اخبار

 ایران کجای نقشه نوآوری جهان جای دارد؟

ایران در شرایطی جایی در گزارش «چشم‌انداز ظرفیت‌های نوآوری ۲۰۲۶» سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) ندارد که سال‌هاست از اقتصاد دانش‌بنیان، توسعه فناوری و رشد اکوسیستم نوآوری به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی توسعه کشور یاد می‌شود. در این گزارش، از چین، هند، ویتنام، کره جنوبی و ده‌ها کشور دیگر به‌عنوان نمونه‌های موفق توسعه ظرفیت‌های نوآوری نام برده می‌شود، اما نام ایران تقریباً در روایت اصلی آن غایب است؛ غیبتی که می‌تواند نشانه‌ای از فاصله اقتصاد ایران با شبکه جهانی نوآوری باشد.

به گزارش پیوست، گزارش WIPO تلاش می‌کند نقشه‌ای از آینده اقتصاد جهانی ترسیم کند؛ نقشه‌ای که در آن کشورها نه بر اساس منابع طبیعی یا حتی اندازه اقتصاد، بلکه بر پایه توانایی‌شان در ساخت شبکه‌های پیچیده نوآوری سنجیده می‌شوند.

در این مدل، مزیت رقابتی دیگر فقط به تولید علم یا تعداد مهندسان وابسته نیست، بلکه به توانایی کشورها برای اتصال علم، فناوری، تولید، سرمایه و بازار بستگی دارد. کشورهایی که بتوانند این اتصال را ایجاد کنند، به مرکز اقتصاد جهانی دانش نزدیک‌تر می‌شوند و آنهایی که بیرون این شبکه بمانند، حتی با وجود دانشگاه، نیروی متخصص یا بازار داخلی بزرگ، به‌تدریج از نقشه اقتصاد نوآوری حذف می‌شوند.

 ایران چرا در این روایت غایب است؟

یکی از مهم‌ترین دلایلی که به نظر می‌رسد موجب شده تا جای ایران دراین گزارش خالی باشد به ماهیت شاخص‌هایی برمی‌گردد که WIPO برای سنجش نوآوری استفاده می‌کند. این گزارش اساساً «نوآوری بین‌المللی» را اندازه می‌گیرد؛ یعنی نوآوری زمانی دیده می‌شود که بتواند وارد شبکه جهانی شود. معیارهایی مانند پتنت بین‌المللی، علائم تجاری جهانی، صادرات صنعتی پیشرفته و مقالات اثرگذار بین‌المللی دقیقاً بر همین اساس انتخاب شده‌اند.

این در حالی‌است که بخش بزرگی از فعالیت فناورانه ایران در سطح داخلی باقی می‌ماند. بسیاری از شرکت‌ها محصول یا خدمات خود را فقط در بازار ایران عرضه می‌کنند، ثبت بین‌المللی ندارند، به بازارهای جهانی متصل نیستند و در زنجیره جهانی تولید فناوری حضور محدودی دارند. در نتیجه، حتی اگر در داخل کشور فعالیت فناورانه انجام دهند، در داده‌های جهانی دیده نمی‌شود. در اصل نوآوری ایران وارد مدار جهانی نشده است.

این شکاف را می‌توان در چند سطح دید. ایران همچنان در تولید مقاله علمی جایگاه خوبی دارد بر اساس داده‌های SCImago، ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۵ هزار مدرک علمی ثبت کرده و در رتبه ۱۷ جهان قرار گرفته است و دانشگاه‌های ایرانی در برخی رشته‌ها در پایگاه‌های علمی جهانی حضور دارند، دانشگاه تهران جزو ۳۲۲ دانشگاه برتر جهان است و در برخی رشته‌های مهندسی و مواد دانشگاه‌های ایران جزو ۲۰۰ دانشگاه برتر به شمار می‌آیند اما این ظرفیت علمی به همان نسبت به پتنت بین‌المللی، صادرات فناوری‌محور یا شرکت‌های جهانی تبدیل نشده است. در اصل شکاف تولید علم و تجاری‌سازی فناوری درست در داده‌های بین‌المللی خود را نشان می‌دهد.

گزارش WIPO دقیقاً بر همین نقطه تأکید می‌کند؛ اینکه نوآوری زمانی شکل می‌گیرد که میان علم، فناوری، تولید و کارآفرینی اتصال ایجاد شود. در اکوسیستم‌های موفق، دانشگاه، صنعت، سرمایه و بازار در یک شبکه منسجم با یکدیگر تعامل دارند. اما در ایران این زنجیره در بسیاری از نقاط دچار گسست است.

