محصول عصر قطع ارتباطات؛ بیاعتمادی و تشدید بحرانهای اجتماعی

محدود شدن دسترسی آزاد به اطلاعات، امکان تعامل موثر میان کاربران، رسانهها و نهادهای رسمی را کاهش داد و فضای عمومی را بیش از گذشته درگیر روایتهای متعارض و شکاف ارتباطی کرد.
به گزارش پیوست، محمدمهدی مولایی، عضو هیات علمی علوم ارتباطات در پنلی با نام کلان دادهها در عصر ارتباطات که در همایش یک روزه داده در عصر ارتباطات در دانشگاه علامه برگزار شده بود گفت: امروز بیش از آنکه در عصر ارتباطات باشیم، در عصر قطع ارتباطات زندگی میکنیم.
مولایی با اشاره به تعاریف جهانی درباره اهمیت شبکههای دیجیتال گفت: در جهان امروز، شبکههای ارتباطی، کابلهای زیردریایی، ماهوارهها و سامانههای داده، ستون فقرات اقتصاد و حیات اجتماعی کشورها را تشکیل میدهند و تابآوری این زیرساختها یکی از مهمترین الزامات جهان متصل است. فلسفه روز جهانی مخابرات نیز بر همین اساس شکل گرفته تا دولتها و جوامع به سمت تقویت شریانهای حیاتی دیجیتال حرکت کنند و اطمینان دهند که در شرایط بحرانی، هیچکس از ارتباط محروم نمیشود.
او با انتقاد از وضعیت اینترنت در ایران گفت: بیش از ۸۰ روز است که جامعه با اختلال گسترده ارتباطی روبهروست و بخش مهمی از رکود و بیکاری این روزها نیز به همین مساله بازمیگردد. بهجای آنکه درباره راههای مقابله با قطع اینترنت از سوی دشمنان احتمالی صحبت شود، کشور خود دست به محدودسازی ارتباطات زده است.
این استاد علوم ارتباطات همچنین با انتقاد از مفهوم اینترنت ملی گفت: آنچه وجود دارد یا شبکه ملی اطلاعات است یا ملینت و نباید این مفاهیم با اینترنت آزاد و جهانی یکسان در نظر گرفته شوند. او شرایط فعلی را عصر کلانسکوتها و بنبستها توصیف کرد و گفت: کلانداده زمانی معنا پیدا میکند که جریان آزاد داده وجود داشته باشد. با قطع اینترنت، دادهها به اطلاعاتی ایستا و منجمد تبدیل میشوند و امکان تحلیل واقعی از بین میرود.

مولایی در ادامه به پیامدهای حکمرانی در شرایط قطع ارتباط اشاره کرد: وقتی جریان داده متوقف شود، قدرت تحلیل نیز از میان میرود و مدیریت کلان کشور نسبت به روندها و تحولات جهانی کور میشود. متخصصان داده و پژوهشگران ایرانی نیز بدون دسترسی به مخازن جهانی داده، کتابخانههای ابری و زیرساختهای بینالمللی، بخش مهمی از کارایی خود را از دست میدهند.
او در پایان با اشاره به این ادعا که محدودیت اینترنت میتواند امنیت را افزایش دهد، گفت: تجربه ماههای اخیر این گزاره را با تردید جدی مواجه کر. امنیت ملی بدون امنیت انسانی و بدون در نظر گرفتن حقوق و نیازهای مردمی که جامعه را شکل میدهند، امکانپذیر نیست.
نریمان صفاپور حجری، پژوهشگر جامعهشناسی تکنولوژی، هم در سخنان خود به نسبت میان کلانداده، نظریه و فهم بحرانهای اجتماعی پرداخت و تکید کرد: تحلیل دادهها بدون چارچوب نظری، به توصیفی آماری و فاقد بینش اجتماعی تبدیل میشود. فهم پدیدههای پیچیده اجتماعی نیازمند ترکیب نظریه و داده است و نمیتوان با تکیه بر یک عامل واحد، وضعیتهای بحرانی را توضیح داد.
او با اشاره به بحران جنگ و اختلال اینترنت گفت: جامعه امروز ایران با شکافی عمیق، بیاعتمادی گسترده و نوعی وضعیت استثنایی مواجه است. تا جایی که بخشی از جامعه حتی روایتهای رسمی درباره امنیت و ضرورت محدودیتها را نیز نمیپذیرد. این وضعیت را نمیتوان با برچسبهای سیاسی یا امنیتی توضیح داد، بلکه باید ریشههای ارتباطی و گفتمانی آن را بررسی کرد.
صفاپور همچنین به نقش شبکههای اجتماعی و سازوکارهای ارتباطی در گسترش این روایتها اشاره کرد و گفت: فضای دیجیتال امکان غلبه یافتن برخی روایتها در افکار عمومی را فراهم میکند. مساله اصلی فقط محتوای سیاسی نیست، بلکه نحوه شکلگیری، بازتولید و فراگیر شدن این روایتها در حوزه عمومی است و کلانداده و علوم ارتباطات میتوانند به فهم عمیقتر رفتارهای اجتماعی و تحولات سیاسی کمک کنند.
بحران در مدیریت بحران
در نشست روابط عمومی و صنعت مهدی امیرپور، مدیر روابط عمومی دیجیکالا، بر اهمیت داده و مهندسی داده در زیستبوم کسبوکارهای امروز تاکید کرد و گفت: در جهان جدید، موفقیت بیش از هر چیز به توان تحلیل و استفاده از داده وابسته است.
او با اشاره به تجربه اختلال و قطع اینترنت بینالملل توضیح داد: این وضعیت در ظاهر باعث افزایش کاربران پلتفرمهای داخلی شد، اما در عمل چالشهای تازهای را برای کسبوکارها به وجود آورد. بسیاری از ابزارها و زیرساختهای مورد استفاده کسبوکارها به سرویسهای جهانی وابستهاند و با قطع این دسترسیها، امکان تعامل و گفتوگو با کاربران نیز محدود میشود. بر این اساس ممکن است در چنین شرایطی حجم کاربران افزایش پیدا کند، اما کیفیت ارتباط با آنها و امکان شکلگیری دیالوگ موثر از بین میرود.

