مالیات بر پردازش چیست و چرا این ایده جدی شده است؟

نگرانیها در مورد اثرات اقتصادی هوش مصنوعی هر روز افزایش مییابد و از همین رو ایده مالیات بر پردازش یا Compute Tax که زمانی شبیه یک ایده نظری بود حال به تدریج تبدیل به جریان اصلی سیاستگذاری شده است.
ایده مالیات بر پردازش به ظاهر ساده به نظر میرسد؛ اگر هوش مصنوعی قرار است بخش بزرگی از اقتصاد، اشتغال و ثروت را بازتعریف کند، آیا نباید بخشی از این ارزش تازه تولیدشده دوباره به جامعه بازگردد؟
این بحث هنوز در مراحل اولیه است، اما سرعت رشد هوش مصنوعی و نگرانی از حذف گسترده مشاغل باعث شده اقتصاددانها، سیاستمداران و حتی مدیران فناوری دوباره درباره شکل جدیدی از مالیات فکر کنند؛ مالیاتی که نه بر نیروی کار، بلکه بر پردازش وضع شود.
بازگشت ایدهای قدیمی
سال ۲۰۱۷، زمانی که هنوز ChatGPT نبود، بیل گیتس از ایده مالیات بر رباتها صحبت کرده بود؛ پیشنهادی که آن زمان بیشتر شبیه هشدار آیندهنگرانه به نظر میرسید. اما حالا با رشد مدلهای مولد و ورود هوش مصنوعی به جریان اصلی اقتصاد، همان ایده با نام و صورتبندی تازهای بازگشته است.
آنتون کورینک، استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیا، میگوید بحث مالیات بر پردازش تا چند ماه پیش محدود به حلقههای تخصصی بود اما حالا به موضوعی عمومیتر تبدیل شده است.
این تغییر بیدلیل نیست. نگرانیها درباره حذف مشاغل، تمرکز قدرت در دست چند شرکت بزرگ فناوری، مصرف سنگین انرژی و توسعه انفجاری مراکز داده باعث شده ایده دخالت دولت در اقتصاد هوش مصنوعی جدیتر شود.
نگرانی اصلی؛ حذف نیروی کار
طرفداران این مالیات معتقدند اقتصاد هوش مصنوعی در حال ایجاد شکافی عمیق میان سرمایه و نیروی کار است. در این روایت، شرکتهای فناوری با اتکا به زیرساخت پردازشی عظیم، ثروت بیشتری تولید میکنند اما سهم نیروی انسانی از این چرخه کمتر و کمتر میشود.
اندرو یانگ، نامزد پیشین انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، یکی از چهرههایی است که سالها درباره این مسئله هشدار داده است. او معتقد است هوش مصنوعی تنها مشاغل تکراری را حذف نمیکند، بلکه بهتدریج بخش بزرگی از مشاغل یقهسفید را هم هدف قرار خواهد داد؛ از کارهای اداری گرفته تا حملونقل و خدمات.

در نگاه او، اگر دولتها نتوانند بخشی از ثروت حاصل از هوش مصنوعی را بازتوزیع کنند، شکاف اجتماعی عمیقتر خواهد شد. به همین دلیل هم یانگ همچنان از ایدههایی مثل درآمد پایه همگانی دفاع میکند.
مالیات از نیروی کار به پردازش
جان آرنولد، میلیاردر آمریکایی، اخیراً در شبکه X نوشت تنها راه کنترل واکنش اجتماعی علیه هوش مصنوعی این است که نظام مالیاتی از کار انسانی به سمت مالیات از پردازش تغییر کند.
این جمله خلاصه یکی از مهمترین دغدغههای فعلی اقتصاددانهاست، اگر ماشینها جای انسانها را بگیرند، دولتها چگونه میخواهند کاهش درآمدهای مالیاتی ناشی از اشتغال را جبران کنند؟
در مدل فعلی اقتصاد، بخش بزرگی از درآمد دولتها از مالیات حقوق و دستمزد تأمین میشود. اما اگر بهرهوری اقتصادی بهجای نیروی انسانی بر پایه زیرساختهای پردازشی و مدلهای هوش مصنوعی شکل بگیرد، ساختار سنتی مالیاتگیری هم زیر سؤال میرود.
حتی سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، سالها پیش نوشته بود دولتها باید بر داراییهایی که در اقتصاد آینده ارزش خلق میکنند، مانند شرکتها و زمین، مالیات بیشتری وضع کنند تا ثروت حاصل از فناوری عادلانهتر توزیع شود.
چه چیزی مشمول مالیات میشود؟
هنوز مدل مشخصی برای اجرای «مالیات بر پردازش» وجود ندارد. بعضی پیشنهاد میکنند اپراتورهای مراکز داده مالیات بدهند؛ یعنی همان شرکتهایی که زیرساخت پردازش مدلهای هوش مصنوعی را تأمین میکنند. برخی دیگر میگویند مالیات باید بر مصرف هوش مصنوعی وضع شود؛ مثلاً بر اساس تعداد توکن یا حجم استفاده شرکتها از مدلها.
در هر دو حالت، نتیجه گرانتر شدن استفاده از هوش مصنوعی است.
مدافعان این سیاست معتقدند چنین افزایشی میتواند سرعت اتوماسیون را کاهش دهد و شرکتها را به حفظ نیروی انسانی تشویق کند. از نگاه آنها، وقتی جایگزینی انسان با ماشین بیش از حد ارزان باشد، طبیعی است که شرکتها به سمت حذف گسترده مشاغل حرکت کنند.
اما مخالفان چه میگویند؟
منتقدان این ایده معتقدند مالیات بر پردازش بیش از حد کلی، خام و حتی خطرناک است.
پاسکوال رسترپو، اقتصاددان دانشگاه ییل، میگوید هوش مصنوعی فقط ابزار حذف شغل نیست. همین فناوری اکنون در کشف دارو، پیشبینی آبوهوا، شناسایی تقلب و مدلسازی بیماریها استفاده میشود. از نگاه او، افزایش هزینه پردازش میتواند سرعت نوآوری را در حوزههایی کاهش دهد که اثرات مثبت اجتماعی مهمی دارند.
نگرانی دیگر، مهاجرت صنعت هوش مصنوعی است. اگر آمریکا یا اروپا مالیات سنگینی بر پردازش وضع کنند، ممکن است شرکتها زیرساختهای خود را به کشورهایی منتقل کنند که قوانین آسانتری دارند؛ اتفاقی که پیشتر در صنایع دیگر هم رخ داده است.
برخی اقتصاددانها همچنین معتقدند دولتها همین حالا ابزارهای کافی برای مالیاتگیری دارند و نیازی به خلق مالیات جدید نیست. از نگاه آنها، اصلاح مالیات شرکتها یا بازطراحی مالیات نیروی کار میتواند مؤثرتر از مالیات مستقیم بر پردازش باشد.
مسئله اصلی؛ توسعه به نفع انسان یا جایگزینی انسان؟
شاید مهمترین بخش این بحث نه خود مالیات، بلکه پرسشی باشد که پشت آن قرار دارد: آیا هوش مصنوعی قرار است توانایی انسان را تقویت کند یا جای او را بگیرد؟
اریک برینیولفسون، مدیر آزمایشگاه اقتصاد دیجیتال استنفورد، معتقد است: ساختار فعلی اقتصاد عملاً شرکتها را به سمت جایگزینی نیروی انسانی سوق میدهد. به گفته او، شرکتی که هزار کارمند دارد معمولاً مالیات بیشتری نسبت به شرکتی میدهد که همان خروجی را با هزار ماشین تولید میکند.
در چنین شرایطی، فناوری بهجای «تقویت انسان» به سمت «حذف انسان» حرکت میکند.
به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانها معتقدند مسئله فقط گرفتن مالیات از هوش مصنوعی نیست؛ بلکه بازتعریف رابطه میان فناوری، اشتغال و توزیع ثروت است. اگر این بازتعریف انجام نشود، احتمالاً با هر موج جدید اتوماسیون، فشار اجتماعی و سیاسی علیه شرکتهای فناوری هم بیشتر خواهد شد.
فعلاً مالیات بر پردازش بیشتر یک ایده است تا سیاستی اجرایی. اما سرعت ورود این ایده به بحثهای جریان اصلی نشان میدهد دولتها آرامآرام خود را برای اقتصادی آماده میکنند که در آن، مهمترین منبع ارزشآفرینی نه نیروی کار انسانی، بلکه توان پردازشی خواهد بود.
منبع: wsj
منبع





