اخبار

توهم امنیت با قطع اینترنت؛ تحلیلی بر ۷ ادعای خطرناک از نگاه یک فعال اقتصاد دیجیتال

سال‌هاست که به‌عنوان یک فعال اقتصاد دیجیتال، با تصمیمات و توجیهاتی روبه‌رو می‌شوم که توسعه فناوری و شریان‌های ارتباطی کشور را قربانی واژه‌ای به نام «امنیت» می‌کنند. یکی از خطرناک‌ترین و در عین حال غیرعلمی‌ترین ایده‌هایی که هر از گاهی در زمان بحران‌ها مطرح می‌شود، ایده «قطع اینترنت» است. طراحان و مدافعان این ایده معمولاً  ۷ دلیل عمده را برای توجیه این اقدام خسارت‌بار ردیف می‌کنند؛ دلایلی که شاید در ظاهر برای افراد ناآشنا با امنیت و معماری شبکه موجه به نظر برسد، اما از منظر فنی و استراتژیک، نه تنها امنیت‌آفرین نیست، بلکه دقیقا در راستای خلع سلاح مردم کشور و هموار کردن مسیر نفوذ دشمن عمل می‌کند.

ایده «قطع اینترنت برای تامین امنیت» یک اشتباه است. این رویکرد نه تنها امنیت سخت و نرم کشور را تامین نمی‌کند، بلکه با فلج کردن اقتصاد، ایجاد کوری اطلاعاتی برای نهادهای امنیتی، اهدای افکار عمومی به رسانه‌های بیگانه و برجسته کردن دیتای مسئولان در رادارهای شنود هوش‌های مصنوعی، مستقیماً در راستای اهداف شبکه‌های نفوذ عمل می‌کند.
در این متن، قصد دارم این به اصطلاح دلایل را از منظر منطق فناوری، علوم داده و امنیت سایبری بررسی کنم تا مشخص شود پشت این توجیهات چه حفره‌های خطرناکی نهفته است :

نخستین دلیل: امنیت سیاسی و جلوگیری از دسترسی به دیتای مسئولین

برخی معتقدند قطع شبکه، جلوی سرقت اطلاعات مقامات رده‌بالا و رسمی کشور را می‌گیرد، در حالی که ماهیت حملات سایبری به افراد چیز دیگری می‌گوید:

  • ماهیت حملات هدفمند به افراد: نفوذ به دستگاه یک مقام سیاسی یا سرقت اطلاعات حساس، معمولاً از طریق حملات کاملاً مهندسی‌شده و هدفمند (مانند بدافزارهای جاسوسی پیشرفته یا فیشینگ شخصی‌سازی‌شده) انجام می‌شود. این حملات نیازی به باز بودن اینترنت بین‌الملل برای کل جامعه ندارد. اگر دستگاهی آلوده شده باشد، قطع اینترنت عمومی تأثیری در پاکسازی آن ندارد؛ بدافزار می‌تواند دیتا را جمع‌آوری کرده و در اولین فرصت اتصال به شبکه (حتی از طریق شبکه‌های ملی) آنها را ارسال کند. محافظت از دیتای مسئولان باید در سطح «دستگاه ارتباطی» و «رفتار کاربری» آنها باشد، نه با خاموش کردن شبکه کل کشور. (به همراه آموزش‌های تخصصی به نزدیکانشان)
  • حفظ مرجعیت رسانه‌ای و جلوگیری از آشوب خبری: قطع اینترنت باعث ایجاد یک «خلا اطلاعاتی» بزرگ می‌شود. وقتی دسترسی به اخبار داخلی و رسمی قطع شود، شایعات و اخبار تائیدنشده در بستر شبکه‌های غیررسمی یا دهان‌به‌دهان با سرعت و شدت بیشتری پخش می‌شود. این موضوع عملاً علاوه‌بر اینکه مرجعیت خبری را از رسانه‌های داخلی سلب کرده و امنیت سیاسی را به دلیل ناتوانی در مدیریت افکار عمومی، به خطر می‌اندازد. تکاپو برای دسترسی به مسئولان توسط لایه‌های ارتباطی نیز به‌خودی خود باعث کاهش امنیت می‌شود.
    شفافیت و سرعت در اطلاع‌رسانی، امنیت‌‌بخش‌تر از سکوت خبری است، موضوعی که در جنگ اخیر، موجب بازی با روان مردم شد.

به جای قطع اینترنت شهروندان، نهادهای حاکمیتی باید به سمت ایزوله‌سازی شبکه‌های حساس (Air-Gapping) حرکت کنند. همچنین برای کنترل کامل بر امنیت، ضروری است که سازمان‌های دولتی و ادارات از سیستم‌عامل‌های انحصاری و بسته‌ای مانند ویندوز که پتانسیل داشتن درگاه‌های پشتی یا Backdoors را دارند، فاصله بگیرند و به سمت توزیع‌های سیستم عامل های متن‌باز لینوکس کوچ کنند. این کار امکان بازرسی دقیق کدها، شخصی‌سازی امنیتی و استقلال کامل در مدیریت زیرساخت را فراهم می‌کند.

دومین دلیل: حفظ امنیت و جلوگیری از ترورها

این یکی از عجیب‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین ادعاهاست که با منطق تحلیل داده کاملاً در تضادست. برای بررسی و رد این گفته، باید به رفتار شبکه‌ای اهداف و همچنین ابزارهای تیم‌های تروریستی نگاه کرد:

  • کاهش «نویز» شبکه و ردیابی راحت‌تر اهداف خاص: یکی از مهم‌ترین اصول پنهان‌ ماندن در فضای سایبری، گم شدن در میان انبوه داده‌های مردم عادی است (مفهوم سیگنال به نویز). ولی با قطع اینترنت عمومی، دیتای روزمره میلیون‌ها شهروند حذف می‌شود. در این شرایط، مسئولان، تیم‌های حفاظتی، افراد نزدیک به آنها، یا مدیران میانی فناوری و خبرنگارانی که دارای دسترسی‌های ویژه (مثل اینترنت بدون محدودیت یا سیم‌کارت‌های سفید) هستند، همچنان به شبکه متصل می‌مانند. با خلوت شدن شبکه، ترافیک داده‌های این افراد به شدت برجسته می‌شود. سیستم‌های شنود و پردازش دیتای دشمن با حذف نویز مردم عادی (به کمک قطع اینترنت)، بسیار سریع‌تر و راحت‌تر می‌توانند این سیگنال‌های خاص را تحلیل کرده و موقعیت، الگوهای رفتاری و ارتباطات مسئولان را ردیابی کنند. در واقع، قطع اینترنت، آنها را پنهان نمی‌کند، بلکه در یک رادار خلوت به اهداف واضح‌تری تبدیل می‌کند.
  • تکیه ترورهای حرفه‌ای بر ابزارهای آفلاین یا ماهواره‌ای: تیم‌هایی که توانایی طراحی عملیات تروریستی پیچیده را دارند، عملیات خود را روی بستر ناپایدار اینترنت عمومی و مخابرات عادی برنامه‌ریزی نمی‌کنند. آنها از تجهیزات ارتباطی اختصاصی، بی‌سیم‌های رمزنگاری‌شده یا تلفن‌های ماهواره‌ای و تجهیزات مخابراتی استفاده می‌کنند که کاملاً مستقل از زیرساخت اینترنت ملی و بین‌المللی کار می‌کنند و با قطعی آن، دچار هیچ اختلالی نمی‌شوند.

