کارشناسان حوزه اینترنت کودک: اینترنت کودک با محدودسازی ساخته نمیشود

پژوهشگران حوزه کودک، سواد رسانه و خانواده در نشست بررسی اینترنت کودک با انتقاد از رویکردهای محدودکننده در سیاستگذاری فضای مجازی، تاکید کردند که حکمرانی باید مسئولیت اینترنت کودک را بپذیرد و به جای سیاستهای سلبی، حق دسترسی، آموزش سواد رسانه و تنظیمگری مشارکتی را در دستور کار قرار دهد. آنها همچنین نسبت به کاهش اعتماد عمومی، عمیق شدن شکاف دیجیتال و ناکارآمدی سیاست فیلترینگ در حفاظت از کودکان هشدار دادند.
به گزارش پیوست، مرضیه ادهم، پژوهشگر حوزه کودک و اینترنت، در نشست خبری اینترنت کودک که به همت «کدومو» برگزار شد، با اشاره به اینکه مسئولیت اینترنت کودک در ایران میان نهادهای مختلف تقسیم شده است، گفت: مسئول اینترنت کودک یک نفر نیست و چند نفر هستند که مسئولیت را بر گردن یکدیگر میاندازند. این موضوع یکی از آسیبهای جدی حوزه سیاستگذاری اینترنت کودک است.
او با انتقاد از رویکردهای محدودکننده در سیاستگذاری اینترنت، توضیح داد: به محض اینکه در دنیا یک حرکت کنترلگرایانه و سلبی مشاهده میکنیم، ذوقزده میشویم و آن را برجسته میکنیم؛ برای مثال میگوییم فلان کشور هم گوشی را از دست فرزندش گرفته است. مسئول اصلی اینترنت کودک، حکمرانی است. نگاه حکمرانی در سالهای گذشته به جای آنکه حقمحور باشد، منعمحور بوده است.
او با اشاره به چارچوبهای حقوق کودک در یونیسف گفت: طبق اصول یونیسف، محافظت، تامین و مشارکت سه ضلع حقوق کودک هستند. آموزش، بازی و سرگرمی نیز جزو حقوق کودکان محسوب میشود، اما ما همواره بندهای سلبی را برجسته کردهایم و بخشهای مربوط به اتصال و دسترسی را نادیده گرفتهایم.
این پژوهشگر معتقد است: نگاه منعمحور، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به سیاستگذاری را کاهش داده و در نتیجه مردم از سیاستگذار فاصله گرفتهاند.
او درباره مسئولیت بازیگران مختلف در این حوزه گفت: اولین انگشت اشاره باید به سمت حکمرانی باشد، سپس والدین و بعد از آن پلتفرمها.
حکمرانی باید مسئولیت اینترنت کودک را بپذیرد
ادهم با بیان اینکه تکرار بیش از حد برخی مفاهیم باعث تهی شدن آنها از معنا میشود، ادامه داد: موضوع کودک نیز همین وضعیت را پیدا کرده است. ما هنوز وضعیت موجود را بهدرستی شناسایی نکردهایم و مشخص نیست الگوی اینترنت کودک در ایران قرار است شبیه چین باشد یا اتحادیه اروپا. ابتدا باید بدانیم راهبرد سیاستگذار چیست و اساسا سیاستگذاری در این حوزه چه معنایی دارد.
او اینترنت را برای کودکان یک منفعت عمومی دانست و گفت: نباید صرفا یک فضا را بست. همزمانی برخی اقدامات نیز باعث بیاعتمادی مردم شده است. برای مثال، همزمان با ارائه سیمکارت کودک، قفل کودک نیز فعال شد و شهروندان این تصور را پیدا کردند که امروز محدودیت برای کودک اجرا میشود و فردا نوبت بزرگسالان خواهد بود.
به گفته او، نبود پشتوانه سرمایه اجتماعی موجب شده حتی برخی کارشناسان از ارائه ایده به وزارت ارتباطات خودداری کنند، زیرا نگراناند این ایدهها بعدها از سوی شورای عالی فضای مجازی برای اعمال محدودیت بر بزرگسالان استفاده شود.
ادهم همچنین گفت: والدین امروز در برابر فرزندان خود وجاهت لازم را ندارند. او سیاستگذاری اینترنت را دنباله سایر سیاستهای کشور دانست و ادامه داد: همانطور که در حوزههایی مانند خودروی ملی یا ممنوعیت واردات شاهد ایجاد رانت بودهایم، همین الگو در حوزه پلتفرمها نیز تکرار میشود.
این پژوهشگر درباره وضعیت پلتفرمها گفت: در بسیاری از کشورها، پلتفرمها به شکل شفاف فعالیت میکنند و دولتها میتوانند با آنها مذاکره و چانهزنی کنند، اما در ایران با دیوارکشی، امکان نظارت و مذاکره با پلتفرمهای خارجی از بین رفته است. حتی درباره پلتفرمهای داخلی نیز گاهی سیاستگذاری مشخصی وجود ندارد و تصمیمها سلیقهای اتخاذ میشود.
او ادامه داد: باید با سرمایهگذاری و حضور در این فضا وارد مذاکره شویم، اما اکنون در مسیر حذف حرکت میکنیم، نه مذاکره.
ادهم سواد رسانهای را موضوعی دانست که باید از ابتدای کودکی آغاز شود و گفت: اگر نوجوانی در ۱۶ سالگی به فیلم پورن دسترسی پیدا میکند، ریشه این موضوع احتمالاً به پنجسالگی او بازمیگردد.
به محض اینکه در دنیا یک حرکت کنترلگرایانه و سلبی مشاهده میکنیم، ذوقزده میشویم و آن را برجسته میکنیم؛ برای مثال میگوییم فلان کشور هم گوشی را از دست فرزندش گرفته است. مسئول اصلی اینترنت کودک، حکمرانی است. نگاه حکمرانی در سالهای گذشته به جای آنکه حقمحور باشد، منعمحور بوده است.
مرضیه ادهم، پژوهشگر حوزه کودک و اینترنت
او عدالت دیجیتال را یکی از معیارهای اصلی سیاستگذاری دانست و اشاره کرد: امروز مسئله عدالت دیجیتال بسیار جدی است. ما آموزش عمومی در این زمینه نداریم و خانوادههای مرفه از آموزشهای خصوصی استفاده میکنند، اما خانوادههایی که توان مالی ندارند، یا حق حفاظت از کودک را از دست میدهند یا حق دسترسی کودک آنها محدود میشود.
ادهم همچنین به شکاف دیجیتال اشاره کرد و گفت: قبلا شبکه شاد کاملا رایگان بود و دسترسی آسانتری وجود داشت، اما اکنون دسترسی دشوارتر شده و هزینه اینترنت نیز افزایش یافته است. باید از تنظیمگری تحمیلی به سمت تنظیمگری مشارکتی حرکت کنیم. هیچ نهادی به تنهایی نمیتواند این کار را انجام دهد. ذات دولت با بروکراسی همراه است، بنابراین باید بخش خصوصی نیز در فرآیند تنظیمگری مشارکت داشته باشد و دولت صرفاً نقش ریلگذاری را ایفا کند.
به گفته این پژوهشگر، سیاستگذاری باید لایهای و متناسب با سن کودکان باشد. او توضیح داد: اگر فرد ببیند موضوعی در دو سالگی، ۲۰ سالگی یا ۴۰ سالگی به یک شکل ممنوع است، این تصور ایجاد میشود که بهتر است آن را زودتر تجربه کند.
ادهم با اشاره به تجربه فیلترینگ گفت: تلگرام پس از فیلترینگ تغییر محسوسی نکرد و اینستاگرام نیز پس از فیلترینگ حدود ۷۰ درصد رشد کرد که نشان میدهد این سیاست به نتیجه نرسیده است.
او با بیان اینکه ۱۶ میلیون کودک در ایران بومی دیجیتال هستند، گفت: این کودکان باید مهارت استفاده از اینترنت را یاد بگیرند و نمیتوان آنها را موضوعی حاشیهای تلقی کرد. تفکر غالب، تفکری سلبی و شبیه گشت ارشاد است. همچنین استانداردهای ردهبندی سنی نیز سلیقهای هستند؛ بهطوری که ساترا، صداوسیما و بنیاد ملی بازیهای رایانهای هر کدام ردهبندی متفاوتی ارائه میکنند. در حوزه گیم نیز نمیتوان با نگاه سلبی پیش رفت، زیرا نتیجه آن بدتر شدن شرایط خواهد بود.
او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: هر پدر و مادری الزاما والد خوبی نیست و حتی باید درباره حضانت برخی والدین تجدیدنظر شود، اما در ایران تحمل پذیرش این موضوع که ممکن است کسی والد مناسبی نباشد، پایین است.
این پژوهشگر در پایان تاکید کرد: حکمرانی در این حوزه یکدست نیست و کودک نیز در اولویت قرار ندارد. در بسیاری از اسناد و کنوانسیونها بندهای متعددی درباره حقوق کودک وجود دارد، اما در عمل مسئله اصلی اینترنت است، نه کودک. در بسیاری از مواقع از کودک برای تحریک احساسات استفاده میشود، در حالی که خود کودک در اولویت سیاستگذاری قرار ندارد.
اینترنت کودک بدون به رسمیت شناختن حق دسترسی و توانمندسازی والدین معنا ندارد
فاطمه حاجیکاظم تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده، با بیان اینکه پیش از صحبت درباره اینترنت کودک باید چند گزاره اساسی پذیرفته شود، گفت: اگر این گزارهها را نپذیریم، اینترنت کودک اعتبار معنایی خود را از دست میدهد. نخست اینکه باید کودک را بهعنوان یک گروه کاربر، همعرض و همارزش سایر کاربران اینترنت به رسمیت بشناسیم و استفاده کودکان از اینترنت را معتبر بدانیم. این نگاه با رویکرد فعلی که مبتنی بر محدود کردن کودکان است، در تضاد قرار دارد.
حاجیکاظم تهرانی با تاکید بر نقش والدین گفت: نمیتوان نقش والدین را نادیده گرفت، زیرا وظیفه نظارت و مراقبت از کودک بر عهده آنهاست. با این حال، والدین نسل مهاجر دیجیتال هستند و از نظر شناخت و شیوه استفاده از اینترنت با فرزندان خود اختلاف و تضاد دارند.
او ادامه داد: وقتی از اینترنت کودک و حق دسترسی صحبت میکنیم، منظور حضور و تعامل کودک در اینترنت است. یعنی دسترسی و تعامل را به رسمیت میشناسیم و موظف هستیم محیطی امن برای استفاده کودکان از اینترنت ایجاد کنیم؛ چه از طریق نرمافزار، چه سختافزار و چه قانون. هدف این است که کودک با کمترین آسیب ممکن به اطلاعات دسترسی داشته باشد.
این پژوهشگر نقش والدین را اصلیترین بخش این فرآیند دانست و گفت: قانون باید ابزاری باشد که به والدین کمک کند، نه اینکه جایگزین آنها شود.
او با بیان اینکه والدین در این حوزه تنها هستند، اشاره کرد: من معتقدم مسئولیت اصلی بر عهده والدین است و آنها باید دانش، آگاهی، مهارت، توانایی و خودکنترلی لازم را داشته باشند. اما در حال حاضر والدین از مشروعیت لازم برخوردار نیستند.
حاجیکاظم تهرانی ادامه داد: گاهی والدین برای اتصال فیلترشکن به کمک فرزندشان نیاز دارند. از سوی دیگر، قانونی که وضع میشود نیز خود به آن پایبند نیست. برای مثال به فرزند میگوییم تا ساعت ۹ شب بازی کند، اما پدر تا ساعت سه بامداد مشغول بازی است یا مادر ساعتها در اینستاگرام مشغول اسکرول کردن است.
تهرانی با اشاره به ابزارهای نظارتی گفت: والدین به ابزارهای سختافزاری و نرمافزاری نیاز دارند، اما یا استفاده از آنها را بلد نیستند یا حتی اگر بلد باشند، به دلیل وجود فیلترینگ عملاً کارایی لازم را ندارند.
این پژوهشگر گفت: وقتی والدین بهعنوان کاربران بالغ و توانمند از سوی حکمرانی به رسمیت شناخته نمیشوند و فضای اینترنت برای آنها نیز محدود شده است، مادر هم دیگر به محتوای مورد نیاز خود دسترسی ندارد و در نگاه حکمرانی تفاوتی با کودک ندارد.
او تاکید کرد: اینترنت کودک زمانی معنا پیدا میکند که ابتدا اینترنت آزاد برای همه وجود داشته باشد و پس از آن بتوان درباره تفکیک دسترسی کودکان تصمیم گرفت.
گاهی والدین برای اتصال فیلترشکن به کمک فرزندشان نیاز دارند. از سوی دیگر، قانونی که وضع میشود نیز خود به آن پایبند نیست. برای مثال به فرزند میگوییم تا ساعت ۹ شب بازی کند، اما پدر تا ساعت سه بامداد مشغول بازی است یا مادر ساعتها در اینستاگرام مشغول اسکرول کردن است.
فاطمه حاجیکاظم تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده
حاجیکاظم تهرانی با اشاره به وضعیت آموزش سواد رسانه در کشور گفت: باوجود گذشت حدود ۳۰ سال از ورود اینترنت به ایران، هنوز متن دقیق و استانداردی درباره استفاده صحیح از اینترنت که همان سواد رسانه است، نداریم.
او همچنین تاکید کر: کتاب سواد رسانه پایه دهم نیز از نظر محتوایی دارای اشکال است و در واقع به جای سواد رسانه، نوعی سواد ایدئولوژیک را آموزش میدهد.
تهرانی یکی دیگر از چالشهای موجود را شکاف شناختی میان نسلها دانست و گفت: ما با شکاف ادراکی و شناختی میان نسل دیجیتال، والدین بهعنوان نسل سنتی و حتی سیاستگذاران مواجه هستیم. به صورت ناخودآگاه تلاش میکنیم کودکان و بزرگسالان را به الگوی زندگی پیش از گسترش اینترنت بازگردانیم.
به گفته او، برخی همچنان تصور میکنند کودک باید پس از ۱۶ سالگی به اینترنت دسترسی پیدا کند، در حالی که هویتیابی و جامعهپذیری کودکان از سنین پایین شکل میگیرد.
او آموزش، بازی و سرگرمی را از مهمترین کارکردهای اینترنت برای کودکان دانست و گفت: کودکان خیلی زود وارد تعامل در فضای دیجیتال میشوند و باید این تعامل در محیطی امن شکل بگیرد. برای مثال، فهرست سفید در کنسولهای بازی یکی از ابزارهای ایجاد فضای امن است.
حاجیکاظم تهرانی با اشاره به گسترش هوش مصنوعی گفت: نمیتوان هوش مصنوعی را نادیده گرفت. قوانین و نظریهها از تحولات این حوزه عقب ماندهاند و باید درباره ایجاد فضای امن هوش مصنوعی برای کودکان نیز فکر کنیم.
او گفت که حضور و زندگی دیجیتال کودکان مسئلهای بسیار جدی است و تا زمانی که برای آن اعتبار قائل نشویم، به نتیجه نخواهیم رسید. وقتی از اینترنت کودک صحبت میکنیم، درباره یک اینترنت واحد حرف نمیزنیم. شیوه نظارت نیز از کنترلگری کامل تا نظارت غیرمستقیم و مشارکتی متفاوت است. همچنین اینترنت مناسب کودک هشتساله با کودک ۱۰ ساله یکسان نیست و نمیتوان برای همه گروههای سنی شاخصهای واحدی در نظر گرفت.
او با تاکید بر حق دسترسی کودکان گفت: حق دسترسی صرفاً به معنای برآورده شدن نیازها نیست، بلکه به این معناست که کودک بهعنوان یک کاربر امکان انتخاب داشته باشد. البته این حق انتخاب امروز حتی برای بزرگسالان نیز به طور کامل وجود ندارد.
حاجیکاظم تهرانی ادامه داد: اینترنت بخش مهمی از زندگی کودکان است، نه یک بسته یا امکان اضافه. حتی بخش مهمی از فرآیند تربیتی، پیش از تولد کودک آغاز میشود.
او با انتقاد از رویکرد خانوادهها و مدارس گفت: والدین، مدارس و روانشناسان معمولاپس از وقوع بحران به فکر آموزش میافتند، در حالی که این موضوع باید بخشی از فرآیند تربیت باشد. همانطور که به کودک سلام کردن را آموزش میدهیم، باید شیوه تعامل در فضای مجازی را نیز از همان ابتدا به او یاد بدهیم.
این پژوهشگر آموزش سواد رسانه را یک ضرورت دانست و گفت: سطح آگاهی والدین حتی در میان خانوادههای مرفه و تحصیلکرده نیز نزدیک به صفر است و اگر هم نظارتی وجود داشته باشد، معمولاً نظارتی سلبی است.
او تاکید کرد: نظام آموزش دولتی و خصوصی، رسانههای مستقل و دولتی و روزنامهها باید همسو عمل کنند و ضرورت سواد رسانه را تبیین کرده و محتوای غیرایدئولوژیک در اختیار مردم قرار دهند؛ بهویژه محتوایی که از صداوسیما منتشر میشود.
حاجیکاظم تهرانی گفت: در رسانه ملی درک درستی از سواد رسانه وجود ندارد و به همین دلیل اقدامات آن نتیجهبخش نیست. باید این نگاه از رویکرد سلبی به رویکرد ایجابی تغییر کند و حق استفاده کودکان از اینترنت به رسمیت شناخته شود.
او در پایان با تاکید بر لزوم حمایت از والدین تاکید کرد: باید به والدین کمک شود تا ابزارهای لازم برای آگاهی و مدیریت استفاده کودکان از اینترنت را در اختیار داشته باشند. همچنین پشتوانه قانونی اهمیت زیادی دارد. امروز هیچ قانونی وجود ندارد که پدر و مادر را از انتشار تصویر کودک در اینترنت منع کند.
کارشناس کدومو: منظور از اینترنت کودک، اینترنت طبقاتی نیست
حسامالدین قاسمی، کارشناس کدومو، با اشاره به حساسیتهای شکلگرفته پیرامون مفهوم اینترنت کودک گفت: هر زمان از اینترنت کودک صحبت میشود، میان مردم بیاعتمادی ایجاد میشود؛ در حالی که موضوع اصلی، کودک و حفظ حریم خصوصی اوست و این مسئله اهمیت بالایی دارد.
منظور از اینترنت کودک، اینترنت طبقاتی نیست.هر زمان از اینترنت کودک صحبت میشود، میان مردم بیاعتمادی ایجاد میشود
حسامالدین قاسمی، کارشناس کدومو
او با اشاره به تغییر الگوی استفاده کودکان از اینترنت در دوران همهگیری کرونا گفت: در دوره کرونا، به دلیل برگزاری کلاسهای آنلاین، گوشی تلفن همراه در اختیار کودکان قرار گرفت و میزان استفاده آنها از اینترنت افزایش یافت.
قاسمی ادامه داد: در همان دوره، کودکان وارد پلتفرمهای مختلف شدند، پدیده کودکبلاگرها شکل گرفت و بسیاری از کودکان وارد فضاهایی شدند که لزوماً متناسب با سن آنها نبود. با گذشت زمان و اعمال فیلترینگ، کودکان با فیلترشکن آشنا شدند و در بسیاری از موارد حتی توانستند محدودیتهای والدین را دور بزنند؛ چرا که کودکان معمولاً در استفاده از فناوری پیشروتر هستند و برخی والدین دانش و مهارت کافی در این زمینه ندارند.
این کارشناس کدومو در پایان تاکید کرد: منظور از اینترنت کودک، اینترنت طبقاتی نیست.
منبع





