشتیم اما چاره چیست که گرهها…
منبع