برای جلوگیری از نفوذ و حفظ امنیت سیستم‌های مانیتورینگ و دوربین‌های نظارتی، بسیار حیاتی است که زیرساخت سرورهای این سیستم‌ها از سیستم‌عامل‌های تجاری و بسته پاکسازی شود. جایگزینی این سیستم‌ها با توزیع‌های متن‌باز لینوکس، ضمن جلوگیری از خطر وجود بک‌دور (Backdoors) در نرم‌افزارهای حساس، به نیروهای داخلی اجازه می‌دهد تا روی داده‌های تصویری و امنیت شبکه دوربین‌ها، کنترل صددرصدی و بومی داشته باشند.

سومین دلیل: امنیت سازمان‌های دولتی و بانک‌ها در برابر هک

این ادعا تضاد مستقیمی با پایداری اقتصاد دیجیتال و اصول معماری شبکه دارد، برای رد این استدلال، باید تضاد میان «امنیت زیرساخت» و «نیاز به ارتباطات بین‌المللی برای حفظ امنیت و توسعه» را بررسی کنیم :

  • جداسازی اصولی زیرساخت‌های حساس : دیتابیس‌های حیاتی سازمان‌های دولتی و سیستم‌های اصلی بانکداری، از اساس نباید روی لبه‌ اینترنت عمومی قرار بگیرند. این سامانه‌ها در تمام دنیا (و همچنین در ایران از طریق شبکه‌های امن داخلی) بر بستر شبکه‌های ایزوله فعالیت می‌کنند. اگر سازمانی با قطع اینترنت بین‌الملل شهروندان احساس امنیت بیشتری می‌کند، نشان‌دهنده‌ معماری غلط شبکه و اتصال غیراستاندارد دیتابیس‌های حساس آن به شبکه‌ بیرون است. راهکار امنیتی، اصلاح معماری شبکه است، نه قطع کردن اینترنت مردم.
  • اختلال در دسترسی اقتصاد دیجیتال به سرویس‌های ضروری بین‌المللی و تضعیف امنیت: قطع اینترنت جهانی به معنای قطع دسترسی سرورها، توسعه‌دهندگان و فعالان اقتصاد دیجیتال به سرویس‌های حیاتی است. سرورهای داخلی برای حفظ امنیت خود به‌صورت لحظه‌ای نیازمند دریافت آپدیت‌های امنیتی، به‌روزرسانی گواهینامه‌های SSL، دریافت لیست سیاه بدافزارها و فایروال‌ها و ارتباط با مخازن کد (مثل داکر و گیت‌هاب) هستند. با قطع اینترنت، زیرساخت‌های داخلی از دریافت این پچ‌های امنیتی حیاتی محروم می‌شوند و در عمل، آسیب‌پذیری سرورهای داخلی و بانکی در برابر حملات سایبری به شدت افزایش می‌یابد. علاوه‌بر این، کسب‌وکارهای دیجیتال برای ارائه خدمات خود به ابزارها و APIهای بین‌المللی وابسته‌اند که قطع آنها باعث فلج شدن چرخه توسعه می‌شود.
  • بی‌اثر بودن قطعی در برابر هکرهای سازمان‌یافته: گروه‌های هکری پیشرفته که سازمان‌های دولتی و بانک‌ها را هدف قرار می‌دهند، از قطعی موقت اینترنت متوقف نمی‌شوند. آنها از طریق حملات زنجیره تامین (Supply Chain Attacks)، نفوذ فیزیکی، مهندسی اجتماعی یا آسیب‌پذیری‌های روز صفر که از مدت‌ها قبل در سیستم‌ها کاشته شده‌اند، عمل می‌کنند. قطع ناگهانی اینترنت، صرفا جلوی سرویس‌دهی و توسعه را می‌گیرد و مانع خروج دیتای سرقت‌شده از طریق مسیرهای پنهان هکرها نمی‌شود.