تحریم فقط اقتصاد را محدود نکرد؛ داده‌پذیری ایران را هم محدود کرد

تحریم‌ها یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری حذف ایران از داده‌های بین‌المللی بوده‌است. واقعیت آن است که تحریم‌ها برخلاف تصورمان فقط روی تجارت یا نقل‌وانتقال مالی تاثیر گذار نیست، بلکه می‌تواند روی بخش‌های مختلف زندگی تاثیر گذار باشند به گونه‌ای که موجب شده تا اتصال ایران به شبکه جهانی نوآوری نیز تضعیف شود.

ثبت پتنت بین‌المللی برای شرکت‌های ایرانی دشوارتر شده، حضور در زنجیره‌های جهانی تولید فناوری محدود مانده و صادرات محصولات دانش‌بنیان با موانع متعددی مواجه است. بسیاری از شرکت‌های ایرانی حتی با توان فنی مناسب، نمی‌توانند نقش بازیگر جهانی را بازی کنند.

از سویی تحریم باعث شده دسترسی شرکت‌ها و پژوهشگران ایرانی به سرمایه بین‌المللی، همکاری‌های فناورانه، زیرساخت‌های ابری، ابزارهای توسعه و حتی برخی سرویس‌های پایه فناوری محدود شود. در نتیجه، ایران به‌تدریج از شبکه‌ای که اقتصاد نوآوری جهانی بر پایه آن شکل گرفته فاصله گرفته است.

اینترنت، مهاجرت و قطع اتصال

گزارش WIPO نوآوری را به‌عنوان یک شبکه توصیف می‌کند؛ شبکه‌ای که در آن قابلیت‌های مختلف به یکدیگر متصل‌اند و از طریق این اتصال، فناوری‌های پیچیده شکل می‌گیرند.

اما اقتصاد دیجیتال ایران در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری با مسئله گسست شبکه مواجه شده است. محدودیت اینترنت، اختلال ارتباطات جهانی، کاهش دسترسی به پلتفرم‌های بین‌المللی و مهاجرت نیروی انسانی متخصص، همگی بخشی از همین روند هستند.

در اقتصاد دیجیتال امروز، اینترنت؛ هسته اصلی فعالیت به شمار می‌آید؛ توسعه نرم‌افزار، آموزش مدل‌های هوش مصنوعی، همکاری تیم‌های بین‌المللی، دسترسی به زیرساخت ابری و حتی جذب سرمایه، همگی به اتصال پایدار به اینترنت جهانی وابسته‌اند. محدودیت این اتصال مستقیماً بر توان اکوسیستم نوآوری اثر می‌گذارد.

از سوی دیگر، مهاجرت نیروی انسانی متخصص نیز به یکی از مهم‌ترین عوامل فرسایش ظرفیت نوآوری تبدیل شده است. اقتصاد نوآوری بیش از هر چیز به سرمایه انسانی وابسته است و زمانی که بخش قابل‌توجهی از متخصصان، پژوهشگران و کارآفرینان مسیر خروج را انتخاب می‌کنند، اکوسیستم به‌تدریج توان بازتولید خود را از دست می‌دهد.

این وضعیت فقط به از دست رفتن نیروی انسانی محدود نیست؛ بلکه به ضعیف شدن شبکه‌های ارتباطی نیز منجر می‌شود. در اکوسیستم‌های موفق، جریان دائمی میان دانشگاه، سرمایه‌گذار، شرکت و بازار وجود دارد. اما در ایران این جریان به‌تدریج ضعیف‌تر شده است.

نمونه روشن این مسئله را می‌توان در وضعیت استارت‌‌آپ‌ها دید. طی یک دهه گذشته، ایران شاهد رشد قابل‌توجه کسب‌وکارهای دیجیتال بود و بسیاری تصور می‌کردند این روند می‌تواند به شکل‌گیری غول‌های فناوری منطقه‌ای منجر شود. اما در عمل، بخش بزرگی از این اکوسیستم در بازار داخلی محدود ماندند. نه امکان جذب گسترده سرمایه جهانی فراهم شد، نه مسیر ورود به بازارهای بین‌المللی باز بود و نه زیرساخت حقوقی و سیاسی لازم برای تبدیل شدن به شرکت‌های جهانی شکل گرفت.

در نتیجه، بسیاری از شرکت‌ها به‌جای رقابت در مقیاس جهانی، درگیر بقا در یک بازار محدود داخلی شدند؛ بازاری که خود نیز با نااطمینانی اقتصادی، اختلال ارتباطات و محدودیت‌های سیاست‌گذاری مواجه است، بازاری که حتی به استارت‌آپ‌ها اجازه ورود به بورس را هم نداد.

 ایران در کدام مرحله گیر کرده؟

گزارش WIPO نشان می‌دهد کشورهایی که در دهه اخیر جهش کرده‌اند، صرفاً سرمایه‌گذاری مالی نکرده‌اند؛ بلکه اکوسیستم‌ را شکل داده‌اند. چین، هند و ویتنام نه‌فقط تولید صنعتی خود را توسعه داده‌اند، بلکه میان دانشگاه، صنعت، سرمایه و بازار ارتباط ایجاد کرده‌اند.

