کنشگران اینترنت: درک حاکمیت از اینترنت یک فهم امنیتی است

همزمان با عبور امضاهای کارزار اتصال مجدد اینترنت از ۲۰۰ هزار مورد، جمعی از کارشناسان و نمایندگان صنفی در نشستی درباره پیامدهای قطعی اینترنت و اینترنت طبقاتی هشدار دادند. آنها با اشاره به سازوکار وایتلیست، اینترنت پرو و نقش شبکه ملی اطلاعات، وضعیت فعلی را انسداد دیجیتال توصیف کردند و خواستار شفافیت در سازوکار تصمیمگیری برای قطع و وصل اینترنت شدند.
به گزارش پیوست، بیش از ۲۰۰ هزار شهروند طی ۲ ماه گذشته با ثبت امضای خود خواستار اتصال مجدد اینترنت برای همه شهروندان شدهاند. همزمان با افزایش امضاهای این کارزار، جمعی از فعالان حوزه فناوری، کسبوکارهای دیجیتال، دانشگاهیان و کنشگران مدنی در نشستی درباره پیامدهای قطعی اینترنت، اینترنت طبقاتی و سیاستهای حکمرانی فضای مجازی در ایران سخن گفتند.
در ابتدای این نشست، حامد بیدی، مدیرعامل کارزار با اشاره به اینکه هیچیک از مدیران وزارت ارتباطات با وجود اعلام قبلی در این نشست حضور پیدا نکردند، گفت: موضوع کارزار تولید قدرت اجتماعی است و هدف آن پاسخگو کردن مسئولان است حتی اگر تاثیری برای مسئولان نداشته باشد. «آخ» گفتن ما در شرایطی مثل قطعی اینترنت به معنی زنده بودن ماست.
در ادامه فیاض زاهد، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی مطبوعات گفت: درک حاکمیت از اینترنت یک فهم امنیتی است و میان قدرت دولت مرکزی و رسانهها رابطهای معکوس وجود دارد. یعنی هرچه قدرت مرکزی گستردهتر باشد، رسانه بیشتر به کنار میرود.
به گفته او جنگ نیز به نابودی جامعه مدنی ایران انجامیده و پیامدهای آن همچنان ادامه دارد. زاهد گفت که کارزار شکلگرفته میتواند در تغییر سبک نگرش اثرگذار باشد و اگر به شیوهای انسانی و قانونمند ادامه پیدا کند، ظرفیت تاثیرگذاری دارد.
در این نشست وحید فرید، کارشناس حوزه اینترنت نیز با اشاره به تجربههای گذشته قطع اینترنت گفت: این اتفاق در دولتهایی رخ داده که به ظاهر حامی اینترنت بودهاند. در ریاست جمهوری آقای روحانی و در اعتراضات آبان ۹۸ و دیماه تجربه قطع اینترنت را داشتیم.
کسبوکاری که اینترنت دارد، رانده میشود
فرید وضعیت فعلی را «قطع اینترنت به صورت شاتگان» توصیف کرد و گفت اکنون سازوکار وایتلیست شکل گرفته است؛ بهعنوان نمونه دسترسی به برخی خدمات مانند گوگل پس از حدود ۵۰ روز در فهرست سفید قرار گرفته است. او همچنین به طرح اینترنت پرو یا اینترنت طبقاتی اشاره کرد و آن را طرحی شکستخورده دانست.
به گفته فرید، نوع محدودسازی اینترنت در سالهای اخیر متفاوت از گذشته است، در سال ۱۴۰۱ برخی خدمات مسدود میشدند اما این نوع قطعی از سال ۸۸ شکل گرفت. او توضیح داد: پروژه شبکه ملی اطلاعات در دولت اول روحانی آغاز شد و در دولت دوم به مرحله بهرهبرداری رسید. به اعتقاد او، این زیرساخت باعث شده دسترسی مردم به اینترنت جهانی مسدود شود در حالی که خدمات داخلی همچنان در دسترس باقی بمانند.
او گفت: هدف اولیه شبکه ملی اطلاعات تسهیل دسترسی بود اما در عمل نتیجه معکوس داده و با بستن سوئیچهای خارج از کشور به قطع ارتباط با اینترنت جهانی انجامیده است.
فرید همچنین هشدار داد اتصال برخی دستگاهها از طریق اینترنت پرو به شبکه خارجی در حالی که سرورها قطع هستند میتواند ناامنی دیجیتال ایجاد کند و حتی دستگاههایی که در وایتلیست قرار دارند در معرض حملات سایبری باشند.
او با اشاره به پیامدهای اقتصادی قطع اینترنت ادامه داد: کسبوکار بدون مردم کسبوکار نیست. کسبوکاری که اینترنت دارد از نظر مردم رانده است زیرا اکثریت مردم فاقد اینترنت هستند.
به گفته فرید، قطع اینترنت از سوی حاکمیت سیگنال ناامنی به جامعه میدهد و باعث میشود شهروندان به جای خرج کردن به سمت پسانداز حرکت کنند.
در بخش دیگری یعقوبی، رئیس انجمن فینتک نیز با بیان اینکه فعالان این حوزه از وضعیت فعلی درد میکشند گفت: پایه اقتصاد دیجیتال فناوری مالی است و بدون اینترنت این اقتصاد به شکل برنامهریزیشده و نه توسعهای حرکت میکند.
او گفت: در فضای جنگی باید به امنیت توجه شود اما اتفاقی که الان افتاده آرزوی ۴۷ ساله است و امروز نتیجه آن را میبینیم و به دولت خاصی هم مربوط نیست.
به گفته یعقوبی، مهاجرت در این حوزه افزایش چشمگیری داشته است. یعقوبی سهم اقتصاد دیجیتال ایران را در بهترین حالت حدود ۴ درصد تولید ناخالص داخلی دانست و آن را با کشورهایی مانند چین با ۴۰ درصد و کره جنوبی با ۳۶ درصد مقایسه کرد. او همچنین گفت درک روشنی از مفهوم امنیت در نظام حکمرانی وجود ندارد.
او گفت: امنیت بهانه است؛ یک سری نهادهای مافیایی و قدرت پنهان از چنین وضعیتی سود میبرند. حتی شبکه داخلی نیز بهدرستی طراحی نشده و گاهی برای ارسال ساده فایل هم با مشکل مواجه میشود.

در مقابل، محمد مهدی حبیبی، رئیس انجمن فنپ (فضای مجازی پاک) نگاه متفاوتی ارائه داد و گفت: حکمرانی فضای مجازی در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام عملا در اختیار رقبای خارجی است. او با طرح این پرسش که اگر اینترنت باز بدتر از اینترنت بسته باشد چه باید کرد، گفت باید دسترسی برای کسانی که نیاز حیاتی دارند فراهم شود.
حبیبی تاکید کرد: اینترنت پرو طبقاتی نیست بلکه بر اساس نیاز تعریف میشود و کسبوکارها تعیینکننده آن هستند. او همچنین مدعی شد برخی رویدادهای اعتراضی مانند اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی از طریق اینستاگرام سازماندهی شدهاند.
علی محمدپور، مدیر انجمن ناشران دیجیتال با اشاره به تجربه تعامل با حدود ۵ هزار کسبوکار گفت اتحادیه آنها امکان ارائه فهرست دسترسی سفید را داشته است اما وضعیت فعلی به نوعی انسداد یا قفلشدگی رسیده است.
او گفت: با فیلتر در شرایطی موافق است که بستر امنی برای فعالیت کسبوکارها فراهم شود. محمدپور اینترنت را به بدن زنده تشبیه کرد که هر لحظه در آن اتفاق تازهای رخ میدهد و افزود: در اینترنت نیز هر روز نوآوری جدیدی شکل میگیرد.
به گفته او، دارایی بسیاری از مردم در اینستاگرام شکل گرفته و نمیتوان این حق را از آنها گرفت. او ضمن مخالفت با اینترنت طبقاتی گفت طبقهبندی دسترسی تنها برای کودکان میتواند منطقی باشد.
محمدپور همچنین گفت: جلسه مربوط به اینترنت پرو بدون حضور بخش خصوصی و پیش از دیماه برگزار شده بود و هشدار داد برخی کسبوکارها بدون اینترنت عملا از بین میروند.
در این نشست سبحان یحیایی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیرعامل رسانه پانوراما نیز مسئله اصلی را صلاحیت قطع و وصل اینترنت دانست و پرسید این اختیار از کجا به دولت داده شده است.
او گفت: ما حتی نمیدانیم دکمه قطع و وصل اینترنت دست چه کسی است و اساسا قرار است ندانیم.
به گفته یحیایی، مطالبه اصلی باید شفافیت درباره دادهها و ساختار تصمیمگیری باشد. او همچنین گفت دادهها در اختیار مردم که صاحبان اصلی کشور هستند قرار ندارد و در دست حاکمیت است.

سعید سوزنگر، کارشناس حوزه اینترنت نیز اینترنت را یک زیرساخت اساسی زندگی و یک حق شهروندی دانست و تاکید کرد: اینترنت سرویس نیست، زیرساخت است.
از سوی دیگر پناهلو که از مرکز ارتباطات ریاستجمهوری در این نشست حضور داشت، در واکنش به این انتقادات گفت: نکاتی که در این نشست مطرح شده به این مرکز رسیده و تلاش میشود از طریق مسئولان مربوطه پیگیری شود. او ادامه داد: مواردی که از طریق کارزار به دولت منتقل میشود به مسئولان ذیربط ارجاع داده خواهد شد.