حفره‌های امنیتی در سازمان‌ها معمولا ناشی از وابستگی به نرم‌افزارهای تجاری، سیستم‌عامل‌های بسته و گاهی لایسنس‌های نامعتبر یا کرک‌شده است. برای تامین امنیت واقعی، سازمان‌های دولتی و سرورهای بانکی باید به سمت استفاده از توزیع‌های امن و متن‌باز لینوکس بروند. استفاده از لینوکس و ابزارهای متن‌باز، امکان بررسی دقیق کدها، شخصی‌سازی لایه‌های امنیتی و جلوگیری از نشت اطلاعات از طریق بک‌دور در سیستم‌عامل‌های انحصاری را فراهم می‌کند.

چهارمین دلیل: جلوگیری از پردازش دیتای مردم با هوش مصنوعی دشمن

این توجیه به‌شدت غیرعلمی است و نشان از شناخت نداشتن به کارکرد کلان‌داده‌ها است، باید مکانیزم کار موتورهای هوش مصنوعی و تفاوت استخراج داده در شبکه‌های شلوغ و خلوت را بررسی کنیم :

  • تسهیل استخراج داده‌های حساس با حذف «نویز» عمومی: یکی از بزرگترین چالش‌های هوش مصنوعی و سیستم‌های پردازش کلان‌داده برای سرویس‌های جاسوسی، تفکیک اطلاعات ارزشمند از میان انبوهی از داده‌های کم‌ارزش روزمره (نویز) است. وقتی اینترنت عمومی قطع می‌شود، دیتای میلیون‌ها شهروند عادی از شبکه حذف می‌شود؛ اما فعالان اقتصادی، سیاسی، مدیران و خبرنگارانی که دارای دسترسی‌های ویژه (اینترنت‌های طبقه‌بندی شده یا پرو) هستند، همچنان در شبکه باقی می‌مانند. از آنجا که لیست و هویت بسیاری از این فعالان از پیش در دیتابیس‌ها مشخص است، موتورهای پردازشی دشمن دیگر نیازی به صرف زمان و هزینه برای فیلتر کردن داده‌های مردم عادی ندارند. آنها تمام توان پردازشی خود را روی این جامعه‌ی آماری کوچک اما بسیار حساس متمرکز می‌کنند. در واقع، قطع اینترنت عموم مردم، کار و روند شناسایی، پروفایلینگ و تحلیل رفتار اکوسیستم حساس کشور را برای الگوریتم‌های دشمن به‌شدت سریع‌تر، بهینه‌تر و دقیق‌تر می‌کند. (سرعت پردازش در زمان جنگ و احتمال ترور، بسیار بسیار مهم است و خیلی تفاوت هست بین پردازش چند دقیقه‌ای با پردازش چند ساعته)
  • هم‌سویی با اهداف شبکه‌های جاسوسی و نفوذ: با توجه به اینکه قطع اینترنت عملاً لقمه را برای ماشین‌های پردازشی دشمن آماده می‌کند، پیشنهاد چنین طرحی تحت عنوان «تامین امنیت» از لحاظ فنی کاملاً مردودست. از دیدگاه کارشناسان امنیت سایبری، خلوت کردن شبکه برای شکار راحت‌تر داده‌های مهم توسط دشمن، دقیقا همان سناریویی است که یک سرویس اطلاعاتی متخاصم به دنبال آن و احتمالا سفارش دهنده‌ آن است. اصرار بر اجرای این رویکرد مخرب، این شائبه جدی و خطرناک را ایجاد می‌کند که پیشنهاددهندگان چنین طرح‌هایی، یا فاقد ابتدایی‌ترین دانش در زمینه هوش مصنوعی و علوم داده هستند، یا به‌عنوان بخشی از شبکه نفوذ و جاسوسی، در حال هموار کردن مسیر برای سرویس‌های بیگانه و اجرای خواسته‌های آنان در داخل کشورند.
    درضمن، مدل‌های هوش مصنوعی دشمن، بر اساس میلیون‌ها ترابایت داده‌ای که در طول سالیان گذشته جمع‌آوری شده‌، آموزش دیده‌اند. الگوهای رفتاری و کلان یک جامعه از قبل در این مدل‌ها نهادینه شده است. قطع مقطعی اینترنت یا ملی شدن آن، ماشین پردازش دشمن را که از قبل با دیتای تاریخی تغذیه شده، از کار نمی‌اندازد.

