مدیرعامل چینووا: تا پنج سال آینده بسیاری از شتابدهندهها از بین میروند

شتاب دهندهها امروز با مشکلاتی روبهرو هستند که سالها درباره آنها به استارتآپهای تحت حمایت خود هشدار میدادند. مدیرعامل چینووا این وضعیت را مصداق ضربالمثل «کوری، عصاکش کور دگر شود» توصیف میکند و تاکید میکند با ادامه روند فعلی تا پنج سال آینده بسیاری از شتابدهندهها از بین خواهند رفت.
به گزارش پیوست، ماموریت اصلی شتابدهندهها حمایت از تیمهای نوپا و ماموریت سرمایهگذاران خطرپذیر حمایت از استارتآپها در مراحل مختلف رشد بوده است، اما امروز بخش قابل توجهی از منابع و انرژی این نهادها صرف پروژههای سازمانی و خدمات مشاورهای میشود تا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند؛ موضوعی که به گفته میلاد محمودی، مدیرعامل چینووا مصالحهای ناخواسته است، نه یک انتخاب استراتژیک.
مدیرعامل چینووا، بر این باور است که بحرانهای اقتصادی و محدودیتهای اینترنت را نمیتوان از یکدیگر جدا دانست، زیرا هر دو بر عملکرد اکوسیستم استارتآپی اثر میگذارند. با این حال او گفت که اثر بیثباتی اقتصادی و نوسانات ارزی به مراتب عمیقتر از محدودیتهای اینترنت است، چراکه برنامهریزی بلندمدت را بیمعنا میکند.
محمودی با اشاره به اینکه مشکل اصلی اکوسیستم کمبود نقدینگی نیست، بلکه نبود سرمایهگذار خطرپذیر است، گفت: پول در اقتصاد کشور وجود دارد، اما به سمت داراییهایی میرود که امنتر هستند و نقدشوندگی بیشتری دارند. ریسکپذیری زمانی معنا پیدا میکند که افق زمانی و ثبات قوانین قابل پیشبینی باشد، اما امروز سرمایهگذار نمیداند قوانین ارزی و مالیاتی سال آینده چگونه تغییر خواهد کرد.
مدل سنتی سرمایهگذاری خطرپذیر پاسخگوی شرایط فعلی نیست
به گفته او مدل کلاسیک سرمایهگذاری خطرپذیر برای بازه زمانی پنج تا هفت سال طراحی شده است، اما در ایران شرایط خروج به سختی محقق میشود. به همین دلیل، مدل سنتی سرمایهگذاری دیگر پاسخگوی شرایط فعلی نیست.
مدیرعامل چینووا اضافه کرد: مدل کلاسیک شتابدهی دیگر با واقعیت امروز اکوسیستم ایران همخوانی ندارد. شتابدهندهها باید از نقش آموزشی و شبکهسازی فاصله بگیرند و به سمت نقشهای عملیاتیتری مانند کمک به فروش، ایجاد جریان نقدی و مشارکت در اجرای پروژههای اولیه استارتآپها حرکت کنند.
محمودی همچنین بر این باور است که سرمایهگذاران باید به سمت مدلهای ترکیبی حرکت کنند. مدلهایی که علاوه بر سهام، از ابزارهایی مانند درآمد نقدی زودهنگام، ساختارهای شبهبدهی و مشارکت در سود نیز استفاده میکنند.
او با توضیح اینکه جریانهای نقدی و مدلهای خروج باید انعطاف بیشتری نسبت به افق بازگشت سرمایه داشته باشند، ادامه داد: همچنین نباید تنها بر سودآوری سریع یا رشد شتابان تمرکز کرد، بلکه باید از ابزارهای مالی متنوعتری استفاده شود و تابآوری کسبوکارها در برابر شوکهای بیرونی مانند نوسانات ارزی، محدودیتهای زیرساختی و سایر بحرانها در اولویت قرار گیرد.
بازگشت دیرهنگام سرمایه و تغییر بازار سرمایهها
محمودی با اشاره به اینکه امروزه دوره بازگشت سرمایه به شکل محسوسی طولانیتر شده، اضافه کرد: زمانی که افق سرمایهگذاری از پنج سال به هشت یا حتی ۱۰ سال افزایش پیدا میکند، بسیاری از سرمایهگذاران نهادی و حتی سرمایهگذاران حقیقی ترجیح میدهند سرمایه خود را به بازارهایی منتقل کنند که نقدشوندگی بالاتری دارند. این خروج تدریجی نتیجه سالها ناامیدی و کاهش فرصتهای موفق برای خروج از سرمایهگذاری است.

مدیرعامل چینووا بر این باور است بسیاری از شتابدهندههایی که امروز با ساختار فعلی فعالیت میکنند تا پنج سال آینده به احتمال زیاد وجود نخواهند داشت. او توضیح داد: آن دسته از شتابدهندههایی که بتوانند مدل درآمدی خود را بر پایه ارائه خدمات، اجرای پروژههای سازمانی یا ادغام با گروههای مالی و صنعتی بزرگتر بازطراحی کنند، شانس بیشتری برای بقا خواهند داشت.
به اعتقاد او ادامه شرایط فعلی، در نخستین گام منجر به از بین رفتن فضاهای کار اشتراکی و شتابدهندههای کوچک و مستقل خواهد شد. محمودی توضیح داد: این مجموعهها مدل درآمدی خود را بر اجاره فضا و کارمزد برنامههای شتابدهی بنا کردهاند و چون منبع درآمد پایداری ندارند، در شرایط فعلی اقتصاد بسیار آسیبپذیر هستند.
سرمایه چطور به اکوسیستم استارتآپی بر میگردد؟
به باور محمودی، سه عامل میتواند سرمایه را دوباره به اکوسیستم استارتآپی بازگرداند: نخست، ایجاد ثبات نسبی در سیاستهای ارزی و مالیاتی کشور است. دوم، شکلگیری کانالهای واقعی برای خروج سرمایهگذاران، چه از طریق بورس و فرابورس و چه از مسیر ادغام و تملک. سوم نیز افزایش شفافیت در گزارشدهی مالی استارتآپها به سرمایهگذاران است.
او با توضیح اینکه امروزه شتابدهندهها خودشان به کسبوکارهایی در معرض نابودی تبدیل شدهاند، ادامه داد: طنز تلخ ماجرا اینجاست که بسیاری از شتابدهندهها امروز با همان مشکلاتی روبهرو هستند که سالها درباره آنها به استارتآپهای تحت حمایت خود هشدار میدادند. از جمله این مشکلات مدل درآمدی ناپایدار و وابستگی به تامین مالی در دورههای بعد است.
به گفته مدیرعامل چینووا آنها تلاش کردهاند تا مدل درآمدی متنوعی داشته باشند، اما اگر رکود سرمایهگذاری در دو سال آینده ادامه پیدا کند، ناچاراند در مقیاس فعالیتهای خود بازنگری کنند و تمرکز بیشتری بر حمایت از تیمهایی بگذارند که در پرتفوی آنها است. او تاکید کرد: بدون ورود سرمایهگذاریهای جدید، پایداری کامل برای هیچیک از بازیگران این اکوسیستم چندان واقعبینانه نیست.
درآمد بسیاری از شتابدهندهها امروزه ترکیبی از منابعی مانند خدمات مشاوره، اجرای پروژههای سازمانی، فضای کار اشتراکی و بازگشت سرمایهگذاریها است. به گفته مدیرعامل چینووا فضای کار اشتراکی و بازگشت سرمایه سهم کوچکی از درآمد را تشکیل میدهند.
او با اشاره به اینکه اگر شتابدهندهها و فضاهای کار اشتراکی از اکوسیستم حذف شوند، خلا اصلی در لایه ورودی اکوسیستم ایجاد خواهد شد، نه در میان استارتآپهایی که پیشتر شکل گرفتهاند، توضیح داد: در واقع چرخهای که طی آن یک ایده اولیه به یک کسبوکار قابل سرمایهگذاری تبدیل میشود، دچار اختلال خواهد شد.
محمودی در پایان اضافه کرد: این نقش یا باید بر عهده دانشگاهها و مراکز رشد قرار گیرد یا سرمایهگذاران ناچار شوند خودشان وارد حوزه آموزش و منتورینگ شوند. این درحالی است که این نقش تخصص اصلی آنها نیست و به همین دلیل با کیفیت پایینتری انجام خواهد شد.
منبع