همچنین قادر باستانی، کنشگر نیز در این نشست گفت: تصمیم برای وصل یا قطع اینترنت در اختیار شورای عالی فضای مجازی است نه رئیسجمهوری. او با اشاره به استدلالهای امنیتی درباره جمعآوری دادهها توسط پلتفرمهای آمریکایی گفت که به اعتقاد حاکمیت در فضای شبکههای اجتماعی جنگ شناختی از سوی جریانهای اپوزیسیون در جریان است. باستانی تاکید کرد: در چنین شرایطی بقای سیستم بر اقتصاد اولویت پیدا میکند اما در نهایت راهحل را مفاهمه دانست و کارزار را یکی از مسیرهای گفتوگو معرفی کرد.
در ادامه محمد کشوری، کنشگر حوزه اینترنت نیز یکی از دلایل شکلگیری بحران را پارادایم غلط رسانهای دانست و گفت: همین مسئله باعث شده مخاطبان به رسانههای خارجی مانند بیبیسی فارسی روی بیاورند.
او گفت: بیبیسی فارسی ۲۰ میلیون فالوور دارد در حالی که بیبیسی جهانی ۴ میلیون فالوور دارد. و این به معنای این است که در کشور جریان رسانهای درستی شکل نگرفته است.
کشوری ادامه داد: باید بررسی کرد امنیت حاصل از قطع اینترنت برای حکومت به چه قیمتی به دست میآید و این وضعیت را به بستن اتوبان برای جلوگیری از تصادف تشبیه کرد.
به گفته او شبکه ملی اطلاعات میتوانست مایه افتخار باشد اما اکنون به ساختاری غیرقابل دفاع تبدیل شده است. در طرح اینترنت پرو مسئله اصلی پول است و در نهایت ممکن است قیمت اینترنت به شکل چشمگیری افزایش پیدا کند.
محمد جعفر نعناکار، کارشناس حقوقی نیز مشکل اصلی را در ساختار حکمرانی دانست و گفت: مسئله صرفا اینترنت نیست. او گفت با بخشی از فیلترینگ و حتی اینترنت طبقاتی موافق است اما مشکل فعلی در ساختار تصمیمگیری است.
به گفته او نخستین تجربههای فیلترینگ نیز در دوره فعالیت خودش در وزارت ارتباطات رخ داده است.
نعناعکار با انتقاد از حذف بخش خصوصی از فرایندهای تصمیمگیری گفت در شورای عالی فضای مجازی نمایندهای از این بخش حضور ندارد و نوعی خودکامگی ساختاری شکل گرفته است.
او همچنین تاکید کرد شبکه ملی اطلاعات میتواند ضروری باشد اما نباید به قطع ارتباطات منجر شود. او یکی از چالشهای اساسی را تعدد نهادهای قانونگذاری دانست و گفت در ایران ۳۲ نهاد قانونگذاری وجود دارد در حالی که در حالت طبیعی این وظیفه باید بر عهده مجلس باشد.
زیربنای اینترنت طبقاتی حذف کرامت انسانی است
در بخش دیگری نیز سمیه توحیدلو، بازرس انجمن جامعهشناسی ایران نیز با اشاره به نتایج برخی نظرسنجیها گفت: شکاف دیجیتال و شکاف میان حاکمیت و جامعه میتواند به بحرانهای اجتماعی منجر شود. وقتی در دورهای همه اینترنت ندارند اما برخی افراد به اینترنت دسترسی دارند، خشم عمومی افزایش پیدا میکند زیرا نشان میدهد دسترسی مالی و طبقه اجتماعی تعیینکننده است.
به گفته توحیدلو، زیربنای بسیاری از اعتراضات در ایران کرامت انسانی و برابری است و اینترنت طبقاتی دقیقا همین نقطه حساس را هدف قرار میدهد.
در ادامه موسوی از انجمن حمایت از حقوق کودک، اینترنت را حق طبیعی افراد دانست و گفت: کودکان نیز از حق دسترسی به اطلاعات برخوردارند.
او تاکید کرد: با محدود شدن اینترنت، آموزش نیز طبقاتی شده است. بسیاری از کودکان امید داشتند از طریق اینترنت بخشی از بیعدالتیهای آموزشی جبران شود اما اکنون این امکان نیز محدود شده است. او همچنین به نگرانیهای مربوط به حریم خصوصی در پلتفرم «شاد» اشاره کرد.
در پایان مرضیه ادهم، کنشگر حوزه اینترنت نیز گفت: در بسیاری از مواقع محدودیت اینترنت با بهانه حمایت از کودکان توجیه میشود در حالی که کودکان برای آموزش و یادگیری به اینترنت نیاز دارند.
منبع