پنجمین دلیل: جلوگیری از تحریک مردم به شورش با فعالیت‌های پیچیده رسانه‌ای

این ادعا بر اساس یک خطای استراتژیک در درک جنگ شناختی بنا شده است، باید به مفاهیم «جنگ شناختی»، «رسانه‌های تعاملی در برابر رسانه های یک‌طرفه» و «استراتژی حضور در میدان» توجه کرد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که قطع اینترنت نه تنها مانع اغتشاش نمی‌شود، بلکه به عنوان یک شتاب‌دهنده عمل می‌کند، زیرا :

  • خلع سلاح فعالان جبهه‌ داخلی و هدایت مردم به سمت رسانه‌های یک‌طرفه (ماهواره): شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌هایی «دوطرفه و تعاملی» هستند. در فضای باز اینترنت، زمانی که شایعه‌ای با هدف تحریک افکار عمومی منتشر می‌شود، فعالان رسانه‌ای، سربازان سایبری و متخصصان داخلی این امکان را دارند که با تولید محتوای متقابل، انتشار اسناد و کار فرهنگی، به سرعت آن شایعه را خنثی کنند.
    با قطع اینترنت، این میدان تعاملی از بین می‌رود و دسترسی مردم به شبکه‌های اجتماعی قطع می‌شود. در این خلا، مخاطب به‌ناچار به سمت رسانه‌های «یک‌طرفه» مانند شبکه‌های ماهواره‌ای متخاصم کشیده می‌شود؛ جایی که دشمن انحصار کامل روایت را در دست دارد و هیچ صدایی برای تکذیب شایعات و روشنگری وجود ندارد. (در جنگ اخیر در حالی که انیمه‌های جذاب ایرانی در شبکه‌های اجتماعی وایرال و فرهنگ‌سازست، در داخل خیلی شناخته شده نیستند). در واقع، قطع اینترنت افکار عمومی را بی‌دفاع و به‌صورت یک‌جا تحویل ماشین پروپاگاندای دشمن می‌دهد.
  • هم‌سویی با استراتژی دشمن (ردپای شبکه نفوذ در تصمیم‌سازی): در علوم نظامی و رسانه‌ای، قانونی وجود دارد که می‌گوید: «هیچ‌گاه میدانی را که در آن امکان مبارزه داری، به میل خود ترک نکن». خالی کردن فضای مجازی از نیروهای خودی و تقدیم کردن افکار عمومی به رسانه‌های ماهواره‌ای، دقیقا همان سناریوی ایده‌آلی است که اتاق‌ فکرهای متخاصم آرزوی آن را دارند. پیشنهاد بستن شبکه‌های اجتماعی در زمان بحران، به‌قدری با منافع دشمن هم‌راستاست که شائبه‌ جدی دخالت «شبکه‌های نفوذ» در این تصمیم‌سازی‌ها قطعی است. به نظر می‌رسد این شبکه‌ها با پوشش «تامین امنیت»، در حال اجرای دقیق خواسته‌های سرویس‌های بیگانه برای مسدود کردن صدای روشنگری در داخل هستند.
    لازم به ذکر است که درخواست رسانه‌های معاند برای باز شدن اینترنت هم سناریوی تاثیرگذاری روی مسئولان غیرآشنا با تاکتیک‌های رسانه است و با ایجاد حساسیت به دنبال نتیجه معکوس و مطلوب خود هستند.
  • الگوی راهبردی «حضور فعال» به جای ترک میدان: استراتژی درست در مواجهه با جنگ رسانه‌ای، مقاومت و تولید روایت برتر است. نمونه‌ بارز این رویکرد، رفتار راهبردی مقاماتی مانند رهبر ایران است که با وجود اعمال فیلترینگ و محدودیت‌ها، همچنان پلتفرم‌های بین‌المللی (مانند شبکه ایکس/توییتر سابق) را ترک نکردند و از آن به عنوان سنگری برای «روشنگری» و انتقال پیام استفاده می‌کنند. این رفتار نشان می‌دهد که در جنگ شناختی، باید در خط مقدم ایستاد و با مخاطب صحبت کرد، نه اینکه پادگان جنگ مجازی را بست و تسلیم شد.
  • مدیریت سوگیری پلتفرم‌ها به جای خودتحریمی: مدافعان قطع اینترنت استدلال می‌کنند که پلتفرم‌های خارجی دارای سوگیری (Bias) هستند، اکانت‌های داخلی را حذف و سلیقه‌ای عمل می‌کنند. این ادعا کاملاً درست است؛ اما راهکار مقابله با یک پلتفرم متخاصم، «فرار از میدان» نیست. راهکار، مبارزه‌ شبکه‌ای، ایجاد فشارهای حقوقی بین‌المللی، استفاده از تکنیک‌های دور زدن الگوریتم‌ها و تکثیر محتواست. پاک کردن صورت مسئله و بستن دسترسی، صرفا پاک کردن فرصت‌های دفاعی خودمان است.
  • خطر ایجاد «اتاق پژواک» رادیکال: قطع اینترنت و فیلترینگ گسترده باعث می‌شود قشر خاکستری و میانه‌رو از پلتفرم‌ها خارج شوند، اما شبکه‌های سازمان‌یافته و افراد به شدت رادیکال با استفاده از ابزارهای خاص در شبکه باقی بمانند. این امر باعث ایجاد یک «اتاق پژواک» می‌شود؛ فضایی که در آن افراد فقط صدای هم‌فکران رادیکال خود را می‌شنوند و توهم اکثریت بودن به آنها دست می‌دهد، که این موضوع خود اصلی‌ترین محرک برای کشاندن آشوب‌ها از فضای مجازی به کف خیابان است.
    فرض کنید میلیون ها ایرانی جانفدا و متحد در جنگ، با هر سلیقه‌ای می توانستند در توییتر، آزادانه پاسخ یاوه‌گویی‌های ترامپ را بدهند!! این حضور چه‌بسا می‌توانست، از جنگ نیز جلوگیری کند.

ششمین دلیل: جلوگیری از ارتباط تروریست‌های داخلی از طریق اینترنت

این تصور که لجستیک یک تیم خرابکار به اینترنت عادی وابسته است، یک ساده‌انگاری خطرناک است. برای رد این استدلال، باید به واقعیت‌های لجستیکی تیم‌های خرابکار و همچنین مفاهیم پایه رمزنگاری و ارتباطات جایگزین توجه کرد:

  • زنجیره تامین تجهیزات (پکیج کامل تسلیحاتی و ابزار ارتباطی): تیمی که توانایی قاچاق سلاح، مواد منفجره و تجهیزات نظامی به داخل کشور را دارد، برای ارتباطات حساس عملیاتی خود هرگز به اینترنت ناپایدار و قابل‌ شنود عمومی (مثل موبایل یا ADSL) تکیه نمی‌کند. منطق نظامی حکم می‌کند که همراه با محموله‌های تسلیحاتی، ابزارهای ارتباطی مستقل نظیر تلفن‌های ماهواره‌ای، بی‌سیم‌های دوربردِ رمزنگاری‌شده و حتی تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای قابل حمل در اختیار این شبکه‌ها قرار گیرد. قطع اینترنت عمومی، تنها ارتباط شهروندان را فلج می‌کند، اما کوچکترین خللی در زیرساخت ارتباطی قاچاق‌شده و مستقل این گروه‌ها ایجاد نمی‌کند.
  • ارتباطات پنهان بر بستر شبکه داخلی (رمزنگاری و پنهان‌نگاری): حتی با فرض قطع کامل اینترنت بین‌الملل و محدود شدن ارتباطات به اینترانت (شبکه ملی)، تروریست‌ها با کمترین دانش فنی می‌توانند ارتباطات خود را حفظ کنند. با استفاده از ابزارها و اپلیکیشن‌های ساده رمزنگاری یا پنهان‌نگاری (Steganography)، یک تیم می‌تواند پیام عملیاتی خود را در قالب یک متن نامفهوم، یا حتی مخفی‌شده در پیکسل‌های یک عکس ساده، از طریق پیام‌رسان‌های داخلی، ایمیل‌های ملی یا حتی بخش نظرات یک سایت فروشگاهی داخلی ارسال کند. بنابراین، مسدود کردن اینترنت جهانی، جلوی انتقال پیام‌های رمزنگاری‌شده را در شبکه‌های داخلی نمی‌گیرد.
  • شبکه‌های آفلاین و توری: در زمان قطعی کامل ارتباطات، گروه‌های سازمان‌یافته برای هماهنگی‌های شهری از فناوری‌های مبتنی بر شبکه‌های توری (Mesh) و ارتباطات نظیر‌ به‌ نظیر (P2P) استفاده می‌کنند. پروتکل‌هایی که گوشی‌های موبایل را از طریق بلوتوث، Wi-Fi Direct یا ماژول‌های رادیویی ارزان‌قیمت به هم متصل می‌کنند، نیازی به دکل مخابراتی یا اینترنت ندارند و قطع شبکه سراسری، اثری روی آنها ندارد.
  • خاموش کردن رادارهای امنیتی کشور: یکی از مهم‌ترین روش‌های دستگاه‌های اطلاعاتی برای شناسایی تروریست‌ها، رصد و رهگیری سیگنال‌ها (SIGINT)، تحلیل فراداده‌ها و ردیابی آی‌پی‌ها در بستر شبکه عمومی است. با قطع کردن اینترنت، نهادهای امنیتی در واقع سنسورهای رصد خود را خاموش می‌کنند. در این فضای تاریک، پیدا کردن ردپای مجرمین بسیار سخت‌تر از زمانی است که آنها مجبورند در یک شبکه‌ شفاف و قابل مانیتورینگ فعالیت کنند.

هفتمین دلیل: قطع اینترنت برای رعایت امنیت نظامی ضروری است

ضعیف‌ترین توجیه، محافظت از زیرساخت‌های نظامی با قطع اینترنت عمومی است. این استدلال با الفبای ابتدایی امنیت شبکه‌های نظامی در تضاد است:

  • ایزوله‌سازی فیزیکی و منطقی: اولین و پایه‌ای‌ترین اصل در امنیت نظامی، عدم اتصال شبکه‌های حیاتی به شبکه‌های عمومی است. زیرساخت‌های نظامی، پایگاه‌های داده حساس و سیستم‌های تسلیحاتی از شبکه‌های کاملا مستقل یا اینترانت و زیرساخت‌های فیزیکی جداگانه (مثل کابل‌های Dark Fiber) استفاده می‌کنند. به عبارتی، دیتای نظامی اصلا روی بستر اینترنت عمومی شهروندان قرار ندارد که با قطع آن، امنیتش تامین شود.
  • سیستم‌های ارتباطی اختصاصی : نیروهای مسلح برای ارتباطات تاکتیکی و استراتژیک خود از اینترنت مخابراتی عادی استفاده نمی‌کنند. ارتباطات آنها برپایه سیستم‌های رادیویی فوق‌ امنیتی، شبکه‌های ماهواره‌ای نظامی و پروتکل‌های رمزنگاری اختصاصی است که مستقل از زیرساخت اینترنت تجاری کشور کار می‌کند.
  • کوری اطلاعاتی و از دست دادن OSINT: اینترنت عمومی یکی از بزرگترین بسترها برای جمع‌آوری «اطلاعات منابع آزاد» (Open-Source Intelligence یا OSINT) است. قطع ناگهانی اینترنت باعث می‌شود سیستم‌های امنیتی و نظامی در رصد تحرکات، اخبار و سیگنال‌های عمومی دچار کوری مقطعی شوند.
  • تخصص هکرهای نظامی پیشرفته: هکرهای دولتی و نظامی که قصد ضربه زدن به زیرساخت‌های یک کشور را دارند، پشت قطعی اینترنت متوقف نمی‌شوند. آنها از روش‌های پیچیده‌تری مانند بدافزارهای منتقل‌شونده از طریق سخت‌افزار (مثل استاکس‌نت)، نفوذ فیزیکی یا امواج رادیویی برای نفوذ به شبکه‌های ایزوله استفاده می‌کنند. بنابراین قطعی اینترنت، راهکار مقابله با تهدیدات سطح بالای نظامی نیست.
    ضمن اینکه دسترسی به شبکه اینترانت ملی برای هکرهای نظامی بسیار ساده است و تنها به استفاده از دو تلفن همراه در خطوط مرزی کشور دارد!

به عنوان عضوی از خانواده اقتصاد دیجیتال، با قاطعیت می‌گویم:

ایده «قطع اینترنت برای تامین امنیت» یک توهم ویرانگرست. این رویکرد نه تنها امنیت سخت و نرم کشور را تامین نمی‌کند، بلکه با فلج کردن اقتصاد، ایجاد کوری اطلاعاتی برای نهادهای امنیتی، اهدای افکار عمومی به رسانه‌های بیگانه و برجسته کردن دیتای مسئولین در رادارهای شنود هوش مصنوعی، مستقیما در راستای اهداف شبکه‌های نفوذ عمل می‌کند.

امنیت پایدار در تاریکی شبکه‌ها به دست نمی‌آید؛ بلکه نیازمند معماری اصولی، مهاجرت قطعی نهادها به زیرساخت‌های متن‌باز (لینوکس)، توسعه و پردازش بومی فناوری و ایستادگی شجاعانه در میدان‌های رسانه‌ای دشمن است. ترک میدان، هیچ‌گاه به‌معنای پیروزی نبوده و نیست.

پی‌نوشت بسیار مهم:

برای درک بهتر، باید تکلیف یک مفهوم پایه‌ای را روشن کنیم. در ساده‌ترین تعریف، اینترنت صرفا «مجموعه‌ای از پروتکل‌ها و قراردادهای نرم‌افزاری شناخته‌شده» برای تبادل داده‌هاست.
نکته بسیار حیاتی و پنهان ماجرا اینجاست: اگر دستگاه‌های ارتباطی و سخت‌افزارهای زیرساختی شبکه توسط دولت‌های متخاصم یا شرکت‌های وابسته به آنها تولید شده باشند (که در اغلب موارد اینچنین است)، این دستگاه‌ها برای سرقت و انتقال دیتا اصلاً نیازی به این پروتکل‌های شناخته‌شده‌ اینترنتی ندارند. این دیوایس‌ها به محض اتصال فیزیکی به خطوط شبکه و کابل‌های تلفن، می‌توانند دیتا را خارج از بستر استاندارد و به‌صورت سیگنال‌های پنهان، منتقل کنند، بدون آنکه هیچ‌کس یا هیچ سیستم مانیتورینگی متوجه آن شود. در واقع، وقتی سخت‌افزار فیزیکی در دست دشمن است، قطع کردن لایه نرم‌افزاری اینترنت برای جلوگیری از نشت دیتا، یک آدرس غلط و بی‌اثرست.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا