اخبار

یک بحران پس از دیگری؛ نقش فناوری‌های هوشمند در افزایش تاب‌آوری سازمان‌ها چیست؟

صحبت از «هوش مصنوعی» در روزهایی که گرد و غبار جنگ هنوز به‌طور کامل فرو نخوابیده است، کمی سخت به‌نظر می‌رسد. وقتی که هنوز بسیاری از کسب‌وکارها در تلاش‌اند تا خسارات ناشی از بحران‌های پی‌درپی را مدیریت کنند، شرکت‌هایی که چاره‌ای جز تعدیل نیرو در برابر خود نمی‌بینند و سازمان‌هایی که بقای خود در بازار را در هاله‌ای از ابهام می‌بینند و شرایطی از این ‌دست، راه را برای طرح موضوعات فناورانه می‌بندد. اما واقعیت این است که نقش این فناوری‌، به‌ویژه در شرایط بحرانی، آنقدر پررنگ و تعیین‌کننده است که نه‌ تنها از یک مبحث فناورانه فراتر می‌رود، بلکه به یکی از اولویت‌های راهبردی در مدیریت و حکمرانی کلان کشور تبدیل می‌شود.

بحران همیشه دو ویژگی اصلی دارد؛ سرزده از راه می‌رسد و بی‌محابا هر آنچه که بر سر راهش قرار دارد را در بر می‌گیرد. درست مانند تندبادی که بدون آنکه نقشی در وزیدن آن داشته باشیم، به سراغ خانه‌های ما می‌آید و تاب‌آوری و استحکام سازه‌ها را محک می‌زند. یادی کنیم از نقل‌قول مشهور «چارلز آر. سویندول»، نویسنده و سخنران آمریکایی که می‌گوید: ۱۰ درصد زندگی اتفاقاتی‌ است که برای ما میفتد و ۹۰ درصد باقی‌مانده، واکنش ما به آن اتفاقات است.

تقریبا ۵ سال بعد از بحران همه‌گیری کرونا، بار دیگر این سوال مطرح شد: واکنش کسب‌وکارها به بحران‌های پیش آمده چیست، چقدر برای وضعیت‌های نااطمینانی آماده بودند و از همه مهم‌تر، چه برنامه‌ای برای وقایع پیش‌بینی نشده آتی دارند؟ در دل جنگ، وقتی که تردد در تهران و بعضی شهرهای دیگر با احتیاط و اضطراب انجام می‌شد، زمانی که بسیاری از سازمان‌ها مجبور شدند وضعیت فعالیت خود را به دورکاری تغییر بدهند و وقتی که ریسک مراجعه حضوری لحظه به لحظه بالاتر می‌رفت، فعالیت غیرحضوری بار دیگر به‌عنوان یک گزینه اجتناب‌ناپذیر روی میز مدیران آمد.

در این روزهای دشوار، برخی از کسب‌وکارهایی بودند که تا حد زیادی به حضور فیزیکی افراد برای انجام فرآیند‌های ضروری و سازمانی وابسته‌اند؛ فرآیندهایی همچون مراجعات حضوری، تائیدهای دستی و روندهای کند اداری که فقط در شرایط ایده‌آل پاسخگوی نیازها هستند. اما نکته قابل توجه دقیقا همین‌جاست که وقتی بحران از راه می‌رسد، دیگر هیچ چیز ایده‌آل نیست. شاید مهم‌ترین درس جنگ اخیر برای اکوسیستم فناوری و اقتصاد ایران همین باشد: تاب‌آوری، پیش از بحران ایجاد می‌شود نه در حین آن.

زنجیره اعتماد؛ حلقه گمشده روزهای بحرانی

زمانی که از تاب‌آوری صحبت می‌کنیم، باید به این نکته بپردازیم که چگونه می‌توانیم آسیب‌های وارد شده را مدیریت کنیم. برای مثال، وقتی که از آسیب‌های جنگ می‌گوییم، ذهن‌ها به سمت جریان‌های اقتصادی و زیرساخت‌ها متمایل می‌شود؛ اما یکی از بزرگ‌ترین دارایی‌هایی که در شرایط بحرانی آسیب می‌بیند و در عین حال کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، مقوله «اعتماد» است. جنگ، نااطمینانی و اختلال ایجاد می‌کند، در وهله اول ایجاد روابط مطمئن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و بخشی از اطمینانی که سال‌ها به دلیل تعاملات فیزیکی شکل گرفته بود را متزلزل می‌کند.

در شرایط عادی، اغلب ارتباطات ما به‌طور طبیعی بر مبنای اعتماد است؛ معاملاتی انجام می‌دهیم، سندی را امضا می‌کنیم، خدمات دریافت می‌کنیم و به انجام کارهای اداری می‌پردازیم، بدون آن که مدام از خود بپرسیم «آیا این فرآیند قابل‌اعتماد است؟». اما در شرایط بحرانی و درست در زمانی که دیگر خبری از خدمات حضوری نیست، اهمیت زنجیره اعتماد بیش‌ از پیش آشکار می‌شود.

در هفته‌های گذشته، بسیاری از سازمان‌ها و کسب‌وکارها با پرسشی بنیادین روبه‌رو شدند؛ وقتی مردم امکان حضور فیزیکی ندارند، چطور می‌توان همچنان به فرآیندها اعتماد کرد؟ چگونه می‌توان مطمئن شد فردی که پشت صفحه نمایش قرار دارد، همان کسی است که ادعا می‌کند؟ چطور می‌توان توافق‌ها، تعهدات و تراکنش‌ها را بدون حضور مستقیم به سرانجام رساند؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان چرخه اقتصاد را در فضایی اینچنینی زنده نگه داشت؟

مدیران باتجربه، از پیش برای تمامی این پرسش‌ها، پاسخی در نظر داشتند. آنها سال‌ها پیش پذیرفته بودند که جهان امروز، جهان قطعیت‌های دائمی نیست و اعتماد نیز دیگر صرفا در اتاق‌های جلسات و دیدارهای حضوری شکل نمی‌گیرد. به همین منظور، راهکارهای فناورانه‌ای را در پیش گرفتند که توانسته‌اند به واسطه آن، سطح تاب‌آوری خود را در بحران‌های پی‌در‌پی افزایش دهند.

بقا در گرو تغییر پارادایم‌ها

برای سال‌ها، تصور می‌شد که رویکردهای فناورانه نوظهور مانند هوش مصنوعی، تنها در خدمت سریع‌تر شدن خدمات، کاهش هزینه‌های عملیاتی و توسعه بازار هستند؛ اما امروزه شاهد جنبه دیگری از کارکردهای تکنولوژی هستیم که کمتر آن را زیر ذره‌بین برده‌ایم؛ «بازسازی زنجیره اعتماد» در جهانی که بی‌ثباتی به جزو لاینفک آن تبدیل شده است.

وقتی فردی بتواند بدون حضور در شعبه، هویت خود را با ابزارهای احراز هویت هوشمند اثبات کند، در واقع بخشی از اعتماد از دست‌رفته بازسازی شده است. زمانی که دو شرکت بتوانند بدون تبادل فیزیکی اسناد و تنها از طریق امضای دیجیتال، قراردادی معتبر و قابل‌ استناد منعقد کنند، فناوری در حال ترمیم شکاف ایجاد شده میان نااطمینانی و اطمینان است. حتی در موضوعاتی مانند دریافت تسهیلات، خرید کالای اقساطی و انجام معاملات، این سیستمِ اعتبارسنجی هوشمند و سفته دیجیتالی است که به کمک کسب‌وکارها می‌آید تا جریان کاری بدون وابستگی به ساختارهای سنتی ادامه پیدا کند.

اگر با نگاهی کلان به این مبحث نگاه کنیم، به نکته‌ای کلیدی پی می‌بریم. ما تنها چند ابزار و سرویس دیجیتال را پیش چشم نداریم، بلکه در حال تجربه یک تغییر پارادایم بنیادین به معماری جدید هستیم؛ معماری‌ای که کمک می‌کند حتی در روزهایی که فاصله فیزیکی میان افراد بیشتر شده، روابط اقتصادی و اجتماعی از حرکت نایستند.

شاید بتوان مهم‌ترین تفاوت سازمان‌های تاب‌آور با مجموعه‌هایی که در همان هفته‌های ابتدایی بحران، دچار اختلال شدند را در همین نقطه جست‌وجو کرد. برخی کسب‌وکارها از سال‌ها پیش خود را برای این تغییر پارادایم آماده کرده بودند و پذیرفته‌اند که سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌های دیجیتال و هوشمند، بیش از آنکه یک تصمیم سودآور مالی باشد، باید بخشی از استراتژی بقای سازمان‌ آنها قرار بگیرد.

ترمیم اکوسیستم، نیازمند همت جمعی

با تمام این اوصاف، باید توجه داشت که راهکارهای فناورانه‌ای از جنس هوش مصنوعی، قرار نیست ترمز شرایط بحرانی را بکشند، یا وضعیت نااطمینانی را به‌طور کامل از بین ببرند. این ابزارها به کمک ما آمده‌اند تا بخشی از اعتماد از دست‌ رفته جامعه ترمیم شود و ارتباط سازمان‌ها، کارمندان و کاربران در بدبینانه‌ترین سناریوها هم متصل و کارآمد باقی بماند.

این چارچوب تنها زمانی شکل می‌گیرد که تمامی اعضای اکوسیستم اقتصادی و نوآوری کشور در یک هم‌افزایی منسجم با یکدیگر به تعامل بپردازند. ما هم به عنوان بخشی از این اکوسیستم، خود را از هر زمان دیگری بیشتر به این مسئولیت متعهد می‌دانیم و در تلاشیم تا با ارائه راهکارهای فناورانه، به شکل‌گیری زنجیره اعتماد در فضای دیجیتال کمک کنیم. تلاش برای ساختن یک لایه پایدار از اطمینان در دل بی‌ثباتی، هدفی است که همواره در پی آن بودیم و امیدواریم که توانسته باشیم از این طریق، نقشی در تقویت تاب‌آوری سازمان‌ها ایفا کنیم.

در نهایت، باید پذیرفت که نااطمینانی، خصوصا در منطقه ما، به یک مهمان ناخوانده همیشگی تبدیل شده است و زنده‌ ماندن در دل بحران، مهارتی حیاتی است که هر کسب‌وکاری باید آن را در استراتژی‌های خود بگنجاند. این مهارت شاید در روزهای آرام کمتر به چشم بیاید، اما در لحظه‌های التهاب، ارزش واقعی خود را به نمایش می‌گذارد.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا