اخبار

اتصال کارت سوخت به کارت بانکی، رویایی در بحران زیرساخت

اتصال کارت سوخت به کارت بانکی بار دیگر از مرحله ایده به آستانه اجرا رسیده است. هم‌زمان با آغاز اجرای پایلوت این طرح، دولت و نهادهای مسئول تلاش می‌کنند یکی از قدیمی‌ترین پروژه‌های تجمیع خدمات را پس از سال‌ها رفت‌وآمد میان دستگاه‌های مختلف به مرحله عملیاتی برسانند. ایده‌ای که هدف آن کاهش هزینه‌ها، ساده‌سازی فرآیند سوخت‌گیری و یکپارچه‌سازی تخصیص یارانه سوخت عنوان می‌شود. اما بازگشت دوباره این طرح در شرایطی رخ می‌دهد که طی سال‌های اخیر هم شبکه هوشمند سوخت و هم بخشی از زیرساخت‌های بانکی کشور تجربه حمله‌های سایبری و اختلال‌های گسترده را پشت سر گذاشته‌اند.

به گزارش پیوست، در نگاه سیاستگذار، اتصال کارت سوخت به کارت بانکی بخشی از مسیر هوشمندسازی خدمات عمومی و تجمیع ابزارهای هویتی و مالی شهروندان است؛ مسیری که سال‌هاست در قالب طرح‌های مختلف دنبال می‌شود. با این حال منتقدان معتقدند در دورانی که تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کشور تبدیل شده، اتصال دو سامانه حساس می‌تواند علاوه بر مزایای اجرایی، ریسک‌های جدیدی نیز ایجاد کند.

ایده‌ای که نزدیک به دو دهه است بازمی‌گردد

ریشه ایده اتصال کارت سوخت به کارت بانکی به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. حتی هم‌زمان با شکل‌گیری سامانه هوشمند سوخت در اواخر دهه ۱۳۸۰ نیز بحث تجمیع کارت‌های خدماتی و کاهش تعداد کارت‌های همراه شهروندان مطرح بود. در همان زمان، ایده اتصال کارت سوخت به کارت بانکی و حتی استفاده از کارت ملی هوشمند به عنوان بستر ارائه این خدمت مورد بحث قرار گرفت.

منطق این ایده از ابتدا روشن بود؛ یک کارت به جای چند کارت. اما هرچه طرح وارد مرحله اجرا شد، نگرانی‌های فنی و امنیتی آن نیز پررنگ‌تر شد. منتقدان هشدار می‌دادند که تجمیع خدمات هویتی، مالی و یارانه‌ای روی یک ابزار واحد می‌تواند در صورت بروز اختلال یا نفوذ امنیتی، دامنه خسارت را افزایش دهد.

در سال‌های بعد نیز این ایده بارها با عناوین مختلف به سیاستگذاری کشور بازگشت؛ از اتصال کارت سوخت به کارت‌های بانکی تا استفاده از کیف پول‌های الکترونیکی و کارت ملی هوشمند. با این حال هیچ‌یک از این طرح‌ها به اجرای فراگیر و پایدار نرسیدند. حتی تجربه‌های محدود اتصال سامانه سوخت به برخی کارت‌های بانکی نیز هرگز به الگویی ملی برای استفاده گسترده تبدیل نشد.

تجمیع خدمات یا تجمیع ریسک؟

اتصال کارت سوخت به کارت بانکی در ظاهر پروژه‌ای برای تسهیل سوخت‌گیری و کاهش تعداد کارت‌های همراه شهروندان است، اما در سطحی عمیق‌تر بخشی از یک رویکرد قدیمی در سیاستگذاری فناوری اطلاعات کشور محسوب می‌شود؛ رویکردی که تلاش می‌کند خدمات مختلف را روی زیرساخت‌های مشترک متمرکز کند.

این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که تجربه سال‌های اخیر را مرور کنیم. شبکه هوشمند سوخت کشور دست‌کم دو بار هدف حملات سایبری قرار گرفته و حتی در یک مورد حمله از طریق شبکه پرداخت صورت گرفته بود و شبکه بانکی نیز از اختلال‌ها و حملات مشابه در امان نبوده است. این رخدادها نشان دادند که حتی زیرساخت‌های حیاتی و مستقل نیز در برابر تهدیدات سایبری آسیب‌پذیر هستند.

اکنون قرار است میان دو زیرساخت مهم کشور، یعنی شبکه بانکی و سامانه توزیع سوخت، پیوندی نزدیک‌تر ایجاد شود. در چنین شرایطی، یک حمله سایبری، خطای نرم‌افزاری یا اختلال گسترده می‌تواند دامنه اثر وسیع‌تری پیدا کند. نکته قابل توجه آن است که این طرح درست در زمانی وارد فاز اجرایی شده که یکی از مهم‌ترین درس‌های حملات اخیر، ضرورت افزایش تاب‌آوری و کاهش وابستگی متقابل زیرساخت‌های حیاتی بوده است.

