تنظیمگری و فرصت سکوهای حملونقل بینشهری برای توسعه ناوگان بینشهری

در روزهای پساجنگ و فرصت بازسازی، بسیاری از ناکارآمدیها و خلاهای سیاستی که در شرایط عادی کمتر به چشم میآیند، بهصورت برجستهتری نمایان میشوند. این وضعیتها، در عین حال که با محدودیتها و تهدیدهای جدی همراهاند، میتوانند بهمثابه «پنجرهای از فرصت» برای اصلاحات نهادی و سیاستی نیز عمل کنند؛ چرا که ضرورت پاسخگویی سریع به نیازهای فوری، معمولاً موجب کاهش مقاومتها در برابر تغییر و تسریع در تصمیمگیریهای کلیدی میشود. در حوزه سکوهای حملونقل بینشهری مسافر نیز، فشار مضاعف بر زیرساختهای موجود، افزایش تقاضای جابهجایی و ضرورت مدیریت کارآمد جریانهای جمعیتی، اهمیت بهرهگیری از راهکارهای انعطافپذیر و نوآورانه را بیش از پیش آشکار میسازد.
در دوران پساجنگ، بازنگری در رویکردهای تنظیمگری و استفاده از ظرفیتهای مغفولمانده اقتصاد دیجیتال میتواند بهعنوان یکی از مسیرهای مؤثر برای ارتقای کارایی نظام حملونقل مطرح شود. یکی از مصادیق مهم این ظرفیتها، سکوهای هوشمند حملونقل مسافر هستند که تجربه موفق آنها در حوزه درونشهری، نشاندهنده قابلیت بالای این مدلها در پاسخگویی به نیازهای متغیر و شرایط پیچیده است. از این منظر، شرایط پساجنگ را میتوان فرصتی برای حلوفصل ابهامات تنظیمگری در حوزه سکوهای حملونقل بینشهری مسافر و تسریع در به رسمیت شناختن و ساماندهی این سکوها تلقی کرد. فرصتی که در صورت بهرهبرداری مناسب، میتواند به ارتقای کارایی و شفافیت این بازار در بلندمدت منجر شود.
یکی از تحولات مهم در اقتصاد دیجیتال طی سالهای اخیر، شکلگیری و توسعه سکوهای هوشمند حملونقل مسافر بوده است. سکوهایی که توانستهاند در حوزه درونشهری، با به رسمیت شناخته شدن و تدوین چارچوبهای تنظیمگری، سهم قابلتوجهی در بهبود دسترسی، کاهش هزینهها و افزایش شفافیت ایفا کنند. با این حال، این روند در حوزه حملونقل بینشهری متوقف مانده و علیرغم آمادگی و تمایل بازیگران اصلی، هنوز چارچوب مشخصی برای فعالیت این کسبوکارها طراحی نشده است. اهمیت این سکوها زمانی بیشتر نمایان میشود که مطابق با گزارشات پلتفرمهای مربوطه، حملونقل بینشهری در آنها در دوران جنگ بیش از ۱۰۰ درصد رشد داشته است.
در حال حاضر، فعالیت سکوهای حملونقل بینشهری در وضعیتی خاکستری قرار دارد؛ به این معنا که از یکسو، ممانعت صریح و دائمی از سوی نهادهای متولی مشاهده نمیشود و حتی در برخی مقاطع خاص نظیر ایام اربعین از ظرفیت این سکوها استفاده میشود، اما از سوی دیگر، نبود شناسایی رسمی، زمینه بروز نااطمینانیهای جدی را فراهم کرده است. این وضعیت باعث شده رانندگان فعال در این پلتفرمها در معرض برخوردهای انتظامی قرار گیرند و توسعۀ این بازار نیز با محدودیتهای جدی مواجه شود. در واقع، عدم پذیرش رسمی این مدل کسبوکاری، به شکلگیری بازاری غیرشفاف و فاقد قواعد روشن انجامیده است. تداوم این وضعیت، بهویژه در شرایطی که کشور با محدودیتهایی در ظرفیت حملونقل هوایی و ریلی مواجه است، به معنای از دست دادن یک فرصت مهم سیاستی است. توسعه حملونقل بینشهری مبتنی بر خودروهای سواری، میتواند بهعنوان یک راهحل مکمل، بخشی از فشار تقاضا در این حوزه را پوشش داده و انعطافپذیری شبکه حملونقل را افزایش دهد. این موضوع در شرایط بحران و پسابحران اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ جایی که مدیریت جابهجایی جمعیت، از جمله مهاجرتهای موقت یا تخلیه برخی مناطق، به یک ضرورت تبدیل میشود.
از منظر اقتصادی نیز، رسمیتبخشی به فعالیت این سکوها میتواند به ایجاد فرصتهای شغلی جدید و تأمین درآمد برای اقشاری که در نتیجه بحران با کاهش درآمد یا بیکاری مواجه شدهاند، کمک کند. علاوه بر این، ورود این فعالیتها به چارچوبهای رسمی، امکان نظارت، سیاستگذاری هدفمند و حتی اولویتبندی سفرها در شرایط خاص را برای دولت فراهم ساخته و از شکلگیری بازارهای سیاه و غیررسمی جلوگیری کند. بر این اساس، به نظر میرسد یکی از اقدامات اولویتدار در دوره بازسازی در حوزه اقتصاد دیجیتال، تدوین و ابلاغ آییننامهای مشخص برای فعالیت سکوهای حملونقل بینشهری و ایجاد سازوکارهای صدور مجوز برای آنهاست. چنین اقدامی، ضمن کاهش نااطمینانیهای موجود، میتواند به توسعه یک بازار شفاف، رقابتی و کارآمد منجر شده و در عین حال، ابزارهای جدیدی را برای مدیریت تقاضا و بهبود عملکرد نظام حملونقل در اختیار سیاستگذار قرار دهد.
منبع





