مرگ تدریجی اقتصاد دیجیتال با اینترنت محدود؛ کسبوکارها یکییکی حذف میشوند

اقتصاد دیجیتال قرار بود یکی از پایههای نجات اقتصاد کشور باشد؛ بخشی که بتواند رشد ایجاد کند، اشتغال بسازد و جریان مالی را شفافتر و سریعتر پیش ببرد.اما امروز، همان بخش به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای اقتصاد تبدیل شده است. مسئله دیگر «کندی اینترنت» یا «اختلال مقطعی» نیست. مسئله، نبود اینترنت قابل اتکا است.
وقتی دسترسی پایدار وجود ندارد، کسبوکار دیجیتال عملاً از کار میافتد. فروش متوقف میشود، ارتباط با مشتری قطع میشود و کل زنجیره خدمات دچار اختلال میشود. در چنین شرایطی، ادامه فعالیت برای بسیاری از شرکتها صرفاً به معنی «دوام آوردن کوتاهمدت» است، نه رشد و توسعه.
بر اساس آمار رسمی، در همین مدت اخیر حدود ۵۵ هزار میلیارد تومان به کسبوکارهای دیجیتال خسارت وارد شده است. این عدد فقط یک برآورد اقتصادی نیست؛ پشت آن، شرکتهایی هستند که کوچک شدهاند، پروژههایی که متوقف شدهاند و افرادی که شغل خود را از دست دادهاند. واقعیت این است که ما با یک روند روبهرو هستیم، نه یک اتفاق. کسبوکارها یکییکی از بین میروند، نیروها تعدیل میشوند و بازار هر روز کوچکتر از قبل میشود. این بیکاریها معمولاً در آمارهای رسمی دیده نمیشوند، اما در بدنه این صنعت کاملاً محسوساند. در کنار این شرایط، موضوعی که نگرانیها را جدیتر کرده، شکلگیری اینترنت طبقاتی یا همان اینترنت «پرو» است. اینکه بخشی از جامعه و کسبوکارها به اینترنتی با کیفیت و دسترسی بهتر دسترسی داشته باشند و بخش دیگری نداشته باشند، بهمعنای از بین رفتن برابری در یک زیرساخت حیاتی است.
اقتصاد دیجیتال بر پایه دسترسی برابر شکل میگیرد. وقتی این اصل از بین میرود، رقابت از بین میرود و در نهایت، کل بازار آسیب میبیند. اینترنت، زیرساخت عمومی است، نه امتیاز قابل تخصیص. آنچه امروز میبینیم، فقط کاهش فعالیت نیست؛ نشانههای یک تضعیف جدی در حال شکلگیری است. آینده اقتصاد دیجیتال و بهویژه صنعت پرداخت، که مستقیماً به پایداری اینترنت وابسته است، از قبل هم مبهم بود و حالا تاریکتر از همیشه به نظر میرسد. در این شرایط، نه سرمایهگذار انگیزه ورود دارد، نه کسبوکارها امکان برنامهریزی بلندمدت. نتیجه، توقف رشد و افزایش نااطمینانی در کل اکوسیستم است. سؤال ساده است:قرار است اقتصاد بدون اینترنت چطور ادامه پیدا کند و مهمتر از آن، تا چه زمانی قرار است این وضعیت ادامه داشته باشد؟
اگر پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود نداشته باشد، باید پذیرفت که مسئله فقط آسیب به یک صنعت نیست؛موضوع، آینده بخشی از اقتصاد کشور است که قرار بود نقش نجاتدهنده را ایفا کند، اما امروز خودش درگیر بقا شده است.
منبع