یارانه نقدی؛ حلقه گمشده بحث

بخش مهمی از بحث اتصال کارت سوخت به کارت بانکی بر فرآیند سوخت‌گیری و سهمیه‌بندی متمرکز شده، اما وابستگی روزافزون سیاست‌های رفاهی کشور به شبکه بانکی شاید از یک منظر قدرت زیرساخت شبکه بانکی را نشان دهد اما از سوی دیگر می‌تواند ریسک این شبکه پر اهمیت را نیز افزایش دهد.

امروز یارانه نقدی خانوارها از طریق حساب‌های بانکی پرداخت می‌شود و کالابرگ الکترونیکی نیز بر بستر کارت‌ها و حساب‌های بانکی عمل می‌کند. به این ترتیب دسترسی میلیون‌ها نفر به بخشی از حمایت‌های معیشتی دولت پیش از این نیز به عملکرد پایدار شبکه بانکی وابسته شده است.

اتصال کارت سوخت به کارت بانکی به این معناست که یک خدمت حیاتی دیگر نیز به همین زنجیره افزوده خواهد شد. در چنین شرایطی حساب بانکی فقط محل نگهداری پول یا دریافت یارانه نیست، بلکه به درگاهی برای دسترسی به سهمیه سوخت نیز تبدیل می‌شود. نتیجه آن است که منابع مالی خانوار، حمایت‌های معیشتی دولت و سهمیه سوخت بیش از گذشته به یک زیرساخت مشترک وابسته می‌شوند.

از نگاه منتقدان، مسئله اصلی امنیت کارت بانکی یا سامانه سوخت به تنهایی نیست؛ بلکه تمرکز چند خدمت حیاتی روی یک بستر مشترک است. در چنین وضعیتی یک اختلال گسترده می‌تواند به صورت هم‌زمان دسترسی شهروندان به پول، یارانه، کالابرگ و سهمیه سوخت را تحت تأثیر قرار دهد.

آیا زیرساخت آماده است؟

پس از جنگ ۱۲ روزه و مجموعه حملات سایبری و اختلال‌هایی که برخی زیرساخت‌های کشور را تحت تأثیر قرار داد، یکی از بحث‌های جدی در حوزه فناوری اطلاعات و خدمات مالی، کاهش تمرکز و افزایش توزیع‌پذیری سامانه‌های حیاتی بود. منطق این رویکرد روشن بود؛ اگر بخشی از یک زیرساخت دچار مشکل شد، اختلال به کل شبکه سرایت نکند و خدمات حیاتی کشور همچنان قابل ارائه باشند.

در همین چارچوب، حرکت به سمت زیرساخت‌های توزیع‌شده، ایجاد مراکز داده پشتیبان و کاهش نقاط شکست مشترک به یکی از محورهای اصلی بحث‌های کارشناسی تبدیل شد. با این حال، اتصال کارت سوخت به کارت بانکی در مسیری قرار دارد که از نگاه برخی کارشناسان با این رویکرد در تضاد است. این طرح در حالی دنبال می‌شود که یکی از مهم‌ترین درس‌های بحران‌های اخیر، کاهش تمرکز و افزایش استقلال زیرساخت‌های حیاتی از یکدیگر بوده است؛ اما اتصال سامانه سوخت به شبکه بانکی، عملاً وابستگی متقابل دو زیرساختی را افزایش می‌دهد که هر دو پیش‌تر تجربه حمله سایبری و اختلال گسترده را پشت سر گذاشته‌اند.

هوشمندسازی بدون تاب‌آوری؟

اتصال کارت سوخت به کارت بانکی در ادبیات رسمی بخشی از مسیر هوشمندسازی خدمات عمومی معرفی می‌شود. اما هوشمندسازی به تنهایی تضمین‌کننده پایداری خدمات نیست. زیرساختی که هوشمندتر می‌شود اما تاب‌آوری کافی ندارد، در زمان بحران می‌تواند آسیب‌پذیرتر از گذشته باشد.

پرسش اصلی امروز این نیست که آیا از نظر فنی می‌توان سهمیه سوخت را روی کارت بانکی تعریف کرد یا خیر که قاعدتا با توجه به تجربه‌های گذشته مانند تعریف کالابرگ یا توزیع یارانه بدون شک امکان پذیر است؛ پرسش این است که در صورت بروز یک بحران گسترده، این زنجیره خدمات تا چه اندازه توان ادامه فعالیت خواهد داشت.

شاید مهم‌ترین آزمون پایلوت جدید نیز همین باشد. اگر نتیجه آزمایش تنها اثبات امکان فنی اتصال کارت سوخت به کارت بانکی باشد، بخش مهمی از مسئله همچنان بی‌پاسخ باقی خواهد ماند. آنچه باید اثبات شود، توان ادامه خدمت در شرایط بحران است.

در نهایت این سوال همچنان مطرح است که چرا طرحی که بارها از نظر کارشناسی رد شده است باز هم روی میز تصمیم گیری قرار می‌گیرد و مقدمات پایلوت آن آماده می‌شود؛ آیا شرایط تغییر کرده یا تمامی ریسک‌های اجرای آن پروژه از ابتدا از بین رفته است؟ شاید هم تغییر مدیران موجب می‌شود تا حافظه فعالیت‌های اداری کشور پاک شود.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا