بازاندیشی در حاکمیت نوآوری در سرمایهگذاری خطرپذیر

ذرهبین
۱ تیر ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۴ دقیقه
شماره ۱۴۶
بسیاری از ما در زیستبوم نوآوری، یک فرض نانوشته داریم: سرمایهگذار طرف قدرتمند است و استارتآپ طرف ضعیف. از این منظر، ویسی منابع مالی را در اختیار دارد و میتواند شروط خود را بر کسبوکارهای نوپا تحمیل کند اما تجربه عملی زیستبوم نوآوری نشان میدهد واقعیت بسیار پیچیدهتر از این تصویر ساده است. در نگاه نخست، سرمایهگذار خطرپذیرْ پول را تامین میکند و در نتیجه باید اختیار بیشتری نیز داشته باشد. اما در عمل، بسیاری از سرمایهگذاریهای خطرپذیر پس از تزریق سرمایه وارد فضایی میشوند که کنترل مستقیم بر شیوه مصرف منابع چندان ساده نیست. سرمایهگذار ممکن است سهامدار شرکت باشد، در هیاتمدیره حضور داشته باشد و گزارشهای دورهای دریافت کند، اما همچنان اختیار اجرایی در دست تیم موسس باقی بماند. در چنین موقعیتی، اگر تصمیمهای نادرست اتخاذ شود یا مسیر توسعه کسبوکار به شکست بینجامد، سرمایهگذار لزوماً ابزار کافی برای جلوگیری از اتلاف منابع از سوی تیم کارآفرین در اختیار نخواهد داشت. از سوی دیگر، نگاهی به استارتآپها نیز ما را متوجه نکات مهمی میکند. بسیاری از کسبوکارهای نوپا در مراحل اولیه رشد، از دانش حقوقی، مالی و مدیریتی کافی بهره نبردهاند. بنیانگذاران اغلب متخصص فناوری یا محصول هستند و تجربه محدودی در مذاکرههای پیچیده سرمایهگذاری دارند. همین میتواند باعث شود در زمان انعقاد قرارداد، تعهدات یا محدودیتهایی را بپذیرند که آثار آن سالها بعد آشکار شود. بنابراین همانقدر که سرمایهگذار ممکن است نگران ازدسترفتن سرمایه باشد، استارتآپ نیز ممکن است نگران ازدستدادن استقلال و انعطافپذیری خود باشد. ازهمینرو، شاید پرسش «چه کسی دست بالا را دارد؟» اساساً پرسش درستی نباشد. مساله اصلی در سرمایهگذاری خطرپذیر، برتری یک طرف بر طرف دیگر نیست؛ بلکه طراحی رابطهای است که بتواند میان نیاز به کنترل و ضرورت نوآوری تعادل برقرار کند. به بیان دیگر، موضوع اصلی حاکمیت نوآوری است. نوآوری ذاتاً با ناقطعیت همراه است. اگر همهچیز از پیش قابل پیشبینی…
منبع