امیرپور همچنین بر اهمیت شفافیت در استفاده از داده تاکید کرد: کسبوکارها باید اطلاعاتی دقیق، صادقانه و قابل اعتماد در اختیار کاربران قرار دهند.
او با اشاره به نقش گزارشهای مبتنی بر داده در فضای عمومی گفت زمانی که گزارشها بتوانند رفتار و تغییرات اجتماعی را به شکلی قابل فهم برای عموم روایت کنند، رسانهها نیز بهصورت ارگانیک به آن واکنش نشان میدهند و درباره آن گفتوگو شکل میگیرد.
امیرحسن موسوی، فعال حوزه فلسفه علم و تکنولوژی، با تمرکز بر مفهوم ارتباطات بحران گفت: در سالهای اخیر، ایران همواره با بحرانهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی جنگ مواجه بوده، اما در تمام این بحرانها یک مساله مشترک وجود دارد و آن ندانستن و عمل نکردن به اصول ارتباطات بحران است. در شرکتهای بزرگ جهانی، مدیران ارشد بدون گذراندن آموزشهای تخصصی ارتباطات بحران اجازه سخن گفتن از طرف سازمان را ندارند، در حالی که این دانش در ایران هنوز جایگاه جدی پیدا نکرده است.
موسوی با اشاره به نحوه اطلاعرسانی در ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی گفت: در ۴۸ ساعت نخست این حادثه، دهها مقام و مسئول درباره آن اظهارنظر کردند، در حالی که در ابتداییترین اصول ارتباطات بحران تاکید میشود که در شرایط بحرانی تنها دو یا سه سخنگوی مشخص باید اطلاعرسانی کنند. او معتقد است بخشی از بحران بیاعتمادی و واکنشهای شدید اجتماعی، نتیجه مستقیم ضعف در مدیریت ارتباطی بحرانهاست.
حمیدرضا کشاورز، مدیرعامل لایفوب، هم در انتهای این پنل به تفاوت رویکرد کشورها در حوزه علوم اجتماعی محاسباتی اشاره کرد: در آمریکا تمرکز اصلی بر بازار و پیشبینی رفتارهاست، در اروپا بر اخلاق داده تاکید میشود و در شرق آسیا این حوزه بیشتر در خدمت مهندسی اجتماعی قرار گرفته است. این حوزه در ایران در دل بحرانها متولد شد و از میانه دهه ۱۳۹۰، همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی، مورد توجه قرار گرفت.

او با اشاره به تجربه شخصی خود در آغاز فعالیت در این حوزه گفت: در سالهایی که هنوز پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تلگرام فراگیر نشده بودند، پژوهشگران ایرانی با اتکا به ترجمه کتابها، آزمون و خطا و منابع خارجی تلاش کردند این دانش را وارد فضای دانشگاهی و کسبوکاری کشور کنند. با وجود گذشت بیش از یک دهه، همچنان مبانی نظری، روششناسی و معرفتشناسی این حوزه در ایران ضعیف است و دانشگاهها نیز از تحولات عصر دیجیتال عقب ماندهاند.
به گفته کشاورز عصر دیجیتال برای علوم انسانی فرصتی تاریخی ایجاد کرد. چرا که دادهها بهصورت زنده، گسترده و لحظهای در اختیار پژوهشگران قرار گرفتهاند و امکان عبور از توصیف صرف به تحلیلهای عمیقتر فراهم شد. به باور او، فناوری دیجیتال فقط ابزار ارتباط را تغییر نداده، بلکه منطق رابطه اجتماعی، میدان ارتباط و سازوکار دیدهشدن را دگرگون کرده است.
کشاورز در پایان با اشاره به مفهوم اقتصاد توجه گفت: در گذشته کنترل جریان پیام بیشتر در اختیار رسانهها و صاحبان قدرت بود، اما امروز این کنترل از طریق الگوریتمها و سازوکارهای پلتفرمی اعمال میشود. او معتقد است اگرچه امکان تولید و انتشار پیام برای همگان فراهم شده، اما همچنان آنچه دیده میشود، از مسیر مهندسی الگوریتمی و مدیریت توجه کاربران تعیین میشود.
منبع





