اخبار

تولید محتوا در اقتصاد دیجیتال بدون بیزینس مدل پایدار، دوام ندارد

میثم زرگرپور، فعال حوزه اقتصاد دیجیتال و محتوا معتقد است تولیدکنندگان محتوا هم باید به دنبال مدل اقتصادی مشخصی باشند. او می‌گوید استمرار، داشتن اصالت و هویت و برقراری رابطه واقعی با مخاطب سه پایه اصلی پایداری در اقتصاد محتواست.

به گزارش پیوست،میثم زرگرپور، فعال حوزه محتوا و اقتصاد دیجیتال با تاکید بر لزوم داشتن نگاه کسب‌وکارمحور در تولید محتوا گفت: من معتقدم حتی خیریه‌ها هم برای ادامه فعالیت به مدل درآمدی پایدار نیاز دارند، تولیدکنندگان محتوا هم باید به دنبال مدل اقتصادی مشخصی باشند تا بتوانند در بلندمدت ادامه دهند.

زرگرپور با اشاره به اینکه تولید محتوا باید هویت منسجم و اصیل داشته باشد، افزود: محتوایی که تولید می‌شود باید دارای اصالت، هویت مشخص و رابطه‌ای واقعی با مخاطب باشد. او تأکید کرد: تولیدکننده محتوا نباید خودش را صرفاً یک تولیدکننده بداند، بلکه باید محصولش را به چشم یک کسب‌وکار ببیند که محتواست و باید همه اجزای آن مثل هر کسب‌وکار دیگری عمل کند.

او یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها موفقیت در این مسیر را شکل‌گیری کامیونیتی (جامعه مخاطبان) دانست و گفت: تولید محتوا برای جامعه مخاطب پتانسیل زیادی دارد و می‌تواند رابطه‌ای اصیل میان تولیدکننده و مخاطب ایجاد کند. همین جامعه مخاطبان است که به تولیدکننده محتوا جهت می‌دهد و حتی در طراحی مدل درآمدی پایدار غیر از تبلیغات و اسپانسرشیپ به کمک می‌آید.

زرگرپور  تأکید کرد که برای سرمایه‌گذاران نیز امروز صرفاً تعداد دنبال‌کنندگان مهم نیست، بلکه انسجام هویتی محتوا، اصالت ارتباط با مخاطب و توانایی ایجاد مدل درآمدی پایدار اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

زرگرپور با تأکید بر نقش «تعریف درست از خودِ تولیدکننده محتوا» گفت: اگر خودمان را صرفاً به عنوان تولیدکننده محتوا ببینیم، در چرخه تکرار گرفتار می‌شویم؛ اما اگر خودمان را به عنوان یک پلتفرم یا ارائه‌دهنده سرویس‌های محتوایی ببینیم، امکان برنامه‌ریزی بلندمدت خواهیم داشت.

او با اشاره به اهمیت استمرار در فعالیت رسانه‌ای افزود: موفقیت در بازی تولید محتوا بیش از هر چیز به استمرار وابسته است. تعهدی که به مخاطب می‌دهیم باید همواره برقرار بماند؛ بدون این تعهد، هیچ بیزینس مدلی در محتوا دوام نمی‌آورد.

زرگرپور همچنین به ضرورت تلفیق حضور آنلاین و فیزیکی اشاره کرد و گفت: در فضای آنلاین کار می‌کنیم، اما نباید از اهمیت حضور فیزیکی غافل شویم. فکر کردن به ابعاد فیزیکی فعالیت محتوا  از رویدادها تا ارتباط مستقیم با مخاطب می‌تواند بخشی از برنامه‌ریزی بلندمدت و پایدار ما باشد.

حسین دلاور، سردبیر رسانه «آخرین خودرو»، با اشاره به تغییر رویکرد این مجموعه در تولید محتوا گفت: تمرکز ما در «آخرین خودرو» بر این است که برای هر پلتفرم، ساختار تولید محتوای مستقل و متناسب با نیاز همان مخاطب داشته باشیم.

او توضیح داد: در اینستاگرام، کاربران بیشتر به دنبال پیگیری چالش‌های روزمره صنعت خودرو هستند؛ از تاخیر در تحویل خودرو گرفته تا افزایش قیمت‌ها. ما تلاش کردیم محتوایی تولید کنیم که به این دغدغه‌ها پاسخ دهد و به مخاطب هشدار دهد چه تصمیم‌هایی در خرید یا نگهداری خودرو به نفعش است.

او افزود: اما در آپارات و یوتیوب، مخاطب متفاوت است؛ مخاطب در اینجا است کسی که به دنبال محتوای تخصصی‌تر درباره خودرو و بررسی دقیق محصولات است. برای همین در این پلتفرم‌ها سراغ تولید ویدیوهای تحلیلی رفتیم و برای هر خودروی جدیدی که وارد بازار ایران می‌شود، چه اسپانسر داشته باشیم و چه نداشته باشیم، محتوای اختصاصی تولید می‌کنیم.

دلاور در ادامه درباره اهمیت نگاه کاربرمحور در صنعت خودرو گفت: خرید خودرو با خرید هر محصول دیگری فرق دارد؛ پای مبالغ میلیاردی وسط است و تجربه کاربر باید در مرکز توجه رسانه باشد.

رضا مهدوی دیگر فعال حوزه تولید و محتوا و پرسونال برندینگ، با انتقاد از نگاه رایج به «اقتصاد توجه» گفت: یکی از آدرس‌های غلطی که به تولیدکنندگان محتوا داده شده، این است که تصور می‌کنند اگر بتوانند توجه بگیرند و آن را به پول تبدیل کنند، موفق و خوشبخت خواهند شد؛ در حالی که این مسیر در نهایت به فرسودگی و نارضایتی منتهی می‌شود.

او توضیح داد: وقتی تولیدکننده محتوا وارد چرخه جلب توجه می‌شود، در واقع درگیر پدیده‌ای به نام تورم بازخورد اجتماعی می‌شود؛ یعنی همان‌طور که پول بدون پشتوانه ارزشش را از دست می‌دهد، لایک و کامنت هم دیگر معنا و ارزش اولیه خود را از دست می‌دهند. در نتیجه مغز برای دریافت دوباره دوپامین، فرد را وادار به تولید مداوم محتوا می‌کند تا بازخورد بیشتری بگیرد، و این چرخه اعتیادآور، در نهایت باعث فرسودگی روانی می‌شود.

او با اشاره به تجربه نسل پیشین از اینفلوئنسرها گفت: خیلی از چهره‌های پرطرفدار دهه گذشته حالا دیگر حضور فعالی در فضای مجازی ندارند. این یعنی شهرت تمام می‌شود، اما اثرات روانی و انتظاراتی که از خودت و اطرافیانت باقی می‌ماند، می‌تواند آسیب‌زننده باشد. شاید بعضی از آن‌ها پولدار شده باشند، اما بسیاری خوشحال نیستند.

او با تأکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم پرسونال برندینگ ادامه داد: برند شخصی نباید صرفاً ابزاری برای درآمد باشد، بلکه باید وسیله‌ای برای احساس رضایت، اثرگذاری و معنا در زندگی فردی و حرفه‌ای باشد. به نظر من، پایداری واقعی در برند شخصی یعنی حفظ حال خوب و حس تأثیرگذاری، نه صرفاً افزایش فالوئر یا درآمد.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا