سیاستگذاری در عصر الگوریتم؛ موضوعی که ایران از آن جامانده است

الگوریتمها جای سردبیران را گرفتهاند؛ تصمیمگیرنده برای دیده شدن مطالب در دنیای امروز دیگر سردبیرها نیستند؛ این الگوریتمها تصمیممیگیرند که کدام روایت اول دیده شود، سلیقه مخاطب را شکل میدهند و مخاطب جلب میکنند.
به گزارش پیوست، گزارش «تحلیل الزامات تنظیمگری الگوریتمهای توصیهگر» نشان میدهد که ما با یک جابهجایی قدرت از کنترل انسانی به تصمیمگیری ماشینی مواجهیم و نتیجه آن کاهش نقش انسان در هدایت جریان اطلاعات و پررنگ شدن نقش سامانههایی است که بهصورت خودکار درباره دیدهشدن یا نشدن محتوا تصمیم میگیرند.
در این گزارش، مرکز پژوهشهای مجلس با تمرکز بر سازوکارهای فنی و پیامدهای اجتماعی الگوریتمهای توصیهگر، تلاش کرده تصویری منسجم از وضعیت حکمرانی الگوریتمی ارائه دهد؛ تصویری که از یکسو به تنوع مدلهای فنی این الگوریتمها از فیلترهای مبتنی بر رفتار کاربران تا مدلهای پیچیده یادگیری عمیق و تقویتی، اشاره میکند و از سوی دیگر، پیامدهای مشترک آنها را برجسته میسازد.
بر اساس این تحلیل، هرچند این سازوکارها دقت شخصیسازی محتوا را افزایش میدهند، اما همزمان با تقویت ترجیحهای پیشین کاربران، به کاهش تنوع اطلاعاتی، تشدید سوگیریها، شکلگیری حبابهای گفتمانی و حتی بروز آثار منفی روانی منجر میشوند.
گزارش همچنین با مرور تجربههای جهانی نشان میدهد که با وجود تفاوت در مدلهای تنظیمگری، اجماعی روشن درباره ضرورت شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی مخاطرات الگوریتمی شکل گرفته است؛ اجماعی که در ایران هنوز به سیاست مشخصی تبدیل نشده است.
از پیشنهاد محتوا تا مهندسی ادراک
الگوریتمهای توصیهگر در ابتدا بهعنوان ابزارهایی برای سادهسازی انتخاب کاربران معرفی شدند، اما بهمرور به بازیگران اصلی در شکلدهی تجربه رسانهای بدل شدند. این الگوریتمها با تحلیل دادههای رفتاری کاربران، نهتنها محتوای مورد علاقه آنها را پیشبینی میکنند، بلکه عملاً تعیین میکنند چه چیزی اصلاً در معرض دید قرار بگیرد. در نتیجه، فرآیند دسترسی به اطلاعات محصول یک تصمیمگیری پنهان و ماشینی است.
گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد که این سازوکارها، صرفنظر از پیچیدگی فنیشان، الگوی مشترکی دارند و آن تقویت آنچیزی است که کاربر قبلاً به آن تمایل داشته. این منطق اگرچه به افزایش تعامل و رضایت کوتاهمدت منجر میشود، اما در بلندمدت باعث محدود شدن افق دید کاربران و کاهش مواجهه با دیدگاههای متنوع میشود. در چنین شرایطی، کاربران بهجای مواجهه با واقعیت پیچیده، در نسخهای سادهسازیشده و همسو با باورهای قبلی خود گرفتار میشوند؛ وضعیتی که در ادبیات ارتباطات از آن بهعنوان «حباب اطلاعاتی» یاد میشود.
جهان بهدنبال مهار الگوریتم، ایران درگیر کنترل محتوا
همزمان با افزایش اثرگذاری الگوریتمها، دولتها نیز تلاش کردهاند چارچوبهایی برای تنظیمگری آنها طراحی کنند. بررسی تطبیقی این گزارش نشان میدهد که کشورهای مختلف، بسته به ساختار حکمرانی و سطح توسعه دیجیتال، مسیرهای متفاوتی را طی کردهاند.
اتحادیه اروپا با رویکردی حقوقمحور، بر شفافیت اجباری و تقویت حقوق کاربران تأکید کرده و پلتفرمها را ملزم به افشای منطق عملکرد الگوریتمها و ارزیابی مخاطرات کرده است. در مقابل، ایالات متحده با رویکردی بازارمحور، تلاش کرده از طریق رقابت و خودتنظیمی شرکتها، تعادل میان نوآوری و کنترل را حفظ کند. چین نیز با رویکردی اقتدارمحور، نظارت مستقیم و متمرکز بر الگوریتمها را در پیش گرفته است، در حالی که برخی کشورها مسیرهای ترکیبی و تدریجی را انتخاب کردهاند.
با وجود این تفاوتها، نقطه اشتراک همه این مدلها، پذیرش این واقعیت است که الگوریتمها باید قابل توضیح، قابل ارزیابی و پاسخگو باشند. اما در ایران، چنین رویکردی هنوز شکل نگرفته است.
برخلاف روندهای جهانی، تنظیمگری در ایران عمدتاً بر کنترل محتوا و محدودسازی دسترسی متمرکز بوده است، نه بر سازوکارهای توزیع محتوا. گزارش مرکز پژوهشها تأکید میکند که فقدان چارچوب حقوقی منسجم، نبود نهاد تخصصی برای نظارت بر الگوریتمها و کمبود ابزارهای شفافسازی، باعث شده حکمرانی در این حوزه به مداخلات واکنشی محدود شود.
در چنین شرایطی، سیاستگذار بهجای مواجهه با مسئله اصلی، یعنی نحوه کارکرد الگوریتمها بر پیامدهای آن تمرکز کرده و تلاش کرده از طریق ابزارهای سنتی، جریان اطلاعات را کنترل کند. این رویکرد نهتنها کارایی محدودی دارد، بلکه باعث شده شکاف میان ایران و الگوهای جهانی تنظیمگری روزبهروز عمیقتر شود.
وقتی الگوریتمها سیاست را بازنویسی میکنند
نمونههای جهانی نشان میدهد که الگوریتمها میتوانند نقش فعالی در شکلدهی به تحولات اجتماعی و سیاسی ایفا کنند. از دستکاری جریان اطلاعات در انتخابات گرفته تا تقویت محتوای افراطی، این سازوکارها قادرند بدون مداخله مستقیم انسانی، بر افکار عمومی اثر بگذارند.
در ایران نیز تجربههای مشابهی قابل مشاهده است. از شکلگیری خوشههای گفتمانی در شبکههای اجتماعی تا تشدید قطبیسازی در بحرانهای داخلی، الگوریتمها نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به مصرف محتوا داشتهاند. با این حال، واکنش سیاستگذار عمدتاً به محدودسازی دسترسی یا کنترل فیزیکی فضاهای ارتباطی محدود شده و کمتر تلاشی برای درک یا تنظیم سازوکارهای درونی این پلتفرمها صورت گرفته است.
راهی که هنوز آغاز نشده
بر اساس جمعبندی گزارش، برای شکلگیری حکمرانی موثر در این حوزه، چند اقدام اساسی ضروری است؛ تدوین قوانین الزامآور برای شفافیت الگوریتمها، ایجاد نهاد نظارتی تخصصی، انجام ارزیابیهای دورهای از مخاطرات اجتماعی و فرهنگی، و فراهمکردن سازوکارهایی برای اعتراض کاربران به تصمیمات الگوریتمی.
با این حال، مسئله اصلی فراتر از این پیشنهادهاست. تا زمانی که مسئله الگوریتمها بهدرستی درک نشود و تمرکز از محتوا به سازوکار توزیع محتوا منتقل نشود، این راهکارها نیز در سطح توصیه باقی خواهند ماند.
متن کامل گزارش «تحلیل الزامات تنظیمگری الگوریتمهای توصیهگر»
منبع





