اخبار

چشمانم را گرفتند و بیکار شدم، حذف خاموش معلولان از جامعه دیجیتال

دو ماه قطع اینترنت در ایران، برای بسیاری از شهروندان یک محدودیت جدی تلقی می‌شود اما برای افراد دارای معلولیت، این وضعیت به معنای از دست دادن ابزارهای حیاتی زندگی روزمره است. بخش بزرگی از زیرساخت‌های جهانی که نقش جبران‌کننده ناتوانی‌های جسمی و شناختی را دارند، از دسترس خارج شده‌اند.

به گزارش پیوست، در شرایطی که دسترسی به اینترنت در ایران برای دو ماه متوالی قطع شده، پیامدهای این تصمیم فراتر از اختلال در ارتباطات روزمره کاربران عادی رفته و به حوزه‌های حیاتی زندگی برخی گروه‌ها، به‌ویژه افراد دارای معلولیت، نفوذ کرده است. این گروه که از قبل هم با موانع ساختاری در اشتغال، دسترسی و مشارکت اجتماعی مواجه بودند، اکنون با از دست دادن ابزارهای دیجیتالی که نقش جایگزین عملکردهای حسی و حرکتی را ایفا می‌کنند، در موقعیتی قرار گرفته‌اند که می‌توان آن را نوعی حذف تدریجی معلولان از جامعه دیجیتال توصیف کرد.

در ادبیات جهانی توسعه، اینترنت به‌عنوان یکی از تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت و رفاه شناخته می‌شود. گزارش‌های اتحادیه جهانی مخابرات و سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که دسترسی دیجیتال برای افراد دارای معلولیت نه‌تنها کیفیت زندگی را بهبود می‌دهد، بلکه به‌طور مستقیم بر استقلال فردی، مشارکت اجتماعی و دسترسی به خدمات اثر می‌گذارد.

حذف اندام‌های دیجیتال

برای افراد نابینا، اینترنت در عمل جایگزین بخشی از سیستم بینایی است. مطالعات انجام‌شده در اروپا نشان می‌دهد که بیش از نیمی از کاربران نابینا برای انجام فعالیت‌های روزمره مانند خواندن اسناد، خرید یا مسیریابی، به ابزارهای آنلاین وابسته‌اند. این وابستگی به‌ویژه با ظهور ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی افزایش یافته است، به‌طوری که بسیاری از این خدمات بدون اتصال به سرورهای خارجی عملا کارایی خود را از دست می‌دهند. محمدحسین محبی که نابینا است می‌گوید: وقتی اینترنت قطع می‌شود، برای خیلی‌ها یعنی نمی‌توانند پیام بدهند، اما برای من یعنی نمی‌توانم ببینم.

برای یک فرد نابینا، ابزارهایی مانند صفحه‌خوان‌ها، تشخیص متن (OCR)، مسیریابی صوتی و دستیارهای هوش مصنوعی، عملاً جایگزین بینایی هستند. این ابزارها به‌ویژه در بسترهای ابری و مبتنی بر داده‌های جهانی عملکرد دقیق‌تری دارند و بدون اتصال پایدار، کارایی آن‌ها به‌شدت افت می‌کند.

برای افراد ناشنوا نیز، اینترنت بستری برای شنیدن است. فناوری‌هایی مانند تبدیل گفتار به متن و زیرنویس زنده، که عمدتا توسط شرکت‌های فناوری بزرگ توسعه یافته‌اند، امکان مشارکت در محیط‌های آموزشی، کاری و اجتماعی را فراهم می‌کنند. برای ناشنوایان، زیرنویس زنده و تبدیل گفتار به متن، نقش گوش را ایفا می‌کند و حذف این ابزارها، ارتباط را به سطحی حداقلی تقلیل می‌دهد.
در چنین شرایطی، قطع اینترنت جهانی به معنای از کار افتادن این اندام‌های دیجیتال است. شبکه ملی اطلاعات با وجود ارائه خدمات پایه  فاقد بسیاری از این قابلیت‌های پیشرفته است و نمی‌تواند جایگزین این اکوسیستم باشد.
در این میان، تجربه زیسته کاربران نشان می‌دهد که اینترنت یک لایه از استقلال فردی است. مائده که او هم نابینا است، این وضعیت را چنین توصیف می‌کند: اینترنت برای ما فقط ابزار کار و زندگی نیست اعتماد به نفس را بالا می‌برد و اگر معلول باشید متوجه می‌شوید چقدر اهمیت دارد. در ساده‌ترین توضیح یعنی شما کمتر به بقیه وابسته هستید. الان حس می‌کنم دوباره دارم به سال‌ها قبل برمی‌گردم که گاهی لازم بود یکی کنارم باشد.

چشمانم را گرفتند و بیکار شدم، حذف خاموش معلولان از جامعه دیجیتال
اپلیکیشن Be My Eyes به نابینایان کمک می‌کند از طریق تماس با داوطلبان بینا با استفاده از دوربین یا اسکرین‌شات موبایل بتوانند کمک‌های لازم را دریافت کنند.

حذف ابزارهای توان‌بخشی دیجیتال

اکوسیستم فناوری‌های کمکی (Assistive Technology) به‌شدت جهانی و مبتنی بر زیرساخت‌های ابری است. گزارش OECD درباره شکاف دیجیتال و معلولیت نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از نوآوری‌های این حوزه در پلتفرم‌هایی توسعه یافته‌اند که به داده‌های گسترده، یادگیری ماشین و اتصال مداوم به اینترنت وابسته‌اند.

اکوسیستم ابزارهای کمکی به‌شدت جهانی است و ابزارهایی مانند Be My Eyes، سرویس‌های ترجمه زنده و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره کاربران شده‌اند. در شرایط قطع اینترنت، این ابزارها یا کاملاً از دسترس خارج می‌شوند یا کارایی‌شان به‌شدت کاهش می‌یابد.

مطالعات OECD نشان می‌دهد که بیش از ۶۰درصد نوآوری‌های حوزه توان‌بخشی دیجیتال در پلتفرم‌های ابری جهانی توسعه یافته‌اند. نبود دسترسی به این زیرساخت‌ها، به معنای عقب‌گرد تکنولوژیک اجباری برای کاربران معلول است.
برای نمونه، ابزارهای تشخیص متن و تصویر که به نابینایان کمک می‌کنند محیط اطراف خود را درک کنند، به مدل‌های هوش مصنوعی متکی هستند که روی سرورهای خارجی اجرا می‌شوند. در غیاب اینترنت، این ابزارها یا کاملا از کار می‌افتند یا به نسخه‌های محدود تقلیل پیدا می‌کنند. مائده در این‌باره می‌گوید: بعضی اپلیکیشن‌های داخلی هست، ولی دقتشان پایین است. وقتی متن را اشتباه بخواند، عملاً به درد نمی‌خورد.

اختلال در این ابزارها به توقف جریان زندگی روزمره منجر می‌شود. محمدحسین به تجربه خود اشاره می‌کند: «Be My Eyes برای من مثل خط اضطراری بود که الان قطع شده حتی چالش‌های ساده‌ای مانند کپچا، باعث می‌شود نصف روز برای ورود به یک پلتفرم عقب بیافتید، قبلاً اگر به کپچا برمی‌خوردم آنلاین با همین ابزارها از کسی کمک می‌گرفتم اما حالا کارهای خیلی ساده هم تبدیل به بن‌بست شده، اغلب برنامه‌های ایرانی از نظر دسترس‌پذیری به‌شدت ضعیف هستند. در مورد همین کپچا در برخی سرویس‌ها مثل ورود به دولت من، امکان صوتی هم اضافه شده که واقعا کار راه‌انداز است البته آن هم چالش‌های خود را دارد ولی در اغلب برنامه‌های ایرانی همین هم نیست.

حذف از بازار کار دیجیتال

بازار کار دیجیتال در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مسیرهای اشتغال برای افراد دارای معلولیت تبدیل شده است. گزارش‌های بانک جهانی نشان می‌دهد که کار از راه دور و اقتصاد پلتفرمی، موانع سنتی اشتغال این گروه را کاهش داده است.

افراد دارای معلولیت در سراسر جهان، وابستگی بیشتری به اشتغال دیجیتال دارند. طبق داده‌های بانک جهانی، نرخ بیکاری در میان این گروه ۲ تا ۳ برابر بیشتر از افراد بدون معلولیت است. همین شکاف، اهمیت حیاتی دسترسی به بازار کار آنلاین را دوچندان می‌کند.
در ایران نیز، بسیاری از این افراد در حوزه‌هایی مانند تولید محتوا، برنامه‌نویسی، ترجمه، پشتیبانی آنلاین و حتی فریلنسینگ بین‌المللی فعالیت می‌کنند. این مشاغل به‌طور مستقیم به پلتفرم‌های جهانی وابسته‌اند و قطع اینترنت جهانی، این فعالیت‌ها را عملاً غیرممکن می‌کند.

علی ثابت‌مهر که نابینا است، می‌گوید: «تمام کار من آنلاین بود. الان عملاً هیچ درآمدی ندارم اما مهمتر از درآمد این است که شغلی ندارم پیدا کردن شغل برای ما اینطور نیست که مثلا در جابینجا رزومه بفرستید بعد هم مشغول به کار شوید، محدودیت‌های شغلی برای ما خیلی بیشتر از افراد عادی است، گاهی از طرف انجمن و دوستان کمک‌هایی در این زمینه می‌شود»

این تجربه، تنها یک مورد فردی نیست، بلکه نشانه‌ای از یک روند گسترده‌تر است. برآوردهای غیررسمی نشان می‌دهد که در چنین شرایطی، بخش عمده‌ای از درآمد فریلنسرهای معلول از بین می‌رود. این کاهش درآمد، در کنار هزینه‌های بالاتر درمان و توان‌بخشی، خطر سقوط به فقر را به‌شدت افزایش می‌دهد. قطع اینترنت فقط به دسترسی محدود نمی‌شود، بلکه به فروپاشی کل زنجیره کار منجر می‌شود.

سحر با مشکل نخاعی مواجه است و محدودیت‌های حرکتی دارد. صحبت‌های او تصویر روشنی از حذف ناگهانی از بازار کار ارائه می‌دهند. او می‌گوید: من فقط می‌توانم از خانه کار کنم و مشاغل حضوری که نیاز به رفت و آمد دارد، غیر از هزینه خیلی مشکل است. مثلا وقتی آنلاین درخواست ماشین می‌دهید به‌خاطر ویلچیر کمتر قبول می‌کنند یا لغو می‌کنند. الان با قطعی اینترنت حتی اگر وصل بشوم، ابزارها بالا نمی‌آیند. اینترنت تنها راه کار کردنم بود.

انزوای اجتماعی و بحران سلامت روان

برای بخش قابل توجهی از افراد دارای معلولیت، اینترنت نه صرفا یک ابزار ارتباطی، بلکه زیرساخت اصلی حضور در جامعه است. گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت (WHO) نشان می‌دهد دسترسی دیجیتال می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش انزوای اجتماعی و بهبود شاخص‌های سلامت روان داشته باشد، به‌ویژه برای افرادی که به‌دلایل فیزیکی یا حسی، امکان مشارکت حضوری محدودتری دارند.
با قطع اینترنت، این مسیر ارتباطی به‌طور ناگهانی مسدود می‌شود. شبکه‌های حمایتی از دسترس خارج می‌شوند، ارتباط با گروه‌های مختلف دشوار می‌شود و امکان مشارکت در فضاهای اجتماعی از گفتگوهای روزمره تا فعالیت‌های حرفه‌ای به‌شدت کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، انزوا دیگر یک وضعیت تدریجی نیست، بلکه یک شوک ناگهانی است که می‌تواند به افزایش اضطراب، افسردگی و احساس طردشدگی منجر شود.

شواهد تجربی نیز این روند را تأیید می‌کند. در یک مطالعه در اروپا، مشخص شد افراد دارای معلولیتی که دسترسی دیجیتال محدودی دارند، تا ۴۰ درصد بیشتر در معرض افسردگی قرار می‌گیرند. در سناریوی قطع کامل اینترنت، این ریسک نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه احتمالا تشدید می‌شود.

روایت‌های فردی این وضعیت را ملموس‌تر می‌کنند. سحر می‌گوید: «حس می‌کنم از دنیا جدا شده‌ام. درآمد کار کردن استقلال عمل بیشتری می‌دهد اما فقط این نیست. وقتی شغل داشته باشید یعنی با افراد بیشتری در ارتباط هستید و وقت شما کیفیت بیشتری دارد. زمانی که کار از ما گرفته می‌شود غیر از اینکه همه مصیبت‌های دیگری که دارد به این معنی است که باید کلافگی بیشتری تحمل کنیم. برای من اینطور نیست که به دوستانم زنگ بزنم و به کافه برویم.

این توصیف، تنها به قطع ارتباط اشاره ندارد، بلکه به از دست رفتن حس تعلق و حضور در یک فضای اجتماعی اشاره می‌کند. حتی دسترسی به محتوا که برای بسیاری نقش جایگزین تعامل اجتماعی را دارد دچار اختلال می‌شود. محمدحسین توضیح می‌دهد: برای کسی که نمی‌بیند، صدا همه‌چیز است بدون آن انگار دنیا کوچک‌تر می‌شود. در اینجا، محدود شدن محتوا به‌معنای محدود شدن تجربه جهان پیرامون است.

پیامدهای بلندمدت: حذف از جامعه دیجیتال

یکی از مهم‌ترین ابعاد این بحران، اثرات بلندمدت آن است. اثراتی که حتی پس از بازگشت اینترنت نیز باقی می‌مانند. وقفه در دسترسی، صرفا یک اختلال موقتی نیست، بلکه می‌تواند به از دست رفتن فرصت‌ها و موقعیت‌های تثبیت‌شده منجر شود که جایگزینی دوباره آنها برای افراد معلول بسیار دشوار و طولانی خواهد بود. مطالعات OECD این وضعیت را در قالب مفهوم سرمایه دیجیتال توضیح می‌دهد به معنی مجموعه‌ای از مهارت‌ها، شبکه‌ها و فرصت‌هایی که فرد در بستر آنلاین به دست می‌آورد. وقفه در دسترسی به‌ویژه برای افرادی که منابع جایگزین محدودی دارند می‌تواند این سرمایه را تضعیف کند.

در نهایت، آنچه شکل می‌گیرد یک فرآیند تدریجی حذف نه به‌صورت ناگهانی، بلکه به‌صورت فرسایشی است. حذفی که ممکن است در داده‌های کوتاه‌مدت قابل مشاهده نباشد، اما در بلندمدت به کاهش مشارکت، افزایش نابرابری و عقب‌ماندگی ساختاری و از همه مهمتر انزوای معلولان منجر می‌شود.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا