بازی مرکب؛ صنعت لجستیک در تعلیق بحران و بقا قرار گرفته است

کاهش ارسال مرسولهها در پی شرایط جنگی، قطع اینترنت و افت سفارشهای حوزه تجارت الکترونیکی، همراه با افزایش هزینههای ثابت و فشارهای ناشی از اختلال زیرساختی، صنعت لجستیک را وارد دورهای انقباضی کرده است. مرحلهای که شرکتهای کمتوان یکی پس از دیگری به خروج از صنعت نزدیک شده و بازیگران بزرگتر بازار ناچارند به سرعت قواعد بازی خود را از نو طراحی کرده و برای بقا در جستوجوی راههای تازه باشند.
به گزارش پیوست، صنعت لجستیک نیز مانند بسیاری از صنایع زیر فشار همزمان بحرانهای اقتصادی، قطع اینترنت، اختلال زیرساختی و بیثباتیهای ناشی از شرایط جنگ قرار گرفته است. فشاری که نهتنها جریان عادی فعالیت بسیاری از شرکتهای این حوزه را مختل کرده بلکه مدلهای سنتی توزیع و ساختار هزینههای آنها را نیز افزایش داده و بسیاری از آنها را مجبور به تعدیل نیرو کرده است. اما با این حال، تجربه شرکتهای مختلف از این بحرانها یکسان نیست و میزان تابآوری آنها به آمادگی سطح عملیاتی، توانمندی سرمایهگذارانشان و ظرفیت زیرساختهایشان متکی شده است.
مانا کازرانی، رئیس هیاتمدیره چاپار، با اشاره به تجربه چاپار در این باره میگوید: «تجربیات گذشته به ما نشان داده بود که قطع اینترنت، اختلال GPS و مشکلات زیرساختی حتما در فرآیند توزیع مشکلساز خواهد بود. به همین خاطر در بخش عملیات توزیع، با استراتژیهایی که از پیش اتخاذ کرده بودیم، یعنی استفاده از محدودههای جغرافیایی ثابت و تخصیص رانندگان ثابت و آشنا به هر منطقه، اجازه ندادیم اختلال GPS تاثیر نامطلوبی روی مسیریابی و توزیع فیزیکی ما بگذارد. اما در بخش ارتباط با مشتری، قطعی اینترنت و خطوط تلفن باعث اختلال در ارسال پیامکهای وضعیت، ارتباط با مشتری، عدم امکان پیگیری لحظهای مرسوله توسط کاربر و کاهش سرعت پاسخگویی تیم پشتیبانی شد. موضوعی که به تبع نگرانیهای بسیاری برای مشتریانمان ایجاد کرد.»

به باور کازرانی تمام بحرانهای سال ۱۴۰۴ و هرگونه بیثباتی در سطح کلان، مستقیماً روی رفتار مصرفکننده تاثیرگذار است و آنها شاهد افت قابلتوجهی در حجم سفارشات آنلاین هم بودهاند. او در این باره توضیح میدهد: «اگرچه شیب نمودار حالا رو به بهبود است و بازار در تلاش برای بازیابی است، اما هنوز به شرایط ایدهآل و ثبات پیش از این التهابات بازنگشتهایم. ما عملکرد عملیاتی را در سه بازه ۱۵ روزه مقایسه کردیم. دوره پیش از جنگ، دوره جنگ و ۱۵ روز پس از آتشبس. مبنا برای ما از ۱۵ بهمن تا اول اسفند در نظر گرفته شد؛ دورهای که شرایط نسبتا باثبات بود، دسترسی به اینترنت به حالت عادی بازگشته بود و جریان فعالیتها در وضعیت معمول قرار داشت. بر اساس این مقایسه، اگر ظرفیت ارسال روزانه در دوره پایه را ۱۰۰ درصد در نظر بگیریم، این شاخص در دوره جنگ به حدود ۳۰ درصد کاهش یافت. اما در ۱۵ روز پس از آتشبس، تعداد ارسالهای روزانه مجدد افزایش پیدا کرد و به حدود ۷۰ درصد ظرفیت دوره مبنا برگشت. اما تمام این مراحل بنا به توان و تابآوری شرکتها متفاوت است.»
امیر علیپور مدیرعامل پست اول هم همنظر با کازرانی معتقد است میزان اثرپذیری شرکتها از بحرانها یکسان نیست و برخی مجموعهها با اتکا به تمهیدات قبلی و ظرفیت شرکتهای مادر توانستهاند بخشی از این فاصله را جبران کنند، در حالی که برخی دیگر با افت شدید ظرفیت، تعدیل نیرو و حتی خروج از چرخه فعالیت مواجه شدهاند. علیپور شرایط فعلی را دوره شدید انقباضی و نشانهای برای ورود به تغییراتی ساختاری میداند. دورهای که در آن قواعد بازی لجستیک تغییر خواهد کرد و در امتداد همین تغییر، مدل اقتصادی صنعت تعریفی دوباره به خود خواهد گرفت.
