نئوبانکهایی که هرگز متولد نشدند

چند سال پیش، وقتی در کسوت خبرنگار حوزه اقتصاد دیجیتال روندهای بانکداری در جهان را دنبال میکردم، یکی از جذابترین بخشهای این تحولات برایم نئوبانکها بودند. بانکهایی که وعده میدادند بدون شعبه، بدون کاغذبازی و بدون مراجعه حضوری، تمام خدمات بانکی را در اختیار مشتری قرار دهند. آن روزها حتی تصور عبور از سد احراز هویت غیرحضوری در ایران هم دشوار به نظر میرسید. بههمیندلیل دریافت یک خدمت بانکی کامل بدون مراجعه به شعبه، بیشتر شبیه یک آرزو بود تا امکانس واقعی. وقتی نخستین تبلیغات بلو و بانکینو را دیدم، احساس کردم این آرزو در حال تحقق است. بدون معطلی در هر دو ثبتنام کردم. تجربه افتتاح حساب غیرحضوری، دریافت کارت و استفاده از خدماتی که تا آن زمان نیازمند مراجعه به شعبه بودند هیجانانگیز بود. تصور میکردم این تنها آغاز راه است و بهزودی بانکهای دیجیتال ایرانی نیز مسیری شبیه نئوبانکهای شناختهشده جهان را طی خواهند کرد؛ مسیری که در نهایت شاید بتواند برای کاربران ایرانی به معادل بومی سرویسهایی مانند رولوت یا مونزو بینجامد. آیا زمان آن نرسیده که رگولاتور بهسمت طراحی مجوزی مستقل برای نئوبانکها گام بردارد؟ مجوزی که بتواند میان یک شعبه دیجیتال و یک بانک دیجیتال مستقل تفاوت قائل شود اما اکنون که چند سال از آن روزها گذشته، به نظر میرسد آن رویا محقق نشده است. نه ازاینرو که این محصولات شکست خوردهاند؛ برعکس، برخی از آنها میلیونها کاربر جذب کردهاند و حتی بانکهای سنتی را وا داشتهاند تا به تجربه کاربری، طراحی محصول و خدمات دیجیتال توجه بیشتری نشان دهند. مساله اینجاست که آنها در همان نقطه ابتدایی متوقف ماندهاند: جایی میان موبایلبانک و بانک دیجیتال. امروز در شرایطی که بانکهای سنتی خدماتی مانند چک الکترونیکی، سفته الکترونیکی، اعتبارسنجی هوشمند و حتی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را به محصولات خود اضافه میکنند، بسیاری از آنچه روزی نئوبانک نامیده میشد هنوز تفاوت معناداری…
منبع





