پلتفرمهای ارتباطی باید در رده زیرساختهای حیاتی قرار بگیرند

در دوران پاندمی کرونا، اهمیت استفاده از ابزارهای ارتباطی آنلاین و تصویری برای ارتباطات، آموزش و مدیریت کسبوکارها بهخوبی آشکار شد. در همان مقطع، روشن شد که بسیاری از کشورها زیرساختهای لازم برای تداوم فعالیتهای عمومی، آموزشی و اقتصادی بر بستر پلتفرمهای آنلاین را از قبل فراهم کرده بودند، در حالی که ما در کشور با کمبود زیرساختهای کافی و مناسب در این حوزه مواجه بودیم.
با تقویت تدریجی این زیرساختها، پلتفرمهای ارتباطی بهمرور چنان با زندگی مردم و فعالیت کسبوکارها گره خوردند که امروز بخش مهمی از امور روزمره کشور، از جلسات سازمانی و آموزش آنلاین تا رویدادهای حرفهای، پشتیبانی، فروش و همکاری از راه دور، بر بستر همین پلتفرمها انجام میشود.
خیلی از پلتفرمهای ارتباطی آنلاین، زمانی ماهیت درآمدزایی و کسبوکاری داشتهاند و شکی در این نیست که چه گوگلمیت به عنوان محصولی خارجی و چه اسکایروم به عنوان محصول بومی هم با همین دیدگاه ساخته شدهاند. اما با تجربهای که از دوران کرونا به دست آوردیم، اکنون کارکرد این پلتفرمها و بهخصوص اسکایروم، از مرز کسبوکار خصوصی عبور کرده است.
خدمات شبکه پرداخت، مخابرات و حملونقل هم توسط بخش خصوصی ایجاد شده و توسعه پیدا میکنند، اما کسی نمیتواند اهمیت آنها را به عنوان زیرساخت ملی به خاطر نوع مالکیت زیر سوال ببرد. پلتفرمهای ارتباطی هم باید بر اساس نقششان در وضعیت کنونی کشور ارزیابی شوند. این پلتفرمها امروز بستر فعالیت هزاران کسبوکار، موسسه آموزشی، رویدادهای تخصصی و تعامل حرفهای هستند و به همین دلیل نگاه به آنها باید از سطح «سرویس تجاری» به سطح «زیرساخت ملی» ارتقا پیدا کند.
اهمیت زیرساختها در شرایط عادی هم روشن است، اما در بحرانها تعیینکننده میشود. هر زمان که امکان ارتباط حضوری مثل دوران کرونا محدود شود یا کشور با اختلال، حادثه یا فشار بیرونی روبهرو باشد، پلتفرمهای ارتباطی به ابزار حفظ تداوم فعالیت تبدیل میشوند.
در بحران اخیری که تجربه کردیم، اینترنت به معنای واقعی کلمه ماهیت خود را از دست داد و شکل و شمایل اینترانت را به خود گرفت که بر اساس آن، بسیاری از خدمات و ابزارهای خارجی که پیش از این هم به صورت محدود در دسترس بودهاند، به صورت کامل از دسترس خارج شدند. در چنین وضعیتی، برگزاری جلسات سازمانی در لایههای تصمیمگیری، آموزشی، هماهنگی عملیاتی، ارائه خدمت و ارتباط درون و برونسازمانی بدون پلتفرمهای ارتباطی بومی مثل اسکایروم، تابآوری کسبوکارها را از بین میبرد و شرایط را برای همه بحرانیتر میکرد. اگر با این زاویه نگاه کنیم، درک خواهیم کرد که توسعه پلتفرمهای ارتباطی داخلی ارتباطی با کسبوکار به معنای اخص ندارد، بلکه بهصورت مستقیم با تقویت تابآوری ملی در ارتباط است.
اخیراً میشنویم که محدودیتها و فیلترها، متولی استقلال دیجیتالی واقعی است. استقلال دیجیتال را نمیتوان با محدود شدن یا کنار رفتن سرویسهای خارجی به دست آورد. استقلال واقعی زمانی شکل میگیرد که کشور بتواند در لایههای مهم فناوری، بهویژه در حوزه ارتباطات آنلاین، روی زیرساختهای قابل اتکا و بازیگران توانمند داخلی تکیه کند.
این استقلال از مسیر حذف و فیلترینگ محقق نمیشود، بلکه از مسیر ساختن، تقویت کردن و ایجاد ظرفیت پایدار برای پلتفرمهای داخلی به دست میآید. پلتفرم بومی زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که فرصت توسعه بر اساس کیفیت، نوآوری و اعتماد کاربران برای آن فراهم باشد. به جای تمرکز بر محدودسازی رقبا، باید بر سرمایهگذاری روی پلتفرمهای بومی و به بلوغ رساندن فناوریهای داخلی تمرکز کرد.
در عین حال، اختلال اینترنت فقط به کاربران نهایی آسیب نمیزند و پلتفرمهای داخلی نیز هزینه این ناپایداریها را میپردازند. هر زمانی که ناپایداری در شبکه اینترنت رخ میدهد، هزینه زیرساخت افزایش پیدا میکند، مسائل فنی پیچیدهتر میشود، فشار بیشتری روی تیمهای پشتیبانی میآید و در نهایت کیفیت تجربه کاربر افت میکند. طبیعی است کاربران شاکی میشوند و ما هم باید نسبت به شکایت آنها که مسبباش نبودهایم، پاسخگو باشیم و مشکلاتشان را تا جایی که میشود، حل کنیم.
در چنین شرایطی، پلتفرمها بهجای تمرکز روی توسعه و نوآوری، ناچارند بخش زیادی از منابع خود را صرف جبران اتفاقاتی کنند که از حیطه اختیارات آنها خارج است. به همین دلیل است که میگوییم، ثبات اینترنت پیشنیاز رشد و پایداری پلتفرمهای داخلی است و کارکرد آنها را به شدت افزایش میدهد.
مهمترین کارکرد پلتفرمهای ارتباطی، فراهم کردن امکان کار، آموزش و برگزاری رویداد بدون وابستگی به موقعیت جغرافیایی است. این بسترها به افراد و سازمانها کمک میکنند تا صرفنظر از شهر یا منطقهای که در آن حضور دارند، به فرصتهای آموزشی، شغلی و حرفهای دسترسی داشته باشند و هزینه توسعه، آموزش و مدیریت کسبوکار برای آنها کمتر شود. به همین خاطر بخشی از تمرکز فرصتها روی کلانشهرها کاهش پیدا میکند و امکان مشارکت موثرتر بین شهری و کشوری فراهم میشود.
در بحث سرمایهگذاری روی پلتفرمهای ارتباطی، اشتباه جایی است که تصور شود همه هزینهها صرف توسعه یا حفظ فناوریهای موجود میشود، در حالی که این سرمایهگذاری مستقیماً به بهرهوری ملی گره خورده است. هر ریال سرمایهگذاری در این حوزه میتواند چند برابر، در قالب افزایش بهرهوری سازمانها، بهبود کیفیت آموزش و کاهش هزینههای عملیاتی بازگشت داشته باشد.
وقتی ارتباطات، جلسات، آموزش و همکاری با کیفیت بالاتر و هزینه کمتر انجام شود، به طبع زمان کمتری هدر میرود، فرایندها سریعتر پیش میروند و منابع سازمانی به شکل موثرتری مصرف میشوند. از این منظر، تقویت این زیرساختها به نفع کل سیستم اقتصاد کشور است.
در مجموع اگر بپذیریم که پلتفرمهای ارتباطی در تداوم فعالیت کسبوکارها، آموزش، ارتباطات و بهرهوری کشور نقشی حیاتی دارند، دیگر نمیتوان آنها را ذیل سرویسها و خدمات عادی تعریف کرد. این بسترها باید در طبقه زیرساختهای حیاتی دیجیتال قرار بگیرند و متناسب با این جایگاه، از الزامات، حمایتها و سیاستگذاری مناسب برخوردار باشند.
منبع