جایی که میتوان اثرات این انقباض را در سطح عملیاتی صنعت هم مشاهده کرد. فضایی که افزایش هزینههای ثابت از ناوگان گرفته تا نیروی انسانی در مقابل کاهش حجم مرسولات، باعث خواهند شد مدلهای سنتی ارسال دربهدر (Door-to-Door) دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد و مدلهایی که زمانی ستون فقرات لجستیک مدرن محسوب میشدند، به ساختاری پرهزینه و کمانعطاف تبدیل شوند.
مدلی که کازرانی آن را دیگر صرفا یک انتخاب اختیاری یا نوآورانه نمیداند و حرکت به سمت راهکارهای جایگزین مانند شبکههای تحویل و دریافت (PUDO) و لاکرهای هوشمند را الزامی استراتژیک معرفی میکند. مدلهایی که با کاهش فشار بر لستمایل و بهینهسازی نقاط تحویل، بخشی از عدمتعادل هزینهها را جبران کرده و مسیر بقا و تطبیق شرکتهای لجستیکی را در این دوره انقباضی هموارتر میکنند.
البته از منظر علیپور، PUDOها یا حتی مدلهای مشابه «Business Changer» صنعت لجستیک در ایران نیستند و این راهکارها نهایتا در بهترین حالت میتوانند برای بخشهایی از بازار، بهویژه Niche Market یا نیازهای خاص، معنا پیدا کنند اما هیچگاه قادر نیستند ماهیت زمین بازی لجستیک را دگرگون کنند.
علیپور در این باره تکمیل میکند: «لجستیک صنعتی مبتنی بر جابهجایی فیزیکی، صنعتی روی زمین و در سطح خیابان نه در لایههای صرفا دیجیتال است. مفاهیمی مثل پودوها، میکروهابهای شهری، هابهای منطقهای و ساختارهای توزیع محلی میتوانند فاصله بین عرضه و تقاضا را کاهش دهند و بخشی از فشار لستمایل را مدیریت کنند اما نمیتوانند جایگزین کامل مدل سنتی لجستیک شوند.»
صنعتی روی زمین
در ادامه همین نگاه عملیاتی، علیپور رابطه لجستیک با تجارت الکترونیکی را نیز بیشتر در سطح وابستگی اجرایی تعریف میکند تا یک پیوند استراتژیک غیرقابل تفکیک و کازرانی لجستیک را نهفقط یک بخش مکمل، که ستون فقرات تجارت الکترونیکی میداند.
کازرانی میگوید: «بدون یک شبکه لجستیکی پایدار، پیشبینیپذیر و شفاف، اساسا توسعه تجارت الکترونیکی با وقفه جدی مواجه میشود. از این منظر، حتی ناپایداریهایی مانند اختلال در اینترنت یا گسست در زنجیره ارسال، میتواند همزمان فروش آنلاین و عملیات پردازش و توزیع را تحت تأثیر قرار دهد.»
علیپور از بعد دیگری به موضوع نگاه کرده و میگوید: «لجستیک و تجارت الکترونیکی به هم مرتبطند، اما این ارتباط لزوما به معنای توقف یکی در غیاب دیگری نیست. بلکه بیشتر به معنای کاهش کارایی و افت تجربه کاربر است. مسئله اصلی در ایران، نه حذف این پیوند، بلکه محدود شدن کیفیت آن به دلیل فشارهای ساختاری است. در این چارچوب، لجستیک یک عامل حیاتی برای عملکرد بهتر تجارت الکترونیکی است، اما نه الزاما شرط بقا یا توقف کامل آن.»
البته بدیهی است که همین اختلال در زنجیره لجستیک و تجربه کاربر، فقط در سطح رفتار مصرفکننده باقی نمیماند و بهتدریج خود را در ساختار بازار تجارت آنلاین هم نشان میدهد. جایی که اثرات آن از بازگشت کوتاهمدت مشتری به خرید حضوری فراتر رفته و به شکل ریزش و جابهجایی جدی در دستهبندیهای کالایی نمود پیدا میکند.
علیپور درباره تجربه پست اول در این باره توضیح میدهد: «بخشی از بازار که پیشتر پیرامون کالاهای غیرضروری یا نیمهضروری مانند آرایشیبهداشتی، پوشاک و کفش شکل گرفته بود، بیشترین میزان افت را در دیماه و سپس از آغاز جنگ اسفندماه بسیار بیشتر از جنگ اول ۱۴۰۴ تجربه کرد. حتی در حوزههایی که در دورهای با رشد سریع همراه بودند، مانند فروش آنلاین پوشاک یا محصولات بهداشتی که به کمک تجربههای بصری و شبکههای اجتماعی توسعه یافته بود، اخبار برخی شرکتها میگوید این ریزش البته بهطور کلی و غیردقیق تا یکچهارم و یکپنجم تعداد مرسولات نسبت به وضعیت عادی بوده است. این تغییرات نتیجه مستقیم اختلال در دسترسی، کاهش اعتماد عملیاتی و محدود شدن کانالهای ارتباطی با مشتری است.»
خاموشی تجارت اجتماعی و لجستیک کمجان
در واقع نقش پررنگ شبکههای اجتماعی در رشد تجارت الکترونیکی غیرقابل انکار است و با کاهش اثرگذاری این کانالها با قطع اینترنت، بخشی از مدلهای رشد مبتنی بر کشف محصول در فضای اجتماعی عملا تضعیف شدهاند. این موضوع بهطور مستقیم روی زنجیره لجستیک نیز اثر گذاشته است، زیرا بسیاری از بازیگران لجستیکی که وابسته به جریان سفارشهای آنلاین بودند، با افت حجم سفارش و کاهش مقیاس مواجه شدهاند.
این گزاره را میتوان در ادامه و تأیید همان روندی دید که در ساختار کسب و کارهای کوچکتر و SMEها هم خود را نشان میدهد. کازرانی در این باره توضیح میدهد: «فروشگاههای کوچک به دلیل نداشتن سرمایه در گردش کافی، آسیبپذیری بسیار بالاتری دارند. در شرایط اختلال، یک بازیگر بزرگ میتواند با تنوع کانالهای فروش، ارائه تخفیف یا مدیریت نقدینگی، افت موقت را جبران کند. اما کسبوکارهای خرد بهویژه آنهایی که صرفا بر بستر شبکههای اجتماعی فعالیت میکردند با قطع اینترنت یا اختلال در دسترسی، عملاً دچار توقف کامل فروش میشوند و حتی چند روز صفر شدن فروش، میتواند حیات آنهارا به خطر بیندازد.»

در حقیقت حالا مسئله اصلی صرفا افت سفارشها به خاطر قطعی اینترنت نیست، بلکه تلاطم در دسترسی است. یعنی زمانی که کاربران امکان پایدار برای ثبت سفارش، دسترسی به پلتفرمها یا استفاده از کانالهای دیجیتال را از دست میدهند، کل چرخه از فروش تا لجستیک دچار اختلال میشود. در نتیجه، صنعت لجستیک نه بهعنوان یک عامل مستقل، بلکه بهعنوان بخشی از یک زنجیره وابسته به اینترنت، بهصورت مستقیم تحت تأثیر این ناپایداریها قرار گرفته است.
نشانههایی از واقعی شدن قیمت پست
در چنین زمینهای است که بحث نقش بازیگران لجستیکی معنای بیشتری پیدا میکند، اینکه بازیگران خصوصی چطور میتوانند در برابر چنین فشارهایی و در کنار رقیب سهلالوصولی مثل پست دوام بیاورند. کازرانی در این باره توضیح میدهد: «شرکت ملی پست، با وجود افزایش قیمتها، همچنان بهدلیل دولتی بودن و گستردگی شبکه در سراسر کشور بهویژه در مناطق روستایی بازیگر ارزانقیمت بازار باقی مانده است. رقابت بخش خصوصی با پست، نمیتواند بر اساس قیمت باشد بلکه باید بر کیفیت خدمات، سرعت پردازش، خدمات شخصیسازیشده برای کسبوکارها و پشتیبانی حرفهای متمرکز باشد. اما تاکید دارم پست مانع توسعه بخش خصوصی نیست، بلکه هرکدام بخش متفاوتی از نیاز بازار را پوشش میدهند و عملاً در یک اکوسیستم چندلایه فعالیت میکنند.»
در ادامه همین نگاه، علیپور نیز مسئله بین پست و بازیگران خصوصی را نه رقابت مستقیم قیمتی، بلکه اصلاح ساختار هزینهای صنعت میداند. او نزدیک شدن قیمت خدمات پستی به بهای تمامشده واقعی را یک روند مثبت و حتی ضروری تلقی میکند. چرا که به واقعیتر شدن اقتصاد لجستیک کمک میکند. او میگوید: «مسئله اصلی این نیست که بخش خصوصی در برابر پست قرار دارد. بلکه این است که هر بازیگر باید در جایگاه واقعی خود بنشیند. شرکت ملی پست باید بیش از آنکه در رقابت عملیاتی با بخش خصوصی وارد شود، بر مأموریتهای حاکمیتی، سیاستگذاری، نظارت و در صورت لزوم قیمتگذاری متمرکز باشد و آن بخش از عملیات پستی که قابل واگذاری است، به بخش خصوصی سپرده شود.»
در نهایت زنجیرهای از بحرانهای پیدرپی، صنعت لجستیک ایران را به نقطهای رسانده که افت ظرفیت عملیاتی و کاهش تابآوری به یک وضعیت همیشگی در این بازار تبدیل شده است. وابستگی فزاینده به سرمایهگذاران، در کنار تعدیل نیرو و خروج بخشی از نیروی انسانی، نشانههای فشار عمیق بر این صنعت را آشکارتر کرده است. مجموع این عوامل نهتنها ساختار هزینه و مدل کسبوکار شرکتهای لجستیکی را تحتتأثیر قرار داده، بلکه چشمانداز رشد این صنعت را نیز وارد مرحلهای پرریسک و نیازمند بازنگری کرده است.
منبع