این کشورها توانسته‌اند هم‌زمان تنوع و پیچیدگی را افزایش دهند؛ یعنی هم وارد حوزه‌های جدید شوند و هم سطح فناوری خود را ارتقا دهند. در مقابل، بسیاری از اقتصادها در تله توسعه محدود گرفتار شده‌اند؛ وضعیتی که در آن کشور می‌تواند بخشی از فناوری را تولید کند یا حتی رشد اقتصادی را تجربه کند، اما قادر به ساخت ظرفیت‌های پیچیده و پایدار نوآوری نیست.

ایران تا حد زیادی در همین وضعیت قرار گرفته است. کشور هنوز ظرفیت علمی، دانشگاه و نیروی انسانی متخصص دارد، اما اتصال آن به شبکه جهانی فناوری ضعیف شده و امکان تبدیل این ظرفیت‌ها به مزیت رقابتی کاهش یافته است. به همین دلیل، شکافی میان آنچه در داخل کشور به‌عنوان توسعه فناوری روایت می‌شود و آنچه در شاخص‌های جهانی دیده می‌شود، شکل گرفته است.

این شکاف را می‌توان در مسیر حرکت اکوسیستم فناوری ایران دید. ایران طی دو دهه گذشته توانسته حجم قابل‌توجهی مقاله علمی تولید کند و در برخی رشته‌ها جایگاه منطقه‌ای به‌دست آورد، اما این ظرفیت علمی به همان نسبت به پتنت بین‌المللی، شرکت‌های فناوری جهانی یا صادرات محصولات دانش‌بنیان تبدیل نشده است. در عمل، بخش بزرگی از اکوسیستم نوآوری ایران در مرحله تولید دانش متوقف مانده و نتوانسته وارد مرحله خلق فناوری جهانی و مزیت رقابتی پایدار شود.

همین وضعیت درباره اقتصاد دیجیتال نیز دیده می‌شود. ایران طی سال‌های گذشته شاهد رشد استارت‌آپ‌ها و خدمات آنلاین بود، اما بسیاری از این شرکت‌ها در بازار داخلی محدود ماندند و نتوانستند به بازیگران منطقه‌ای یا جهانی تبدیل شوند. نه زیرساخت لازم برای حضور بین‌المللی فراهم شد، نه امکان جذب گسترده سرمایه خارجی وجود داشت و نه ارتباط پایداری با شبکه جهانی فناوری شکل گرفت. در نتیجه، بسیاری از شرکت‌ها به‌جای رقابت جهانی، درگیر بقا در یک بازار محدود و بی‌ثبات داخلی شدند.

در چنین شرایطی، اقتصاد نوآوری ایران بیش از آنکه در مرحله «خلق فناوری پیچیده» باشد، درگیر حفظ حداقلی از ظرفیت‌های موجود است. مسئله دیگر فقط توسعه فناوری نیست؛ مسئله توان ماندن در شبکه جهانی دانش و جلوگیری از فرسایش تدریجی اکوسیستم نوآوری است.

آیا هنوز امکان بازگشت وجود دارد؟

غیبت ایران در گزارش WIPO لزوماً به معنای فقدان کامل ظرفیت نیست. ایران همچنان دانشگاه‌های فعال، بازار بزرگ داخلی، نیروی انسانی متخصص و تجربه توسعه برخی خدمات دیجیتال را در اختیار دارد. اما مسئله اینجاست که در اقتصاد جهانی امروز، داشتن ظرفیت به‌تنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، توان اتصال این ظرفیت‌ها به شبکه جهانی دانش و فناوری است.

گزارش WIPO بارها بر مفهوم «اتصال» تأکید می‌کند؛ اینکه نوآوری از دل پیوند میان بخش‌های مختلف شکل می‌گیرد و کشورهایی موفق‌ترند که بتوانند این ارتباطات را تقویت کنند.  در چنین مدلی، کشوری که از جریان جهانی دانش، سرمایه و فناوری فاصله بگیرد، حتی اگر در داخل مرزهایش فعالیت فناورانه انجام دهد، به‌تدریج از نقشه جهانی نوآوری حذف می‌شود.

به غیبت ایران در گزارش WIPO می‌توان از همین زاویه نگاه کرد، در اصل اقتصاد ایران از شبکه جهانی مجزا شده است و این موضوع فقط به عنوان یک عقب‌ماندگی فناورانه تفسیر نمی‌شود. در جهانی که نوآوری از دل ارتباطات، همکاری‌ها و زنجیره‌های پیچیده دانش شکل می‌گیرد، حذف شدن از شبکه شاید مهم‌تر از عقب ماندن در فناوری باشد.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا